برنامه درسی پیش از دبستان

تدوین برنامه درسی برای دوره پیش از دبستان ایران

این مقاله تحت عنوان “تربیت اوان کودکی در ایران: معرفی یک برنامه درسی” در اولین کنگره بین المللی و پنجمین کنگره ملی آموزش و سلامت کودکان پیش از دبستان که در تاریخ ۳۰-۲۹ خرداد ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی برگزار شد، به صورت سخنرانی ارائه شد و در کتابچه مجموعه مقالات این همایش، چاپ شد

 

نویسندگان:

سید نبی­الله قاسم ­تبار (نویسنده مسؤل)
دکتری مطالعات برنامه­ درسی، کارشناس ارشد آموزش و پرورش پیش از دبستان، پژوهشگر حوزه آموزش به کودکان (Ghasemtabar.e@gmail.com)

عطیه فلاح شهیدی
دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه UMEF سوئیس (ldshahidi@gmail.com)

 

چکیده

هدف پژوهش حاضر تدوین یک برنامه درسی برای دوره پیش از دبستان ایران بود. روش پژوهش اسنادی است. جامعه در پژوهش حاضر تمامی منابع نوشتاری (چاپی/الکترونیکی) و همچنین غیر نوشتاری (شنیداری/دیداری) ملی و بین المللی در حوزه رویکردها و الگوها در حوزه آموزش و پرورش دوران اولیه کودکی می باشند. برای انتخاب نمونه از بین منابع و اسناد موجود نیز از روش نمونه برداری نظری استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش فیش برداری الکترونیکی استفاده شد. برنامه درسی تدوین شده دارای پنج بخش (ویژگی) اصلی است که عبارتند از ۱) اصول یازده گانه، ۲) ساختار دو بخشی (ویژه کودکان صفر تا سه سال و سه تا شش سال)، ۳) هدف (برای آموزش به کودکان سه تا سه سال و هدف آموزش برای کودکان سه تا شش سال، ۴) شیوه سازماندهی (بر اساس رویکرد تماتیک) و ۵) سنجش کودکان (با استفاده از روش مشاهده ای).

واژه­های کلیدی: برنامه درسی، پیش از دبستان

 

مقدمه

امروزه به دلایلی گوناگون، جایگاه آموزش و پرورش پیش از ­دبستان در حال ارتقاء است. نتایج پژوهش­ها یکی از مهمترین آن دلایل است (برید­کمپ، ۲۰۱۴، ص ۵). حجم عظیمی از مطالعات نشان دادند که آموزش و پرورش پیش­ از دبستان می ­تواند یادگیری و تحول کودکان را بهبود بخشد (برای­مثال، دانکن و مگنسن، ۲۰۱۳). مطالعات نشان می دهند که حضور در مهد کودک و دریافت خدمات آموزشی با کیفیت بر رشد و تحول شناختی و زبانی کودکان (ون تویجل و لیسیمن، ۲۰۰۷؛ بورچینال و همکاران، ۲۰۱۵) و آمادگی آنها برای ورود به مدرسه (سابول و پیانتا، ۲۰۱۴) تاثیر مثبت می گذارد. اما علیرغم اهمیت و تاثیرات مثبت، عمیق و بلند مدت آموزش و پرورش پیش از دبستان در بالندگی و تحول کودکان، این دوره در کشور ما، چه در حوزه نظر (اسناد بالا دستی) و چه در حوزه عمل، اگر نگوییم مغفول، لااقل مظلوم واقع شده است و توجه کافی به آن نمی شود.

