کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

در مقاله “کمک به کودکان با نیازه های ویژه در پیش از دبستان: راهنمای مربیان” به بررسی کودکان دارای اختالال کاستی توجه/بیش فعالی؛ اختلال درخودماندگی (اوتیسم)؛ اختلال رفتاری و کودکان با تاخیر تحولی پرداختیم. در این مقاله قصد داریم در خصوص کودکان دارای نشانگان داون؛ ناتوانی های زبانی و شنیداری؛ ناتوانای های یادگیری و ناتوانی های جسمی و آنچه مربیان پیش از دبستان باید از آن بدانند، بپردازیم.

نشانگان دوان و آنچه مربیان پیش از دبستان باید از آن بدانند

نشانگان دوان یک اختلال ژنتیکی است که تغلب در کودکانی که از مادران نوجوان یا مادران باسن بالای چهل و پنج سال متولد شده اند، دیده می شود. کودکان دارای نشانگان دوان از طریق خصوصیات ظاهری خود شناسایی می شوند. این ویژگی ها عبارت اند از:

سرِ گرد.
صاف بودن بخش پشت سر و میانه صورت.
چشمان بادامی شکل همراه چین و چروک پلک ها.
گوش های کوچک.
چین و چروک غیر عادی بر روی کف یک یا هر دو دست.

کودکان دارای نشانگان دوان به طور معمول درجات مختلفی از تاخیرهای شناختی را دارمد. آن ها هم چنین دچار مشکلات جسمی از قبیل نارسایی های قلبی مادرزادی و ناهنجاری های روده ای هستند. آنها مستعد ابتلا به عفونت های گوش هستند که ممکن است به نقایص شنوایی منتهی شود.

نقش مربیان پیش از دبستان در رفتار با کودکان با نشانگان دوان

کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

پیش از این یاد آور شدیم که سلامت کودکان دارای نشانگان دوان به طور دایم در معرص خطر قرار دارد، و باید مورد توجه قرار گیرد.این امیدواری وجود دارد که باید در اولین ماه ها یا سال های اولیه زندگی سلامت عمومی آنها تثبیت شود، و سپس نیاز های تحولی آنها رسیدگی شود.

پذیرش کامل کودکان دارای نشانگان دوان در محیط های آموزشی دوران اولیه کودکی ممکن است برای همه آنها مناسب نباشد. این مسئله به ویژه در کودکستان ها و مدارس ابتدایی که آموزش رسمی در آنها اعمال می شود، صادق است. با وجود این، رشد حرکتی، ارتباطی و شناختی بسیاری از آنها هنگامی ارتقا می یابد که از تجارب یادگیری با کودکان عادی بهره مند شوند (هنسان و لینچ[۱]،۱۹۹۵).

بسیاری از کودکان دارای نشانگان دوان از مشارکت در فعالیت های معمول در کلاس، مثل توزیع دستمال در زمان صرف میان وعده، بستن پیش بند هنگام غذا خوردن، صف بستن برای نوشیدن آب، یا بازی در فضای باز سود می برند.

ناتوانی های زبانی و شنیداری و آنچه مربیان پیش از دبستان باید از آن بدانند

ناتوانی های زبانی: یک کودک دارای ناتوانی زبانی با شیوه های قابل درک، با دیگران ارتباط برقرار نمی کند. برخی از کودکان، اختلال زبان دریافتی دارند و قادر به یادگیری بعضی کلمات یا پیروی از یک سلسله دستورات نیستند. کودک دارای اختلال زبان بیانی نیز ممکن است دامنه واژگان بیانی بسیار کمتری از سایر کودکان در رده سنی خود داشته باشند، و یا ممکن است با ترتیب ثداها در کلمات مشکل داشته باشند، مثل اینکه به جای اسب می گویند ابس. کودکانی که با گویش غیر رایج صحبت می کنند، یا کسانی که در زمره یادگیرندگان زبان انگلیسی قرار دارند، نباید با کودکان دارای تاخیر زبان بیانی اشتباه گرفته شوند.

