هوشمند 738x339 - تاثیر مدارس هوشمند بر پیشرفت ­تحصیلی: یک تبیین عصب شناختی

تاثیر مدارس هوشمند بر پیشرفت ­تحصیلی: یک تبیین عصب شناختی

تاثیر مدارس هوشمند بر یادگیری چیست؟ مدارس هوشمند چگونه بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر می گذارند؟ مونتالیسنی[۱] (۲۰۰۸) هوشمندانه به تبیین این مسئله می پردازد که چگونه تکامل فناوریهای اطلاعاتی، ظرفیت های عظیم و باور نکردنی کودکان را آشکار ساخته است. او استدلال می کند که کودکان نه تنها اطلاعاتی را که در گذشته تصور می شد، مانع رشد مغزند دریافت می کنند، بلکه بلافاصله آن را به کار گرفته و طرز شگفت انگیزی از بزرگسالان پیش می گیرند. باترو[۲] (۲۰۱۰) نیز در اهمیت فناوری و تاثیر مدارس هوشمند برای بهبود یادگیری به این نکته اشاره می کند که مهارت و اشتیاقی که کودکان هنگام استفاده از یارانه ها نشان می دهند، حیرت اور است. او همچنین خاطر نشان می کند که شواهد نشان می دهد که میانگین سن اولین تماس های کودکان با این فناوریها در حال کاهش است، در مقابل تمایل دانش آموزان به اختصاص زمان و انرژی به رسانه های الکترونیکی همچون یارانه ها و تبلت ها رو به افزایش است.

سیلوستر[۳] (۱۹۹۸) در راستای تاثیر مدارس هوشمند معتقد است نیروی رسانه های الکترونیکی بیشتر از هر چیزی در محتوای هیجانی آنان نهفه است؛ رسانه های ارتباطی در بردارنده عناصری از تحریک هیجانی هستند که دانش آموزان را وادار به توجه می کنند. طراحان رسانه های ارتباطی با قرار دادن عناصر هیجانی قوی در برنامه های خود، توجه استفاده کننده گان را جلب می کنند.

علاوه بر اینها، برخی مطالعات نشان می دهد که از طریق فناوری در کلاس درس (آنگونه که مدارس هوشمند وجود دارد)، دانش آموزان تجارب یادگیری اصیل تری کسب می کنند، فهم عمیق تری بدست می آورند و به توانمندی خود در حل مسائل بیشتر اعتماد می کنند. مهم تر اینکه، تلفیق فناوری در برنامه های تربیتی مدارس، زمینه درگیری اشکال متنوع هوش و گذرگاههای متعدد حافظه یادگیرندگان را فراهم می سازد (رونیز[۴]، ۲۰۰۷؛ گرگوری[۵] و پری[۶]، ۲۰۰۶).

تاثیر مدارس هوشمند

از منظر نظریه های اجتماعی- فرهنگی، ابزارها و فناوری ها بر تجارب انسانی تاثیر می گذارند که در گذشت زمان، ماهیت انسان را نیز تغییر می دهند (جانسون[۷]، ۲۰۰۸). برای مثال رایانه ها متصل به اینترنت، جاذبه های عاشقانه و انتخاب همسر را تغییر داده اند (چیو[۸] و یانگ[۹]، ۲۰۱۲). جانسون (۲۰۰۸) در راستای تبیین تاثیر مدارس هوشمند بر یادگیری دانش آموزان، استدلال می کند که استفاده از ابزارهای دیجیتالی (مثل تبلت و رایانه) در مدارس هوشمند، مسیرهای عصب شناختی در مغز را تحریک می کند و استفاده مداوم و مناسب در طول زمان منجر به بهبود کارکردهای شناختی می گردد. برای مثال، ظرفیت های شناختی موجب می شود تا افراد برنامه های اینترنتی استفاده کنند، استفاده از برنامه های کامپیوتری ظرفیت های شناختی را افزایش می دهد که این امر خود منجر به این می گردد تا افراد برای استفاده از برنامه های رایانه ای بیشتر تحریک شوند و این چرخه به همین شکل ادامه می یابد. گرین فیلد[۱۰] (۱۹۹۹) معتقد است که افزایش بهره هوشی در عموم مردم ناشی از پیچیدگی و پیشرفت فزاینده فناوری های اطلاعات و ارتباطات می باشد.