متاسفانه برنامه های درسی و آموزشی دوره پیش از دبستان در ایران دارای آسیب های جدی است. یکی از مهمترین آنها استفاده مربیان از مدل های آموزشی سنتی و ناکارآمد و نداشتن تخصص، دانش و مهارت های لازم برای اجرای راهبردهای آموزشی جدید و اثربخش است. محور قرار دادن دو سال قبل از مدرسه (پنج تا شش سال) و کم توجهی در تدوین برنامه های آموزشی برای سال های آغازین زندگی (قبل از پنج سالگی) از دیگر آسیب های جدی ساختار آموزش و پرورش پیش از دبستان (تربیت اوان کودکی) در ایران است. برای مثال در سند برنامه درسی ملی (۱۳۹۱) (به عنوان آخرین حلقه از اسناد رسمی کلان که وظیفه جهت بخشی و هدایت فعالیت های تربیتی را بر عهده دارد) به جای توجه و تاکید بر تمامی سال پیش از دبستان، این دوره را تنها به گروه سنی ۵ و ۶ محدود می کند (وزارت آموزش و پرورش، ۱۳۹۱، ص ۴۶). این در حالی است که بر اساس جدیدترین مطالعات انجام شده در حوزه عصب شناسی یادگیری، سال های آغازین زندگی به خصوص سه سال اول، در رشد، یادگیری و تحول همه جانبه کودکان، دوره بسیار با اهمیتی است (گیلمور، نیکمیر و گائو، ۲۰۱۸).

تاثیر عمیق برنامه های مدون آموزشی بر رشد و تحول کودکان خردسال از یک طرف و نقش حیاتی دوران اولیه کودکی در پیشگیری و یا کاهش مشکلات رفتاری و تحولی در سال های بعدی زندگی (ماهونی و ویگرز، ۲۰۰۷: ۷)، ارائه برنامه های درسی و روش های اثربخش برای آموزش و رشد و بالندگی این دسته از کودکان را ضروری ساخته است. لذا، هدف پژوهش حاضر آن بود تا با بررسی جدیدترین نظریه ها و معتبرترین برنامه های درسی که در خارج از ایران برای اوان کودکی (صفر تاشش سال) تدوین شده اند، یک برنامه درسی را انتخاب و آن را بر اساس محیط اجتماعی و فرهنگی و همچنین شرایط کمی و کیفی آموزش و پرورش پیش از دبستان ایران، بومی سازی کند.

 

روش پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف جزء پژوهش های کاربردی، از نظر نوع داده ها جزء پژوهش های کیفی و از نظر نحوه اجرا یک پژوهش اسنادی است. جامعه در پژوهش حاضر تمامی منابع نوشتاری (چاپی/الکترونیکی) و همچنین غیر نوشتاری (شنیداری/دیداری) ملی و بین المللی در حوزه رویکردها و الگوها در حوزه آموزش و پرورش دوران اولیه کودکی می باشند که از در/ از طریق پایگاهای اطلاعاتی خارجی (همچون ScienceDirect، Springer،& Francis  Taylor، SAGE، Wiley،  ProQuest) و داخلی (همچون بانگ اطلاعات نشریات کشور، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور)، آرشیوهای الکترونیک مجلات، کتابخانه دانشگاهای ایران و کتابخانه ملی، کتابخانه سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، پژوهشکده تعلیم و تربیت و … قابل بازیابی و دسترسی بودند. برای انتخاب نمونه از بین منابع و اسناد موجود نیز از روش نمونه برداری نظری که یکی از روشهای اصلی نمونه برداری در روش اسنادی است (صادقی فسایی و عرفان­منش، ۱۳۸۴)، استفاده شد. پس از بررسی و تحلیل منابع گردآوری شده از جامعه اسناد اشاره شده، معتبرترین کتب، اسناد و مقالات به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. جدید بودن، معتبر بودن محتوا (بر اساس محل نشر آن سند) و مرتبط بودن با حوزه تربیت اوان کودکی از مهمترین معیارهای انتخاب نمونه بوده است. برای تحلیل داده ها نیز از روش فیش برداری الکترونیکی استفاده شد.

 

یافته­ های پژوهش

برنامه درسی تدوین شده دارای پنج بخش (ویژگی) اصلی است که عبارتند از ۱) اصول ، ۲) ساختار، ۳) هدف ، ۴) شیوه سازماندهی ۵) سنجش.

