روش آموزشی والدورف

روش آموزشی والدورف در تربیت اوان کودکی: تاریخچه، مبانی و اصول

در مقاله “رویکردهای برنامه درسی در پیش از دبستان: شش رویکرد مهم“، روش آموزشی والدورف به طور خلاصه معرفی شد. در این مقاله قصد داریم به معرفی جنبه های متعدد روش آموزشی والدوف بپردازیم.

نخستین آموزشگاه والدورف، از ویرانه های جنگ جهانی اول سر بر آورد. در سال ۱۹۱۹ امیل مولت، بنیان گذار و مدیر عامل کارخانه سیگار والدورف آستوریا در اشتوتگارت از رودولف اشتاینر در خواست کرد روشی آموزشی ابداع کند که شفای بشر در آن مورد توجه قرار گیرد: «ضروری است که به نظام آموزش و پرورشی دست یابیم که ما را از گرداب هرج و مرج اجتماعی که در آن گرفتار شده ایم، نجات دهد. تنها راه حل این مشکل، وارد کردن معنویت به روح انسان از راه آموزش و پرورش است.» (اشتاینر، ۲۰۰۳).

پس از یک دوره فشرده آموزش مدرس، نخستین آموزشگاه جامع بدون گزینش و تفکیک باز شد که کودکان زنان و کارگران را از همان آموزشی بهره مند می ساخت که برای کودکان خانواده های توانگر فراهم بود (مولت، ۱۹۷۵، ص ۱۳۷). این کار، امکان گسترش روش آموزشی والدورف (اشتاینر) را در سراسر جهان فراهم آورد.

این موج آموزشی با استقبال ویژه ای در انگلستان روبه رو شد و در سال ۱۹۲۳ اشتاینر را برای سخنرانی به آنجا دعوت کردند. در انگلستان او با بسیاری از دست اندرکاران آموزش آشنا شد و با رویکرد آموزشی مارگرت مک میلان که یکی از هوادارانش بود، رابطه ای دوستانه برقرار کرد: «نیاز به تخیل، حقیقت و مسئولیت پذیری، قلب آموزش و پرورش است… بهترین کار این است که انسان ها را با تکیه بر اعتماد به نفس و قدرت داوری آن ها، برای یافتن جایگاهشان در جهان توانمند سازیم.» (اشتاینر، ۱۹۷۲)

رودولف اشتاینر اندیشه هایش دوباره کودکستان را به الیزابت گرونلیون (۱۸۸۵-۱۹۸۹) ارائه داد و او آن را برای زمانی کوتاه در یک مرکز پیش دبستانی به آزمون گذاشت. سپس، در سال ۱۹۲۶ نخستین کودکستان به روش آموزشی والدورف (اشتاینر) را در اشتوتگارت باز کرد. گرونلیون از نزدیک در تدوین اصول بنیادی آموزش آغازین اشتاینر با او همکاری کرد و این همکاری تا زمان مرگ اشتاینر در سال ۱۹۵۲ ادامه داشت. در سال ۱۹۳۸ نازی ها آموزشگاه او را بستند.

سرانجام، الیزابت گرنلیون در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و کودکستانی در آنجا باز کرد. در سال ۱۹۴۷ وی به آلمان بازگشت تا به کلارا هنرمن و همکارانش که به گسترش روش آموزشی والدورف در اروپا پرداخته بودند، پیوندد. کتاب او به نام «آموزش پیش دبستان کودک و برنامه آموزشگاه والدورف» در سال ۱۹۵۲ در آمریکا به چاپ رسید (نیکول[۱]، ۱۳۹۵، ص ۱۰).

آنتروپوزوفی در روش آموزشی والدورف

آنتروپوزوفی (مکتب عرفان و خردمداری انسان گرایانه) که از ریشه یونانی «آنتروپوس – سوفیا»[۲] یا خرد انسان، نشئت می گیرد، (آگوستینلی و دیگران، ۲۰۰۷، ص ۱۳) اساس رویکرد یا روش آموزشی والدورف را تشکیل می دهد. آنتروپوزوفی فلسفه ای مبتنی بر این اصل است که انسان می تواند از طریق یک هوشیاری رویاگونه به جریان غیر مادی جهان بپیوندد (بریتانیکا، ۲۰۰۷). به عبارت دیگر آنتروپوزوفی فلسفه روحی انسانی است که درباره نیازهای بنیادین و عمیق روحی انسان در حیطه برقراری ارتباط آزاد او با جهان سخن می گوید و به نیازهای ذوقی و هنری انسان می پردازد. این فلسفه که ریشه در فلسفه ایدئالیستی ارسطو، افلاطون و توماس آکویناس دارد، بیش از هرکس، توسط رودلف اشتاینر در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم گسترش یافت. فلسفه آزادی هسته مرکزی آنتروپوزوفی است.