مطالعات نشان می دهد که استفاده از یارانه توانایی های شناختی افراد را افزایش می دهد (اریکسون[۱۱] و جانسون، ۲۰۱۱؛ فریز[۱۲]، ریواز[۱۳] و هارگیتایی[۱۴]، ۲۰۰۶؛ سیمپسون[۱۵] و همکاران، ۲۰۱۲؛ تان[۱۶] و لاچمن[۱۷]، ۲۰۱۰؛ اسلیگرز[۱۸]، وان باکستل[۱۹] و جولز[۲۰]، ۲۰۱۲). مینارد[۲۱]، سابرهمانیان[۲۲] و گرین فیلد (۲۰۰۵) پس از مروری بر پژوهش های انجام شده به این نتیجه می رسند که استفاده از اینترنت بر کارکردهای شناختی توجه (یعنی پردازش هم زمان محرک های چندگانه) و بازنمایی (یعنی تصویری، فضایی و کلامی) تاثیر مثبت می گذارد. در این ارتباط جانسون (۲۰۰۸ الف)، رابطه بین توانایی های شناختی (برنامه ریزی، توجه، پردازش همزمان و متوالی) و استفاده از رایانه را در دانش آموزان دبیرستانی مورد مطالعه قرار داد. بدون استثناء، کاربرانی که به طور مکرر از اینترنت استفاده می کرده اند، از کاربرانی که هر از چندگاه از چندگاه از ایرنت استفاده می کرده اند، در توانایی های شناختی بهتر بوده اند.

بنابراین، در راستای تلفیق فناوری با برنامه درسی (مدارس هوشمند) باید یارانه ها و ابزارهای یادگیری پیشرفته در دسترس همه دانش آموزان قرار گیرد. همچنین نرم افزاهای تربیتی در برنامه درسی تلفیق شود و منابعی همچون نرم افزار، ویدئو، دوره های یادگیری از دور و منابع آنلاین در دسترس همه دانش آموزان باشد که همه اینها در قالب مدارس هوشمند تحقق می یابد.

اخیرا مطالعات فزاینده ای در جهت ارزیابی کارآمدی وسایل چندرسانه ای (از قبیل کامپیوتر) و تاثیر مدارس هوشمند در تسهیل یادگیری دانش آموزان صورت گرفته است. این تحقیقات با چندین مسئله شناختی مرتبط با یادگیری، مثل نقش ساختارهای شناختی بنیادی (مثل انباره حافظه کوتاه مدت) بازنمایی های چندگانه (ویدئو، متن، نمودار، انیمیشن) آغاز شد. یکی از این تحقیقات نشان می دهد دانش آموزانی که فاقد مهارتها و راهبردهای فراشناختی هستند، از محیط های یادگیری کامپیوتر محور، خیلی کم یاد می گیرند.

جوناسن (۲۰۰۵) نیز معتقد است که کامپیوتر و اینترنت به عنوان ابزاری شناختی و فراشناختی یادگیری راهبردی دانش آموزان را تسهیل می کند. منظور از یادگیری، استفاده از راهبردهای یادگیری طی مطالعه می باشد (کرمی، ۱۳۸۱). نتایج تحقیقات فرناندزوپالاسیوس (۲۰۰۱) بر روی دانش آموزان دبیرستانی نشان می دهد که استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری و فن آوری اطلاعات باعث بهبود فرآیند حل مساله و افزایش قدرت درک مفهومی دانش آموزان و بهبود مهارتهای یادگیری مدارس کامپیوتر محور می شود.

کامپیوتر به شیوه های متعدد می تواند در ایجاد یک محیط یادگیری غنی و قدرتمند نقش داشته باشد. کامپیوتر و فناوری اطلاعات فرصت هایی جهت دسترسی فراوان به اطلاعات با استفاده از منابع اطلاعاتی چندگانه و مرور اطلاعات با شیوه های متنوع (متن، انیمیشن، صدا) را برای دانش آموز فراهم می آورد (جوناسن، ۲۰۰۵).

سالمون (۱۹۹۴) اعتقاد داردکه اگردر محیط کامپیوتر محور همچون مدارس هوشمند، یادگیرنده از نظر ذهنی به طور فعال درگیر یادگیری شود می تواند به رشد مهارتهای شناختی و فراشناختی دست یابد.

مایر (۲۰۰۱) معتقد است در محیط های یادگیری کامپیوتر محور دانش آموزان بیشتر احتمال دارد که درگیر فرآیندهای شناختی و فراشناختی دخیل در یادگیری شوند. این امر می تواند به خاطر تطابق همزمان صدا، کلمه و تصویر می باشد. از دیدگاه مایر کلمات و تصاویر عوامل برابری نیستند که بتوانند جایگزین یکدیگر شوند بلکه در عوض در محیط های یادگیری کامپیوتر محور کلمات و تصاویر در یک ساختار یکپارچه همدیگر را کامل می کنند.