۱) اصول: برنامه درسی تدیون شده دارای یازده اصل می باشد که عبارتند از : ۱). برنامه آموزشی باید به طور همزمان و برابر بر تمامی جنبه ها و ابعاد رشد کودک (شناختی، اجتماعی-عاطفی، کلامی و جسمی) متمرکز باشد. هدف باید تربیت “کل کودک” باشد. ۲). برنامه درسی باید در تمام ابعاد خود (اهداف، فعالیت ها و تجارب یادگیری، راهبردهای یادگیری و سنجش) مبتنی بر سطح رشد و تحول کودکان باشد. ۳) کودکان از لحاظ نیازها و توانایی های ذهنی، شخصیت، تجربیات یادگیری، فرهنگ، روش های آموختن، سبک و سرعت یادگیری، آمادگی، علاقه و انگیزش نسبت به کسب دانش و انجام فعالیت ها با هم تفاوت دارند. برنامه درسی باید به این تفاوتها احترام بگذارد. ۴). روش سازماندهی برنامه درسی باید به شکل تلفیقی باشد. ۵) . والدین نخستین مربیان کودک هستند. بنابراین ارتباط و همکاری مهد و خانه ضروری است. ۶). محیط آموزشی باید به گونه ای باشد که  کودک احساس امنیت (عاطفی و فیزیولوژیکی) داشته باشد. ۷). فعالیت هایی که برای کودکان طراحی می شود باید زمینه را برای استفاده از تمامی حواس پنجگانه کودکان فراهم کند. ۸). کودکان از طریق تجربه کردن و کشف کردن، یاد می گیرند. ۹). برنامه های آموزشی باید در عین داشتن انعطاف، منظم و قابل پیش بینی باشند. ۱۰٫ وظیفه اصلی مربی تسهیل­گریِ (فعال) و هدایت جریان رشد و یادگیری کودکان است. ۱۱). هدف اصلی سنجش، حمایت از رشد و یادگیری کودکان است.

۲) ساختار: برنامه درسی بومی شده دارای دو بخش اصلی است: ۱) برنامه درسی کودکان صفر تا سه سال. ۲) برنامه درسی کودکان سه تا شش سال. همانگونه که اشاره شد، یکی از آسیب های اصلی آموزش و پرورش پیش از دبستان (تربیت اوان کودکی) در ایران، عدم توجه به سالهای آغازین زندگی کودک و در نتیجه نبود برنامه درسی مدون و جامع برای آموزش این گروه از کودکان است. سه سال اول زندگی، دوران رشد سریع مغز است. بخش چشمگیری از رشد و تحول مغز در انسان در نتیجه تعاملات افراد با محیط رخ می دهد (گیاک، ۲۰۰۹). مطالعات درباره تاثیر محیط غنی بر ساختار مغز نشان می دهند که تجاربی که به لحاظ تحولی متناسب با نیازها، توانایی و علائق کودکان خردسال هستند، می توانند رشد شناختی را ارتقاء بخشند(موزیر، ۲۰۱۳).

۳) هدف: هدف برنامه درسی صفر تا سه سال تقویت رشد و تحول کودک در حوزه های شناختی، حسی-حرکتی، کلامی، اجتماعی/عاطفی و هنری و هدف برنامه درسی کودکان سه تا شش سال تقویت رشد کودکان در زمینه های کلامی، اجتماعی/عاطفی، جسمانی/سلامتی، رویکردهای یادگیری، ریاضیات، علوم طبیعی، مطالعات اجتماعی، هنر های خلاق می باشد.

از طرفی، علیرغم وجود تشابهات بین برنامه درسی کودکان نوپا و نوباوه (صفر تا سه سال) و کودکان بزرگتر (سه تا شش سال)، بین آنها تفاوت های با اهمیتی وجود دارد. اگر بخواهیم به شکلی کوتاه به بیان ویژگی های متمایز کننده برنامه درسی کودکان نوپا و نوباوه بپردازیم، در یک جمله باید گفت ” برنامه درسی کودکان نوپا و نوباوه یک آموزش و مراقبت مبتنی بر احترام، ارتباط و پاسخگویی است” (گونزالس منا و ایر ، ۲۰۱۴).