ناتوانی های شنیداری: نقص شنوایی در یک پیوستار از خفیف تا شدید قابل شناسایی و تشخیص است، و اغلب را رشد کفتار و زبان کودک تداخل می کند. کودکان خردسال دارای ناشنوایی خفیف باید از وسیایل کمکی برای شنیدن و پاسخ به گفتار بهره مند گردند، در حالی که کودکان دارای نقص ناشنوایی شدید یا ناشنوا نمی توانند از حس شنوایی برای درک گفتار استفاده کنند. کودکان دارای نقص شنوایی شدید یاد می گیرند که زبان اشاره را برای برقراری ارتباط به کار بگیرند.

نقش مربیان پیش از دبستان در رفتار با کودکان با ناتوانی های زبانی و شنیداری

کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

ارتباط متقابل بین کودکان با والدینشان، مربیان و سایر متخصصانی که با آنها کار می کنند، برای رشد زبانی کودکان دارای ناتوانی های زبانی و شنیداری حیاتی است. هنگامی که بزرگسالان با کودکان دارای ناتوانی های زبانی و شنیداری سروکار دارند، باید نسبت به برقراری ارتباط متقابل با آنها متعهد باشند. راهبردهای انجام این تعهد عبارتند از:

پاسخگویی فوری به تمام تلاش های کودک برای برقراری ارتباط.

♦ تغییر عکس العمل، زمانی که کودک بسیار برنگیخته یا آشفته است.

♦ در مورد آنچه کودک شیرخوار یا خردسال در حال انجام است توضیح دهید (مثال:بله، این پاهای تو هستند و من دارم جوراب های قرمز را به آنها می پوشانم.

♦ تکرار کلمات. (مثال: کودک می گوید،”پیشی”، شما می گویید، “اون پیشی است” ).

♦ گفته کودک را تغییر و تفسیر کنید و آن را بیان نمایید (مثال: کودک با اشاره به بابا می گوید “با”، و شما می گویید “بله بابا جون آمد.” ).

کلمات کودک را در جملات کامل در جملات کامل به تفسیر شرح دهید. برای مثال، برای کلمه “قطار”، شما به شرح آن در این جمله می پردازید: “قطار اسباب بازی روی ریل حرکت می کند.

ارتباط اصلاحی[۲] و جایگزین: کودکان خردسالی که به دلیل ناتوانی های شدید نمی توانند یاد بگیرند به صورت روشن و قابل فهم صحبت کنند، می توانند سایر شیوه های ارتباطی را بیاموزند. شیوه های اصلاحی می توانند کودکانی را که تا اندازه ای تولید گفتار دارند، یاری نمایند، درحالی که شیوه های جایگزین برای کودکان مورد استفاده قرار می گیرند که نمی توانند به صورت روشن و قابل فهمی صحبت کنند.

استراتژی هایی با فناوری پایین غیر الکترونیکی هستند و شامل استفاده از علایم زبانی، زبان اشاره، تابلوهای تصویری و امثال آنها هستند. نمونه هایی از استراتژی هایی با فناوری بالا شامل ترکیب کننده های کامپیوتری گفتار و صفحات طراحی شده کامپیوتری هستند. اگرچه کودکان پس از این ممکن است استفاده از فناوری بسیار پیشرفته را بیاموزند، ولی آموزش کودکان خردسال باید با استراتژی هایی با فناوری پایین و شیوه هایی که نیازهای ارتباطی آنها را تامین کند، آغاز شوند.

اگر شما در محیط آموزشی خود با کودکانی سروکار دارید که از ارتباط اصلاحی و جایگزین استفاده می نمایند، باید تا حد ممکن در ارتباط با این کودکان فردی خبره باشید.

سمعک: بسیاری از کودکان برای تقویت شنوایی خود از سمعک استفاده می کنند. اگر شما کودکی دارید که از سمعک استفاده می کند، باید با یک متخصص مشورت نمایید تا با نحوه مراقبت و استفاده صحیح از سمعک آگاه شوید. این امر هنگام کار کردن با کودکان خردسالی که ممکن است بدانند یا ندانند که آیا سمعکشان به طور درست کار می کند، اهمیت ویژه ایی دارد.