از سوی دیگر آنتروپوزوفی را دانش معنوی نیز خوانده اند، زیرا به عنوان مسیری از دانش براساس روش های تحقیق و تجربیات علمی توسعه یافته و خود سبب توسعه تحقیقات مربوط به علوم طبیعی و معنوی گردیده است(مایز و نوردوال، ۲۰۰۷، ص ۱). از این منظر آنتروپوزوفی درصدد است تا میان اشتاینر معتقد بود که هر آموزشی باید متناسب با توانایی رشدی کودک باشد. اگر این هماهنگی به وجود بیاید، جریان آموزش مانند عالم روحانی نشاط انگیز و مقدس می شود. به همین دلیل در دیدگاه او، نظریه جان لاک که کودک مانند لوح سفید است رنگ می بازد. این نگاه از نظر اشتاینر یک اشتباه و برداشت غلط از کودک است. چرا که هر یک از کودکان در دیدگاه او حضوری متفاوت دارند.

رودلف اشتاینر از مربیان می خواهد “کودکان را گرامی بدارند” و نه تنها به جسم بلکه بهروح و روان انها نیز توجه داشته باشند. او از مربیان یم خواهد به کودکان از این نظر که جهانی معنوی به سوی انها می آیند، نگاه کنند (نیکول، ۱۳۹۵ ص ۲۴). اشتاینر بر این عقیده است که انسان به رغم داشتن بدنی مادی، حامل روحی متعالی است و درونش مملو از بلندمرتبگی و اصالت است و هدایتگری درونی دارد. اشتاینر معتقد است اسنان با توانایی شناخت رازها و امور متعالی به دنیا می آید و آموزش و پرورش باید به دانش آموزان کمک کند تا نیروهای درونی خود را پرورش دهند و به ابعاد رمز الود حیات و شبکه پیچیده ای که انسان را به سایر عناصر و حوادث موجود در جهان می پیوندد، توجه کند و به جنبه های تبیین ناپذیر و نامحسوس وجود بشری و حس های برتری که گاه فراتر از ذهن آدمی در جریان هستی به وقوع می پیوندد، نظر داشته باشند (پتراش، ۲۰۰۷ ص ۲). با این حال از منظر روش آموزشی والدورف، در دوره پیش از دبستان لازمه رشد معنوی کودک، پرداختن به بخش جسمانی و زیستی است. به همین دلیل پیش از آنچه که مربیان برای کار با کودکان خردسال در زمینه مسائل آموزشی و یا عقلانی کودکان کار می کنند، بهتر است که به جنبه های بدنی و جسمانی کودک توجه کند. به همبن دلیل مراکز پیش دبستانی والدورف به جای اینکه مراکزی باشند که کودکان در فضای بسته مشغول به خواندن و انجام فعالیت های بسته باشند، بیش تر مشغول بازی، کار و فعالیت های آزاد هستند (یونسفی،۱۳۹۵ ص ۱۱۸).

کودک در این نظام فکری و در روش آموزشی والدورف دارای بخش های مختلفی چون بخش جسمانی، عاطفی، عقلانی و روحانی است. ویژگی های این بخش ها موجب سر زدن اعمالی از انسان می شود و این اعمال فردیت هر فرد را شکل می دهد. به همین دلیل نمی توان انتظار داشت که انسان ها بدون تفاوت مانند یکدیگر باشند. در این مسیر کودک به واسطه ی تمرین هایی که در بخش های مختلف خود انجام می دهد، با اولین ارزش های زندگی و انسانی آشنا می شود. البته در بین کودکان خردسال ارزش ها در ابتدا کاملاً جنبه ی جسمانی دارد و هنوز تبدیل به ارزش های درونی و روانی نشده است. به همین دلیل یکی از برنامه های  مهم مراکز پیش دبستانی مبتنی بر روش آموزشی والدورف پرهیز از برنامه های انتزاعی، ذهنی و یا حتی آموزشی به مفهوم موجود در زمینه شناخت و یا یادگیری است.