بسیاری از متخصصان ترجیح می دهند تا در حوزه کار با کودکان نوپا و نوباوه به جای استفاده از واژه “مربی” یا “مراقب” از اصطلاح “مربی/مراقب” استفاده کنند تا تاکید کنند که در طراحی و اجرای برنامه های مربوط به این گروه از کودکان، باید بر هر دو بٌعد آموزش و مراقبت، توجه نمایند. از طرفی، برنامه درسی برای کودکان نوپا و نوباوه تنها فراهم ساختن مجموعه ای از تجارب یادگیری از پیش طراحی شده نیست، بلکه برنامه درسی کودکان نوپا و نوباه باید یک “برنامه درسی پاسخگو” نیز باشد؛ برنامه درسی که اولاً بر مشاهده دقیق علائق و نیازها یکایک کودکان تاکید دارد و دوماً محیطی برای یادگیری طراحی می کند که حامی “یادگیری خودآغازگر کودک” است (اسویم، ۲۰۱۷).

در مقام جمع بندی این بخش می توان گفت که توجه بر هر دو بٌعد آموزش و مراقبت؛ تأکید بر محیطی ایمن، گرم، قابل اعتماد و مبتنی بر تعامل و ارتباط عاطفی؛ و در نهایت، طراحی و اجرای فعالیت­ها و تجارب یادگیری مبتنی بر علائق و نیازهای فردی هر یک از کودکان، از مهمترین فاکتورهایی است که برنامه درسی کودکان نوپا و نوباوه (کودکان صفر تا سه سال) را از برنامه درسی کودکان بزرگتر (سه تا شش سال) متمایز می سازد. برنامه درسی تدوین شده در مطالعه حاضر  یک برنامه درسی مبتنی بر پژوهش و بر اساس اصول علمی است. از این رو، فعالیت و تجارب یادگیری آن در دو بخش صفر تا سه سال و سه تا شش سال تدوین شد.

۴) شیوه سازماندهی: سازماندهی برنامه تدوین شده مبتنی بر رویکرد تماتیک (تم محور) است. رویکرد تم محور، ابزاری برای آموزش دامنه ای از مهارتها و محتواها از طریق تلفیق حوزه های برنامه درسی حول یک موضوع (تم) است. این روش حیطه های برنامه درسی را به یکدیگر مرتبط می سازد و با متمرکز شدن بر علایق کودکان، احساس هدفمندی و اجتماع را بین آنها تقویت می کند. این روش ، با محور قرار دادن علایق و تجارب زندگی کودکان خردسال، نگرش، مهارت و دانش آنها را به شکل معناداری تحول می بخشد. رویکرد تم محور با پرورش میل به دانستن در کودکان، کاوش گری و ارتباط را در آنها تحریک می کند که در نهایت منجر به مشارکت مشتاقانه آنها در فرایند یادگیری می شود (مامفورد، ۲۰۰۰). یادگیری تم محور، تحول کل نگرانه (یعنی رشد و تحول همه جانبه و هماهنگ) را در همه کودکان پرورش می دهد و آنها را قادر می سازد تا از طریق ظرفیت­ها و توانایی های خود، به یادگیرندگان موفق تبدیل شوند. یادگیری از طریق تم به کودکان کمک می کند تا دنیای اطراف خود را به طور واقعی و مستقیم تجربه کنند و آنچه را در مهد کودک یاد می گیرند را با زندگی خود در خانه و جامعه مرتبط سازند (سونی، ۲۰۱۵).

