برنامه درسی خلاق و نظریه رشد و تحول شناختی پیاژه و کاربرد آن در برنامه درسی پیش از دبستان

نظریه رشد و تحول شناختی پیاژه و کاربرد آن در برنامه درسی پیش از دبستان

ژان پیاژه دانشمند سویسی یکی از بزرگترین نظریه پردازان در حوزه رشد و تحول کودک است. پیاژه معتقد است یادگیری نتیجه تعامل کودک با محیط است. از نظر پیاژه کودکان از طریق انجام دادن یاد می گیرند و نه توضیحات کلامی مربی. پیاژه مانند مونته سوری معتقد بود که کودکان باید از هر فرصتی برای انجام دادن استفاده کنند و همانند جان دیویی بر این باور بود که کودکان تنها زمانی یاد می گیرند که حس کنجکاوی آنها برطرف نشده است. بر این اساس از منظر پیاژه، بهترین راهبرد برنامه درسی در دوره پیش از دبستان این است که به جای ارائه صرف اطلاعات، کودکان را کنجکاو نگه دارد، آنها را شگفت زده سازد و برای آنها چالش هایی برای حل مسئله واقعی فراهم سازد.

پیاژه همچنین بازی را شاهراهی برای یادگیری می دانست و بر آن بسیار تاکید داشت. زمانی که کودکان در حال انجام بازی های سمبلیک و نمادین هستند، آنها قادر خواهند شد تا اعمال و اشیایی که آنها را احاطه کرده است را درک کنند. در مجموع می توان گفت نظریه سازنده گرایی پیاژه یک نظریه فعال، پیشرونده و سازنده است:

فعال: کودک یک [یادگیرنده] خود انگیخته برای کشف محیط و تعامل با آن است و سرعت یادگیری از طریق فعالیتهای کودک تنظیم می شود.

پیشرونده: کودک به تدریج در طول زمان در انجام دادن فعالیت ها و تعامل با محیط، توانمندتر می شود و پیچیدگی این فعالیت نیز به طور پایدار در طول زمان افزایش می یابد.

سازنده: پیشرفت، وابسته به ساختنِ بازنمایی های ذهنی پیچیده تری است که نتیجه تجارب و اعمالی است که در جهان بیرون وجود دارند (هالپنی و پیترسون، ۲۰۱۳).

برای پیاژه دانش، تفسیر واقعیتی است که یادگیرنده به شکل فعال و درونی و از طریق تعامل با آن می سازد. پیاژه دانش را در سه نوع فیزیکی، ریاضیات منطقی و اجتماعی تقسیم می کند (گوردون و براون، ۲۰۱۷). دانش فیزیکی از نظر پیاژه چیزی است که کودکان از طریق تجارب حسی بیرونی یاد می گیرند. نگاه کردن به حرکت و تکان خوردن برگ ها در باد، گرفتن یک توپ و بویدن یک تکه نان تازه همه نمونه هایی از یادگیری کودکان درباره اشیاء فیزیکی است. مهمترین فرایند شناختی درگیر در رشد و تحول دانش فیزیکی، قوه تمیز (تمیز دادن) است. برای مثال کودکان با اتصال دادن آهن ربا به کلیپ های کاغذ، پازل ها و عروسک های کاغذی، درباره مغناطیس دانشی بی واسطه و دست اولی را کسب می کنند. آنها یاد می گیرند بین اشیایی که به آهن ربا می چسبند و دیگر اشیاء، تمیز قائل شوند. دانش ریاضیات منطقی ناشی از هماهنگ کردن اعمال فیزیکی در نوعی از نظم و یا منطق است که نباید با ریاضیات رسمی اشتباه گرفته شود. از نظر پیاژه دانش منطقی ریاضی نوعی از تفکر ریاضی است که کودکان برای ایجاد ارتباط بین آنچه می بینند، استفاده می کنند؛ برای مثال زمانی که کودکی نوپا پتو را برای پیدا کردن اسباب بازی که پنهان شده است، بلند می کند. منطق در کودکان خردسال، هماهنگ کردن اعمال برای استباط کردن (نتیجه گیری کردن) است. به مثال قبلی درباره آهن ربا فکر کنید. اگریک کودک به شکل هدفمند یک آهن ربا را روی کشوی فلزی یا میله های فلزی کوهنوردی حرکت می دهد، ما شاهد یک دانش منطقی در کودک هستیم: کودک نتیجه گرفته است که آنچه به آهن ربا می چسبد، اشیای فلزی هستند.