لب خوانی[۳]: بسیاری از مودمان دارای ناتوانی شنوایی یاد می گیرند که لب خوانی کنند. موارد زیر نکته هایی هستند که باید هنگام صحبت با کودک خردسالی که لب خوانی می کند مراعات گردند:

• خیلی سریع صحبت نکنید.
• وقتی صحبت می کنید به اطراف نگاه نکنید یا راه نروید تا کودک به راحتی دهان شما را ببیند.
• پاسخ های کودک را بررسی کنید تا اطمینان یابید که او درک کرده؛ و اگر جواب نداد آن را دوباره تکرار کنید.
• برای کمک به درک کودک از تصاویر و اشره استفاده کنید.
• برای تقویت رشد زبان تمام کودکان خردسال در محیط آموزشی خود اقدام نمایید.

ناتوانی های یادگیری و آنچه مربیان پیش از دبستان باید از آن بدانند

ناتوانی های یادگیری، طیف گسترده ای از اختلالات شناختی، اجتماعی و عاطفی را در بردارد. به دلیل تعدد ناتوانی های یادگیری، برخی از متخصصان آنها را با تعاریف مختلفی از هم میتمایز می کنندکه هریک مداخلات مختلفی را می طلبد.

اگر کودکان خردسال در سازمان دهی و پردازش افکار و اطلاعات مشکل داشته باشند، ممکن است دچار ناتوانی یادگیری باشند. از دیگز شواهد حاکی از ناتوانی های یادگیری، ناتوانی تفکر انتزاعی کودک در مقایسه با سایر کودکان هم سنشان است.به عنوان مثال، اگر کودکی نتواند به بازگویی حادثه ای از روز قبل بپردازد، یا از توصیف چیزی در خانه خود برآید، ممکن است دچار ناتوانی هایی یادگیری باشد.

با توجه به ماهیت حاکم بر شرایط تحولی کودکان خردسال که مبین رشد نیافتگی فرآیند های فکری آنهاست، اغلب، این افراد به عنوان کودکان دارای تاخیر شناخته می شوند، تا این که بعد ها بتوان تشخیص دیگری را مطرح کرد.

نارساخوانی[۴]، این اصزلاح بر ناتوانی خواندن دلالت دارد که به طور معمول در کلاس دوم یا سوم تشخیص داده می شود. این ناتوانی به سهولت و سادگی با تاخیر زبانی کودکان کوچکتر از هفت-هشت سال اشتباه گرفته می شود. به همین دلیل است که گاهی باید تشخیص قطعی شود تا مداخله های لازم انجام شود.

نقش مربیان پیش از دبستان در رفتار با کودکان با ناتوانی های یادگیری

کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

ناتوانی های یادگیری، گسترده ترین طبقه از ناتوانی ها هستند که به طور معمول در سنین مدرسه شناسایی می شوند و علل متعدد و متنوعی دارند که رشد و نمو را به طرق مختلفی تحت تاثیر قرار می دهند. در نارسا خوانی نیز همانند سایر اختلالات رفتاری، باید محیط یادگیری و نقش مربیان به طور اختصاصی برای هر فرد تعیین شود. با وجود این، رهنمودهایی که هنگام کار با کودکان دارای ناتوانی های یادگیری می توانند مورد توجه قرار گیرند عبارتند از:

استفاده از دستورات و راهبردهای آموزشی ر.شن برای کمک به کودکانی که در در حال یادگیری و کسب اطلاعات جدید هستند.
  آموزش باید چند حسی (مانند تجارب دیداری، شنیداری، و لمسی) باشد.
 تامین فرصت های کافی برای تمرین یادگیری مطالب جدید.
 ارائه بازخورد مناسب، خاص و تشویق کننده.
 تاکید بر علایق کودک به عنوان اصل اساسی در برنامه آموزشی.