۵). سنجش: هدف اصلی سنجش در برنامه درسی تدوین شده، شناخت دقیق نیازها، علائق و توانایی های (نقاط قوت و ضعف) کودکان و همچنین تشخیص میزان پیشرفت هر کودک در حوزه­های متعدد رشد و یادگیری است تا بتوان بر اساس آن بهترین فعالیت ها را برای رشد و یادگیری کودکان فراهم نمود. مربی با استفاده از اطلاعاتی که از طریق سنجش کودکان بدست می آورد، فعالیت های مناسب را برای کار با کودکان انتخاب می کند. برای مثال مربی ممکن است پس از سنجش کودکان دریابد که روند پیشرفت یک یا تعدادی زیادی از کودکان در انجام کار گروهی و مشارکتی بسیار کند است. مشاهده، اصلی ترین و اثربخش ترین شکل سنجش در دوران پیش از دبستان است. مشاهده عبارت است از یاداشت برداری دقیق از هر آنچه کودک یا کودکان در طول یک زمان مشخص یا در یک محیط مشخص گفته اند یا انجام داده اند (اسمیت، ۲۰۰۵). در برنامه درسی تدوین شده مطالعه حاضر برای سنجش کودکان از روش های مشاهده ای استفاده می شود. چک لیست (فهرست وارسی) شکل اصلی سنجش مشاهده ای در برنامه درسی تدوین شده این مطالعه است. فهرست وارسی عبارت است از ابزاری برای ثبت و بررسی مجموعه متوالی از رفتارها یا مهارت ها که عموماً به اهداف رشدی و تحولی و یا تربیتی مربوط هستند (گولو، ۲۰۰۸). به عبارت دیگر، منظور از فهرست وارسی، فهرستی از رفتارها، ویژگی ها، فعالیت ها یا تولیدات کودک است همراه با جاهایی در مقابل ماده های فهرست برای مشخص کردن (چک کردن) اینکه هر یک از ماده های آن فهرست حضور دارند یا نه (سیف، ۱۳۹۶ ص ۲۸۰).

 

بحث و نتیجه­ گیری:

امروزه دانش بومی و نیز رویکرد بومی سازی دانش در جوامع کاملاً مختلف و دارای درجات و شدت و ضعف فراوانی است. دانش بومی، به باور متخصصان، معرفتی است که در طول زمان و توسط افراد مختلف در جامع های محلی پدید آمده و اشاعه یافته و بدیهی است که این دانش در اجتماعات مختلف، مبتنی بر نمادهای متفاوتی است؛ بنابراین معرفت و دانشی که از نگاه آنان معتبر و ارزشمند است، ممکن است از سوی جوامع دیگر سودمند نباشد و حتی اعجاز برانگیز نخواهد بود که نظام دانش بومی و محلی در جوامع مختلف از همدیگر متفاوت باشد (چنگ، ۲۰۰۴). بر این اساس، تحول در برنامه درسی رشته های علوم انسانی با رویکرد اسلامی و بومی، در سال های اخیر از دغدغه های اصلی مدیران ارشد نظام و صاحب نظران بوده است. انتقال نگرش ها و ارزش های لیبرالیستی و سکولاریستی، عدم انطباق با نیازهای کشور و به روز نبودن محتوای برنامه های آموزشی، منشاء اصلی دغدغه ها، نگرانی ها و تأکید بر ضرورت تحول در برنامه درسی است (نوذری، ۱۳۹۱). با توجه به ویژگی های مثبت این برنامه درسی و از طرفی، نبود یک برنامه درسی مدون، جامع و سازگار با دوره پیش از دبستان ایران و همچنین اهمیت سال های آغازین زندگی در رشد، تحول و بالندگی کودک، اجرای این برنامه درسی در مراکز پیش از دبستان کشور، می تواند در بهبود سطح کیفی این دوره بسیار مفید واقع شود.

این برنامه درسی (که بهمهد نامگذاری شد) در حال حاضر در بسیاری از مهد کودک های کشور در حال اجرا می باشد. برای آشنایی بیشتر با این بسته، به سایت بهمهد مراجعه فرمایید

نظرات