و موسیقی - ارزش آموزش موسیقی از منظر آیزنر

ارزش آموزش موسیقی از منظر آیزنر

الیوت آیزنر از اندیشمندان نام آشنای حوزه برنامه درسی، در مقاله ای تحت عنوان “آموزش موسیقی شش ماه پس از گردش قرن[۱]” (۲۰۰۱)، ده ایده کلیدی در مورد فرایندها و ارزش آموزش موسیقی (منطق آموزش موسیقی) مطرح می سازد. نه مورد اول مربوط به اهداف و ارزش آموزش موسیقی از منظر آیزنر است که به ترتیب عبارتند از[۲]:

  1. موسیقی هوشمندی دانش آموزان را در خلق و قدرشناسی موسیقی افزایش می دهد.

موسیقی می تواند دانش آموزان را باهوش تر کند، اما آن هوشمندی که آموزش خوب موسیقی پرورش می دهد در خلق و قدرشناسی موسیقی است که رخ می دهد نه در سایر اقسام هوش همچون هوش منطقی-ریاضی[۳].

  1. تفکر احساس شده: با آموزش موسیقی  دانش آموزان تفکر احساس شده را تجربه می کنند.

آموختن تفکر بصورت موسیقایی، یعنی بیاموزیم چطور باید تفکر احساس شده را تجربه کنیم. این امر مستلزم این است که بیاموزیم روابط کیفی را – صدای الگودار را در موسیقی- در طول زمان تجربه کنیم. (یعنی بعد تفکری موسیقی). اما، تصمیم گیری در خصوص “صحت تناسب[۴]” که فرد در روابط موسیقایی تجربه می کند، مانند تجربه در دیگر هنرها، وابسته به دانش بدنی یا تنی است، که شکلی از دانش مبتنی بر بدن است که قابل تقلیل بصورت دستورالعمل یا یک الگوریتم نمی باشد (یعنی بعد احساسی موسیقی).

در حقیقت از منظر آیزنر (۲۰۰۸) هنر [از جمله موسیقی] به دانش آموزان یاد می دهد که در نبود قاعده [آن گونه که در موضوعاتی چون ریاضی و فیزیک وجود دارد] عمل و قضاوت کنند، به احساس تکیه کنند، به نکات دقیق و ظریف[۵] توجه کنند، بر اساس پیامدهای یک انتخاب، عمل و ارزشیابی کنند و سپس تجدید نظر کنند و دوباره انتخاب کنند (ص ۲۰۸). همچنین بواسطه آموزش هنر و موسیقی کودکان یاد می گیرند که روابط خوب زمانی حاصل می شود که ذهن در خدمت احساس عمل کند. این ارزش شناختیِ عواطف است، که به جای قاعده، قضاوت حاکم است[۶] (۱۹۹۸).

  1. رمزگذاری فعال: یادگیری موسیقی نه تنها یک فرایند رمزگشایی است، بلکه یک رمزگذاری فعال نیز است.

خواندن نت موسیقی، مانند خواندن یک متن، ضرورتا یک فرایند رمزگشایی است. به علاوه، فرد برای فهمیدن نت های موسیقی  به همان صورتی که برای فهمیدن یک متن مکتوب ضروری است، باید معنای متن موسیقی را بسازد – یعنی تفسیر کند.

  1. گوش دادن در برابر شنیدن: یادگیری موسیقی مهارت شنیدن به موسیقی را در دانش آموزان پرورش می دهد.

فهمیدن موسیقی مستلزم این است که شخص موسیقی را بشنود (پیچیدگی ها و نکات ظریف موسیقی را درک کند)، نه اینکه صرفاً  به آن گوش کند. به عبارتی، یادگیری موسیقی، دانش آموز را قادر می سازند که دنیای موسیقایی را به عنوان شکل بیانی تجربه کنند، نه فقط بصورت شکل هایی از موزاک[۷].

  1. پیامدهای چندگانه: یادگیری موسیقی دارای پیامدهای چندگانه می باشد.

چون اکثر موسیقی ها بصورت گروهی خلق و تجربه می شوند پیامدهای متعددی برای کودکان به همراه دارد ازجمله: اجرای موسیقی مستلزم این است که دانش آموزان بیاموزند چطور همزمان با شنیدن دیگران خودشان را نیز بشنوند؛ گردهم آمدن برای تمرین یک کنسرت به کودکان همکاری کردن را می آموزد؛ مراقبت از ساز های شان، شکلی از مسئولیت پذیری را به آنها می آموزد؛ وقتی صدای خود و زیرایی آن را در کنسرت تعدیل می کنند ، ایگوی خود را  (منیّت خود را) به نفع اجرا به عنوان یک کل، قربانی می کنند.