دانش اجتماعی از طریق فرهنگ ما شکل می گیرد؛ قوانین بازی، واژه گان مناسب و کدهای اخلاقی. این دانش شامل یادگیری لغات و آنچه آموخته یا گفته شده، می باشد و همچنین دانش درباره جنبه های اجتماعی زندگی است. دانش اجتماعی مبتنی بر ارزشها است و غالباً اختیاری است و به ندرت به شکل منطقی ساخته می شود اما از طریق زندگی، یاد گرفته می شود. با مثال آهن ربای اشاره شده، دانش اجتماعی برای تصمیم گیری درباره اینکه چه کسی می تواند با آهن ربا بازی کند یا چه زمانی نوبت بازی کردن نفر دیگر است، یک دانش ضروری است. در تدوین برنامه درسی، مربی باید فعالیت هایی را طراحی کند که به رشد این سه نوع دانش در کودکان کمک می کند.

اما مهمترین بخش نظریه پیاژه توصیفی است که این نظریه از مراحل رشد شناختی دارد. پیاژه  معتقد بود رشد شناختی کودکان دارای توالی مشخصی است یعنی ورود به مرحله بعد مستلزم آن است که فرد مرحله قبل را طی کرده باشد، با این حال سرعت و زمان رشد شناختی کودکان، کاملاً مشابه هم نیست به همین خاطر در این نظریه سنین در نظر گرفته شده برای مراحل رشد، تقریبی است (شکل زیر).

مراحل نظریه پیاژه

با توجه به اینکه دو مرحله اول این نظریه برای دوره پیش از دبستان (صفر تا شش سال) است، به توضیح بیشتر دو مرحله می پردازیم.

مرحله اول حسی حرکتی (۲-۰ سال): پیاژه معتقد است در آغاز واکنش کودکان نسبست به جهان اطرافشان،کاملاً بازتابی است یعنی بدون تفکر است. او می گوید هوش زمانی در کودکان شکل می گیرد که این واکنش ها هدفمند می شوند. برای مثال، زمانیکه یک نوزاد در تخت خود دراز می کشد هنگامی که دست یا پای او به آویز زنگوله ای یا جغجقه بالای سرش برخورد می کند، خواهیم دید که در ابتدا واکنش او نسبت به این صدا،ترس یا وحشت خواهد بود اما بعد از مدتی، ضربه های او به این زنگوله ها، از روی عمد و هدفمند خواهند شد.

پیاژه این مرحله آغازین رشد و تحول را حسی – حرکتی می نامد. کودکان در این مرحله برای یادگیری درباره جهان، به حواس و فعالیت های فیزیکی (حرکتی) خود وابسته هستند. در پایان این مرحله، کودک به درک پایداری شی  می رسد؛ اینکه شی حتی اگر نتوانیم آن را ببنیم، وجود دارد (چیزی که از نگاه و دید کودک خارج شود، همچنان وجود دارد). این مسئله به لحاظ تحولی بسیار مهم است. تا قبل از رسیدن کودکان به این مرحله از تحول، یعنی تا قبل از فهم پایداری شی، کودکان تنها می توانند بر آنچه که می بینند، فکر کنند. در واقع این کودکان مصداق کامل ضرب المثل “از دل برود هر آنکه از دیده برفت” هستند.تنها بعد از حدوداً ۸ تا ۹ ماهگی است که کودک پی می برند، اشیاء و افراد حتی زمانیکه در حوزه دید ما نیستند، همچنان وجود دارند.