در اندیشه اشتاینر و در روش آموزشی والدورف، آموزش صحیح و کامل آموزشی است که بتواند به ایجاد اتحاد و هماهنگی اندیشه، احساس و امیال بینجامد و سبب رشد متعادل انسان گردد. اشتاینر این سه جنبه روح _ اندیشه، احساس و امیال[۳] را با بخش های فیزیکی بدن ارتباط داد، به طوریکه اندیشیدن را به سر و سیستم عصبی، احساس را به قلب و شش ها و امیال را به اندام ها وسیستم سوخت و ساز بدن مرتبط دانست (آلمون، ۱۹۹۲، ص ۴). از این رو آموزش سرها، قلب ها و دست ها[۴] نامی است که گاه روش آموزشی والدورف را به آن می خوانند. به عبارت دیگر، هرچند نظریه شناختی اشتاینر همچون پیاژه بر اساس علم زیست­شناسی است، اما اشتاینر علاوه بر این، بر ارتباط بین بدن و ذهن نیز تأکید دارد (اوگلتری[۵]، ۱۹۹۷). بر این اساس، مربیان والدورف به کل کودک (سر، قلب، دست) توجه دارند (ایستون[۶]، ۱۹۹۷).

در این رویکرد به پرورش تفکر، احساس و امیال و در نتیجه پرورش بخش های فیزیکی مربوط به آنها و ایجاد تعادل بین این بخش ها توجه می شود. توجهی که از صافی زیبایی شناسانه، عبور می کند. از منظر اشتاینر و روش آموزشی والدورف، هر آموزشی که یکی از جنبه ها را بر دیگری ترجیح دهد، تعادل را بر هم می زند و انسان را ناکارآمد می سازد، به عنوان مثال کم نیستند کسانی که توانایی استدلال کردن بسیار قوی دارند و زمان بسیاری را برای تمرین استدلال، صرف کرده اند اما از آن جهت که از جنبه های احساسی، هنری و روحی وجود خویش غافل مانده اند به سمت سوفسطایی گونه شدن، پیش رفته اند (رئونزل، ۱۹۹۵، ص ۷).

تمرکز اصلی روش آموزشی والدورف در پیش از دبستان (با توجه به دوره رشدی ۷ سال اول زندگی)، بر کشف و آشنایی بیشتر با بدن و ترتیب اندام ها و حواس، بازی های خلاق و سازنده، زبان و کلام شفاهی و نه نوشتاری و همچنین داستان، آهنگ و سرود و سایر هنرهاست و به رشد مهارت های روزمره زندگی نیز می پردازد. در حقیقت در روش آموزشی والدورف هیچ محتوای رسمی تحصیلی خاصی در مقطع پیش از دبستان حاکم نیست و در آن مهارت های پیش از آموزش رسمی آموخته می شود. ادبیات، علوم طبیعی، موسیقی و یوریتمی، ریاضیات، هنر و تربیت بدنی گرچه در روش آموزشی والدورف حضور دارند، اما در قالب برنامه آموزشی تحصیلی مشخص و زمان بندی شده ای ارائه نمی شوند، به عنوان مثال ریاضیات، ساعت مشخصی برای خود در برنامه ندارد، بلکه به صورت عملی و در راستای فعالیت آشپزی یا فعالیت های تجربی دیگر آموزش داده می شود (جبیبی و احمدی قراچه، ۱۳۹۰، ص ۱۰۶).

توجه به تربیت هنری و زیبایی شناسی یکی از مولفه های اصلی روش آموزشی والدورف است. در روش آموزشی والدورف عقیده بر این است که ذوق هنری از دورن کودک می آید و به خلاقیت و تکامل زندگی درونی کودک کمک می کند. کارهایی که از این اندیشه ناشی می شوند، نقاشی، طراحی ، مدل سازی و کارهای دستی همچون بافندگی، نجاری، دوخت و دوز و … هستند. (نیکول، ۱۳۹۵ ص ۱۷). بر این اساس محتوای تربیتی کودکان پیش دبستان باید به تمامی غالب های هنری (نقاشی، مجسمه سازی، کاردستی، موسیقی و …) توجه داشته باشد. در این بین، موسیقی و یوریتمی (هنر حرکت: حرکت هماهنگ بخش های مختلف بدن با موسیقی) یکی از قالب های اصلی هنری در رویکرد تربیتی والدورف است (مرکز والدورف ماریا، ۲۰۰۳ ص ۱). فعالیت های موسیقایی در روش آموزشی والدورف عبارتند از نواختن آلات موسیقی کودکانه، آواز خواندن و خواندن سرود (حبیبی و احمدی قراچه،۱۳۹۰ ص ۱۱۳).