ویدئوی نقش تکنولوژی در آموزش و یادگیری 

محرکات کامپیوتر محور اغلب فرصتهای بی همتایی برای ایجاد محیط یادگیری از لحاظ هوشی غنی و از لحاظ درونی برانگیزاننده ایجاد می کند که زمینه را برای یادگیری راهبردی و خودهدایتی فراهم می آورد. محیط های یادگیری کامپیوتر محور، سطح بالای انگیزش درونی، تشویق خود هدایت شده، بازخورد فوری، واضح و اگاهی دهنده را برای یادگیرنده فراهم می آورد (مور و اندرسون، ۱۹۶۹؛ پاپرت، ۱۹۸۰؛ براون ۱۹۸۵). فناوری اطلاعات به عنوان تسهیل کننده یادگیری فعال و تفکر در سطوح بالاتر عمل می کند. در محیط های یادگیری کامپیوتر محور، نرم افزارهای مهارت محور از جمله عواملی هستند که می توانند از طریق تمرین و تکرار، مهارتهای یادگیری دانش آموزان را افزایش دهند (جوناسن، ۲۰۰۵؛ اسکوایر، ۱۹۹۹).

پی (۱۹۹۹) نیز معتقد است که بازنمایی های مبتنی بر کامپیوتر، استفاده از تصاویر، نمادها و صداها، شیوه ای نوید بخش برای بهبود مهارتهای یادگیری می باشد. چنین بهبودی به چند دلیل می باشد اول اینکه بازنمایی های کامپیوتر از روش های ریاضی می تواند پویایی هایی ایجاد کند که هیچ متن یا تخته سیاهی نمی تواند چنین پویایی هایی را ایجاد نماید. دوم اینکه کامپیوتر محیطی را فراهم می آوردکه در ان محیط دانش آموز با این بازنمایی ها کار کند؛ بازنمایی های انعطاف پذیری که در عین حال با ارائه برخوردهای صحیح به دانش  آموز محدود می شود. سوم اینکه بازنمایی های الکترونیکی به دانش آموزان کمک می کند تا از تفکر عینی درباره یک ایده یا روش به شیوه نمادین انتزاعی تری دست یابد.

بر همین اساس پاپرت (۱۹۹۴) معتقد است که استفاده از فن آوری اطلاعات در مدارس مهارتهای یادگیری شناختی و فراشناختی سطح بالاتر (که هر دو بخشی از راهبردهای یادگیری هستند) مثل تفکر انتزاعی، استدلال، بازبینی، برنامه ریزی و حل مساله را در کودکان تسهیل می کند. تحقیق دیگر نیز نشان می دهد که استفاده از مولتی مدیا در مدارس هوشمند باعث تسهیل فرآیندهای آموزشی و شناختی از جمله یادگیری راهبردی، حل مساله فردی و گروهی، تفکر انتقادی و تحلیل می شود (اسکوایر، ۱۹۹۹).

از سوی دیگر برخی از تحقیقات (لاجویی، ۲۰۰۰؛ آزودو، ۲۰۰۵) نشان می دهند که دانش آموزان محیط های کامپیوتر محور در یادگیری مفهومی و راهبردی موضوعات پیچیده مثل ریاضی و علوم دچار مشکل هستند چرا که در موضوعات پیچیده لازم است که دانش آموزان موقعیت یادگیری را تحلیل نماید، اهداف معنی دار یادگیری را تنظیم کند، راهبردهای مورد استفاده را تعیین نماید و ارزیابی کند که آیا راهبردهای مورد استفاده در براورده نمودن نیازهای یادگیری کارامد هستند. با توجه به تحقیقات و مطالعات انجام شده می توان نتیجه گرفت که یادگیری با کمک کامپیوتر، بخصوص در موضوعات نه چندان پیچیده، می تواند باعث بهبود مهارتها و راهبردهای یادگیری شود منتها مشروط به اینکه محیط کامپیوتر محور از لحاظ اطلاعاتی غنی بوده و درآن از نرم افزارهای مناسب مهارت محور نیز استفاده شود. البته در اینجا نقش معلم را نیز نباید نادیده گرفت. معلم می تواند با تاکید بر استفاده عملی از فناوری اطلاعات در کلاس، محیط هوشمندی را در کلاس طراحی کند که کلاس به سمت یادگیری دانش آموز محور پیش رود.

 

[۱] . Montalcini, R. L.

[۲] . Battro, A. M.

[۳] . Sylwester, R.

[۴] . Ronis, D

[۵] . Gregory

[۶] . pray

[۷] . Johnson, G.M.

[۸] . Chiou, W.

[۹] . Yang, M.

[۱۰] . Greenfield, P.M.

[۱۱] . Erickson, J.

[۱۲] . Freese, J.,

[۱۳] . Rivas, S.

[۱۴] . Hargittai, E.

[۱۵] . Simpson, T.

[۱۶] . Tun, P.A.

[۱۷] . Lachman, M.E.

[۱۸] . Slegers, K.

[۱۹] . Van Boxtel, M.

[۲۰] . Jolles, J

[۲۱] . Maynard, A.E.

[۲۲] . Subrahmanyam, K.

نظرات