با این حال آیزنر مجدداً تاکید می کند که این فرصت ها و شکل های یادگیری که ایجاد می شوند مهم هستند، اما تاثیر اولیه و اصلی ما نیستند. چرا که دیگر رشته ها نیز می توانند چنین تاثیراتی داشته باشند، و برای ما مهم این است که بر روی چیزی که در کارمان اهمیت محوری دارد تمرکز داشته باشیم.

  1. محدودیت های کلمات: موسیقی شکلی از برقراری ارتباط است.

انتقال معانی محدود به زبان نیست (محدودیت های زبان محدودیت های شناخت را تعریف نمی کنند). موسیقی به عنوان یک شکل از بازنمایی، محدودیت های زبان را تعالی می بخشند. همچنین از طریق موسیقی می توانیم محدودیت های فرهنگی را نیز از بین ببریم چراکه ما قادریم که تا به کمک  موسیقی به شیوه هایی به افراد نزدیک شویم که بسیار فراتر از توانایی ما برای ارتباط بطور زبان شناختی می باشد

  1. آهنگسازی و قضاوت: موسیقی می تواند قضاوت کیفی ما را اصلاح و تعدیل کند.

تجربه در ساخت موسیقی (آهنگ سازی) – اما نه منحصرا ساخت موسیقی- راهی برای گلاویز شدن با روابط، تصور امکان های موسیقایی جدید، و پیگیری ایده های موسیقی برای دانش آموزان را فراهم می کند

  1. درک تاریخچه: موسیقی فهم تاریخی را در کودکان پرورش می هد.

برای درک اهمیت یک شکل موسیقایی دانش آموزان نیاز دارند که سبک های موسیقایی قبل و بعد سبکی که در حال اجرا یا گوش دادن به آن هستند را بشناسند.  موسیقی بتهوون زمانی بهتر درک می شود که با موسیقی برواک مقایسه شود. موسیقی او زمانی بهتر درک می شود که با رمانتیسم در حال ظهور مندلسون و شومان مقایسه می شود.

  1. غنی کردن زندگی انسان: موسیقی زندگی انسان را غنا می بخشد:

هدف اولیه و اساسی آموزش موسیقی این است که تجربه انسان را غنا بخشد که این مهم از طریق توانایی تجربه یا خلق موسیقی تحقق می یابد.

 

منبع: قاسم تبار، سید نبی الله. (۱۳۹۵). طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی موسیقی پیش دبستانی ایران. رساله دکتری، منتشر نشده، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی.

 

[۱] . Music education six months after The turn of the century

[۲] . ایده دهم مربوط به شیوه آموزش و ارزشیابی در موسیقی است. به باور آیزنر دغدغه ایالات متحده در رابطه با استانداردها، توجه را بر نمرات آزمون ها متمرکز کرده است، و درنتیجه ارتقاء دادن نمرات آزمون ها به یک دغدغه دیگر تبدیل شده است. در این حین، فرایندهایی که این نمرات از طریق آنها اکتساب شده اند اغلب مورد غفت و اهمال قرار می گیرند. آیزنر معتقد است نمرات آموزن ها و دیگر متغیرهای پیامدی به تنهایی، همیشه مبنایی ناکافی برای قضاوت کردن درمورد کیفیت مدارس یا کلاًس های درس هستند. برای اینکه این قضاوت ها به شیوه ای حرفه ای و مسئولانه انجام شوند، مستلزم این هست که به مدرسه یا کلاًس درس توجه شود. ارتباط بین فرایند و پیامد است که اهمیت دارد، نه صرفا پیامد و نتیجه ای که بدست می آید.؛ چگونگی حرکت دانش دانش آموزان به سمت مقصد است که اهمیت دارد.

[۳] . آیزنر عنوان ایده اول خود را “چه چیز می فروشد؟ (what sells?) می گذارد. مقصود وی این است که نباید به موسیقی نگاه تجاری داشت و به دنبال سودهای فراموسیقایی (غیرموسیقایی) موسیقی مانند تاثیر موسیقی بر پیشرفت تحصیلی و یا هوش باشیم. آیزنر در این جا بر این مسئله تاکید دارد که چنین فوایدی، حتی اگر معنادار و واقعی باشند، نمی تواند و نباید توجیه اصلی ما برای جایگاه موسیقی در مدارس ما باشند.

[۴]. Rightness of fit

[۵] . nuance

[۶] . از منظر آیزنر (۲۰۰۱)، در مدارس امروز آمریکا ایده “تفکر احساس شده” ایده ای رایجی نیست. و اینکه در موسیقی نیز ایده هایی قرارگرفته اند نیز به همان اندازه غیر معمول است. آیزنر معتقد است “اینها همان منابعی از نادانی هستند که بایستی تغییر داده شوند”.

[۷] . Muzak: نام تجاری یک شرکت تولید کننده موسیقی زمینه برای فروشگاهها و موسسات است.

نظرات