ناتوانی های جسمی و آنچه مربیان پیش از دبستان باید از آن بدانند

ناتوانی های جسمی در کودکان، ناشی از تصادف ها یا سایر بیماری های مادرزادی یاژنیتیکی است. فلج مغزی، اختلال در عملکرد عصبی عضلانی غیر پیشرونده [۵] در سیستم اعصاب مرکزی است که اغلی باعث ناتوانی جسمی در کودکان می شود. ناتوانی جسمی دیگر هیپوتونی[۶] است یعنی وضعیت و شرایطی که کودکان فاقد کشیدگی و سفتی لازم عضلانی هستند. کودکان شیرخوار دارای این حالت، در ابتدا با کنترل سرو گردن و در ادامه با وضعیت کلی بدن دجار مشکل می شوند. اسپینا بیفیدا[۷]، یک ناتوانی ژنتیکی است که با رشد ناقص طناب نخاعی و تحلیل عضلانی مشخص می شود.

علت ناتوانی جسمی هرچه باشد، مربیان دوران اولیه کودکی باید نسبت به فرضیه سازی درباره کودکان دارای ناتوانی جسمی محتاط باشند. وجود ناتوانی جسمی به این معنا نیست که این کودک مشکل شناختی نیز دارد. به عنوان مثال، کودکی که دچار فلج مغزی شدید است به یقین در تولید کلام نیز مشکل خواند  داشت، و این تصور می شود که دارای اختلال شناختی است. درحالی که این کودک از گنجینه لغات مناسب و بالایی نیز برخوردار باشد. در این جا، مشکل تولید گفتار از آسیب ها و اختلالات حرکتی ناشی می شود.

نقش مربیان پیش از دبستان در رفتار با کودکان دارای ناتوانی های جسمی

کودکان با نیازهای ویژه و آنچه مربیان پیش از دبستان باید بدانند

کودکان خردسال دارای ناتوانی های جسمی اغلب می توانند به طور کامل از محیط های آموزشی عادی بهره مند شوند به شرط آن که دارای مشکلات شناختی، حسی، یا رفتاری نباشند. آنها برای سازگاری با ناتوانی های جسمی خود از بسیاری از فعالیت هایی که کودکان عادی گروه سنی خود انجام می دهند، سود خواهند برد.

فضای عمومی محیط فیزیکی باید به گونه ای تنظیم شودکه با ابزارها و وسایل حرکتی سازگار باشد به عنوان مثال، برای دستیابی به محیط های آموزشی با صندلی های چرخدار، سطوح شیب دار لازم است. هم چنین باید در محیط های آموزشی،فضای مناسب برای رفت و آمد صندلی های چرخ دار و واکرها، حمام ها و غیره، موجود باشد. وجود نرده ها، کودکانی را تعادل کمی دارندحمایت و پشتیبانی میکند. عصاهای زیر بغل آنها باید لغزنده نباشد.

معلمان و مربیان خلاق می توانند برای کودکان دارای ناتوانی های حرکتی ظریف وسایل کمکی طراحی کنند. فعالیت های ساده ای نظیر چسباندن کاغذ روی میز هنگام نقاشی کودک، از سرخوردن کاغذ به اطراف جلوگیری می کند. ابزار نگه دارنده را می توان به وسایل مربوط به خوردن، نوشتن، نقاشی کشیدن برای کمک به کودکانی که سرگرم این تکالیف هستند متصل کرد (برای مثال راه ساده این است که یک ماژیک یا وسیله را که یک توپ اسفنجی قرار دهند). زیپ چسبی نیز می تواند جایگزین دکمه باشد. همانطور که کودکان رشد می کنند انواع مختلفی از فناوری های کمکی وجود دارند که استقلال آن ها را افزایش می دهد.

مقاله مرتبط: کمک به کودکان با نیازه های ویژه در پیش از دبستان: راهنمای مربیان

[۱] Hanson & Lynch
[۲] Augmentative communication
[۳] Lipreading
[۴] Dyslexia
[۵] Nonprogressive neuromuscular dysfunction
[۶] Hypotonicity
[۷] Spina bifida

نظرات