روش آموزشی والدورف

سه عنصر هماهنگی، تکرار و احترام در روش آموزشی والدورف

هماهنگی، تکرار و احترام. این سه موضوع کلیدی، پایه های روش آموزشی والدورف تشکیل می دهند و اصول بنیادین آن هستند. آن ها به زندگی روزانه کودک شکل و ساختار می دهند تا احساس امنیت کند و دریابد در کجای جهان هستی قرار گرفته است. کودکان، نیازمند اطمینان از تداوم و تکرار رویدادهای روزمره هستند که به شکل منظم، روز، هفته، ماه و سال کودکستان را مشخص می کنند (نیکول، ۱۳۹۵، ص ۳۹).

روش ارزشیابی از کودکان در روش آموزشی والدورف

ارزشیابی از کودکان از نگاه اشتاینر باید به صورت ارائه بازخورد مستمر به کودکان، فراهم کردن اطلاعات توصیفی از چگونگی حضور کودکان در کلاس، نوع و میزان فعالیت ها و مشارکت انان و ثبت پیشرفت کودکان و نیز تولیدات و یا محصولاتشان که به صورت فردی یا گروهی ارائه کرده اند در قالب یک مجموعه که به والدین نیز داده می شود، باشد. تمام مربیان باید به اندازه کافی با چگونگی رشد سالم کودک آشنایی داشته باشند، به دقت مشاهده کنند و جزئیات رشد کودک را در طول زندگی در مرکز پیش دبستانی پیوسته یادداشت کنند. پرونده های کودکان تنها شامل اطلاعات اولیه نیستند بلکه شامل تمام نظرها و نشست ها با والدین، نقاشی های مربوط به دوره های مختلف و … هستند (نیکول، ۱۳۹۵ ص ۷۹).

مربیان در روش آموزشی والدورف

مربیان روش آموزشی والدورف تلاش دارند با خانواده ها رابطه خوب داشته باشند و میان خانه و کودکستان ارتباط برقرار کنند تا تعامل میان خانه و مدرسه با شادی و آرامش انجام شود. بیشتر کودکستان ها نشست های گروه کودکان و والدین و مشاوره کودک (از تولد تا سه سالگی) برگزار می کنند و پیش از آن که کودکان وارد شوند، با والدین روابطی مناسب برقرار می کنند. مربیان روش آموزشی والدورف بر ضرورت همکاری نزدیک والدین و پشتیبانی آن ها تأکید دارند. ارتباط با پدر و مادرها همچنین از راه برگزاری مناسبت ها و فعالیت های اجتماعی یا آمادگی برای اجرای کارگاه های آموزشی، کاردستی و جشنواره ها برقرار می شود (نیکول، ۱۳۹۵، ص ۷۵).

ارتباط میان مربیان و والدین در روش آموزشی والدورف

روش آموزشی والدورف ارتباط میان مربیان و والدین همواره تشویق می شود. روند ارتباط با مهدکودک تدریجی است. پیش از آن که کودک به گروه بپیوندد و پرونده او تشکیل شود، مربی از پدر و مادر در موردش اطلاعات می گیرد که شامل اطلاعات مربوط به تولد، مراحل رشد، باورهای فرهنگی و مذهبی خانواده، تاثیرات دارویی و محیطی، رفتار، مهارت های اجتماعی، روابط با خواهر و برادرها و … است. کودک به کندی با گروه اخت می شود و در صورت نیاز، والدین با او دیدار می کنند. مربی و دستیارش معمولا در طول ترم اول به خانه کودک می روند. این کار به آن ها امکان می دهد با او ارتباط نزدیک برقرار کنند. نشست های مربیان و والدین با موضوع ها و فعالیت های مشخص، برای آن ها این موقعیت را فراهم می آورد تا در محیطی اجتماعی شرکت کنند و با برنامه های درسی آشنا شوند.

در روش آموزشی والدورف پدر و مادرها به مناسبت جشنواره ها و نمایش های عروسکی به فرزندان خود می پیوندند و از آن ها انتظار می رود که در کارهای مهد کودک مانند شست و شو، تزئین گل ها، تأمین میوه های ارگانیک، پیوستن به گردش گروهی، آماده سازی ابزار چوبی یا نخ ریسی، کمک کنند (نیکول، ۱۳۹۵، ص ۷۶).

مقالات مرتبط

• رویکرد آموزشی خواهران مک میلان در آموزش به کودکان
• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)

•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی مونته سوری در آموزش
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

[۱] . Nicole,J.

[۲]– Anthropos- Sophia (Human -Wisdom)

[۳]– Thinking-Feeling-Willing

[۴]– Heads, Hands, Heart

[۵] . Ogletree, E. J.

[۶] . Easton, F.

نظرات