موسیقی در مدارس و سودمندگرایی 738x608 - منطق آموزش موسیقی در مدرسه: فلسفه سومندگرایی

منطق آموزش موسیقی در مدرسه: فلسفه سومندگرایی

اولین شکل توجیه آموزش موسیقی، سودمندگرایی[۱] بود (تیمیرمن[۲]، ۱۹۹۱). افلاطون و ارسطو نیز در توجیه آموزش موسیقی در مدرسه بر جنبه های سودمندگرایی موسیقی تاکید داشتند. از نظر افلاطون، “آنچه مفید است، زیباست”. بدین ترتیب، سودمندی و کارایی، زیبایی خواهد بود. به عبارتی، چیزی را باید زیبا دانست که برای غایتی خوب و خیر، مفید باشد، یعنی حقیقتاً مفید باشد (مددپور، ۱۳۹۰؛ ص ۱۷۴). در زمینه موسیقی نیز افلاطون همچین نگاهی داشت و معتقد بود ضرورت آموزش موسیقی در حفظ ارزش های سنتی و پرورش شهروند ایده آل است (مارک، ۱۹۸۲ ). ارسطو برای فراگیری موسیقی، سه غرض و غایت قائل بود: تربیت؛ پالایش و تطهیر؛ لذت ذهنی و عقلی، برای تفرًج و برای تفریحِ بعد از کار (مددپور، ۱۳۹۰، ص ۲۳۶). در قرون وسطی نیز آموزش موسیقی ابزاری برای شکل گیری بزرگسالی بود که بتواند به بهترین شکل انتظارات جامعه خود را تحقق بخشد. به همان شکل در مدارس اولیه آمریکا نیز بر فواید فراموسیقایی (پیامدهای غیرموسیقایی) آموزش موسیقی تاکید می شد (کیپ[۳]، ۲۰۱۲: ۴).

مربیان بزرگ آموزش موسیقی به کودکان نیز چنین اهدافی را در آموزش موسیقی دنبال می کردند. برای سوزوکی هدف اصلی آموزش موسیقی در مدرسه رشد شخصیت کودکان و تربیت یک شهروند بود. سوزوکی (۱۹۸۳) در این خصوص می نویسد ” من تنها قصد دارم تا یک شهروند خوب، تربیت کنم. اگر کودک از زمان تولد به یک موسیقی خوب، گوش دهد و یاد بگیرد تا به تنهایی آن را بنوازد، او حساسیت، انظباط و استقامت را در خود رشد می دهد. او قلبی زیبا بدست می آورد (ص ۱۰۵). ارف (۱۹۷۷) نیز معتقد بودآموزش موسیقی باید بخش پایه و بنیادی مدارس ابتدایی باشد چرا که “در سنین دبستانی است که تخیل باید برانگیخته شود و فرصت برای تحول هیجانی که شامل تجربه ای از توانایی احساس کردن و قدرت کنترل در بیان آن احساس می باشد، فراهم شود” (ص ۹).

بسیاری از مربیان بزرگ اروپا نیز از این منظر از آموزش موسیقی در مدرسه دفاع نمودند. پستالوزی، آموزش موسیقی را قبل از هر چیز برای یک زندگی خانوادگی صلح آمیز و آرام ضروری می دانست (گرین، ۱۹۱۶). فروبل از آموزش موسیقی (و دیگر هنرها) برای تحول فهم درباره جهان و جایگاه انسان در آن حمایت می کرد. این هدف بی شباهت با علوم چهارگانه کلاسیک که در آن از موسیقی به عنوان یکی از موضوعات ریاضی انتظار می رفت تا تا ماهیت جهان و ارتباط انسان با آن را آشکار سازد، بی ارتباط نبود. اسپنسر[۴] بر این باور بود که آموزش موسیقی در مدرسه تحول عاطفی دانش آموزان را بهبود می بخشد. او اظهار داشت “موسیقی باید بالاترین جایگاه را در بین هنرهای زیبا داشته باشد چرا که موسیقی بیش از هر هنری در سعادت بشر[۵] نقش دارد[۶] (۱۹۵۱ نقل از مارک، ۱۹۸۲). به طور خلاصه، مهمترین توجهات سودمندگرایی برای آموزش موسیقی در مدرسه عبارتند از:

  1. مطالعه موسیقی به آموزش دموکراسی کمک می کند و زندگی دموکراتیک[۷] را تشویق می کند.
  2. مطالعه موسیقی به تحول مهارتهای متنوع اجتماعی[۸] کمک می کند.
  3. مطالعه موسیقی می تواند حس میهن پرستی[۹] را پرورش دهد.
  4. مطالعه موسیقی به ­خصوصا مطالعه دیگر فرهنگ­ها،صلح جهانی،درک نژادی[۱۰] و تاب ­آوری[۱۱] را تشویق می­کند.
  5. موسیقی می تواند ابزاری اثربخش در جهت تدریس موضوعات درسی سنتی تر و علمی تر[۱۲] [مانند ریاضیات و علوم] باشد (الیوت[۱۳]، ۱۹۸۳).

تحول تاریخی فسلفه آموزش موسیقی در مدرسه آشکار کننده چیرگی فلسفه سودمندگرای و بیرونی[۱۴] از زمان افلاطون تا دهه ۱۹۵۰ بود. در تمام این دوران، آموزش موسیقی از نظر فلسفی بر اساس توانایی آن در رسیدن به اهداف اجتماعی، اخلاقی، مذهبی، سیاسی، عقلانی و هیجانی توجیه می شد. اواخر دهه ۱۹۵۰ شاهد حرکت از فلسفه مبتنی بر ارزش های کاربردی آموزش موسیقی به سوی یک فلسفه “جدید” مبتنی بر آموزش زیبایی شناختی بودیم  (تیمرمن، ۱۹۹۱).

 

مقاله مرتبط

منطق آموزش موسیقی در مدرسه: فلسفه زیبایی شناسی

 

منبع: قاسم تبار، سید نبی الله. (۱۳۹۵). طراحی و اعتبارسنجی برنامه درسی موسیقی پیش دبستانی ایران. رساله دکتری، منتشر نشده، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی.

 

[۱] . utilitarian

[۲] . Temmerman, N.

[۳] . Cape, J.

[۴] . Spencer

[۵] . human welfare

[۶] . البته اسپنسر برای هنر پایین ترین ارزش را نسبت به سایر علوم قائل بود. تم اصلی دیدگاه اسپنسر این است که اگر چه همه دانش ها ارزشمند هستند، اما بعضی از آنها از ارزش بالاتری برخوردار می باشند (مارک، ۲۰۰۸؛ ص ۵۴). بر این اساس از نظر او “از آنجاییکه آنها [هنرها] بخش تفننی[۶] زندگی است پس باید بخش تفننی آموزش و پرورش باشند” (اسپنسر، ۱۹۲۰؛ ص ۶۳)

[۷] . democratic living

[۸] . various social skills

[۹] . patriotism

[۱۰] . racial understanding

[۱۱] . tolerance

[۱۲] . more traditional, academic subjects

[۱۳] . Elliot, C. A.

[۱۴] . exterensic

نظرات