درست در همین ماه ها است که کودک دچار اضطراب جدایی می شود. این کودکان زمانیکه والدین آنها را در خانه یا مراقبان و مربیان در مهد کودک، ترک می کنند شروع به گریه کردن می کنند چرا که کودکان در این می دانند که علرغم اینکه مادر یا پرستار در مقابل چشمان او نیست، ولی همچنان وجود دارد. از این رو تلاش می کند تا دوباره آن را بدست آورد و گریه کردن بهترین ابزار او برای رسیدن به این هدف است.

مرحله دوم پیش عملیاتی (۷-۲سال): طبق نظریه تحولی پیاژه، بعد از مرحله حسی – حرکتی، رشد و تحول شناختی کودکان وارد مرحله پیش غملیاتی می شود که بین سنین تقریبی دو تا هفت سالگی است. مرحله ای که تفکر کودکان بیشتر تفاوت را با الگوهای تفکری بزرگسالان دارد. از نگاه پیاژه، کودکان در این سن ۱) “خودمحور” هستند (یعنی تفکر درباره هر چیز تنها از نگاه خودشان)؛ ۲) در یک زمان واحد، می توانند تنها بر یک ویژگی یک شی یا یک شخص متمرکز شوند؛ ۳) اطلاعات را تنها از طریق تجربه کسب می کنند نه آنچه که به انها گفته می شود؛ ۴) به علت داشتن تجربیات محدود، دچار تعمیم بیش گستر می شوند (همه کسانیکه روپوش یفید به تن دارند، پزشک هستند)، ۵) جاندارپندار هستند و ۶) قادر به درک بقا یا نگهداری ذهنی نیستند یعنی نمی توانند درک کنند که به رغم ایجاد تغییر در شکل ظاهری یا وضع مکانی یک شی، اگر چیزی به آن اضافه یا چیزی از آن کاسته نشود، در مقدار واقعی آن تغییری ایجاد نمی شود.

کاربرد نظریه پیاژه در برنامه درسی پیش از دبستان

اما یک برنامه درسی چگونه نظریه پیاژه را در طراحی فعالیت ها به کار می گیرد؟. در پاسخ به این سوال باید به موارد زیر اشاره داشت:

  1. برنامه درسی باید انواع حواس پنج گانه‎ی کودک را درگیر یادگیری می‏کند. فرصت های بسیاری در فعالیت‎های برنامه درسی باید وجود داشته باشد که به کواکان اجازه ‏دهد از طریق لامسه، بویایی، چشایی، بینایی و شنوایی تجربیات جدیدی به دست آورده و موضوعات مختلفی را یاد بگیرند. می‎دانیم که کودک زمانی که اطلاعاتی را از طریق تمامی حواس خود به دست آورد، بیشترین میزان یادگیری را خواهد داشت.
  2. برنامه باید بر احساس ایمنی و امنیت کودک و همچنین ارتباط عاطفی عمیق با کودک (چنانچه در بخش نظریه مازلو اشاره شد) تاکید کند. این ویژگی باعث می شود تا کودکان نوپاه در کمتر اضطراب جدایی را تجربه کنند
  3. از سال های سه تا شش سال به عنوان «سن طلایی بازی وانمودی» یاد می شود. این بازی های نقش مهمی در رشد شناختی کودکان دارند (هالپنی و پیترسون، ۲۰۱۳). در برنامه درسی باید فعالیت های زیادی وجود داشته باشد که مبتنی بر بازی های وانمودی باشد تا در نهایت منجر به افزایش رشد شناختی کودکان می شود.
  4. برنامه درسی باید پر از فعالیتهایی باشد که از طریق آن کودکان محیط اطراف را کشف ‎کنند، مهارتهای حرکتی خود را تقویت ‎کنند، واژگان خود را پرورش ‎دهند، مفاهیم را در بازی‎های آموزشی و سرگرم کننده به کار ‎گیرند و در عین حال استقلال و خلاقیت در هر یک از آنها تقویت ‌شود. همچنین فعالیت‎هایی که برای حرکات ظریف و هنرهای خلاق در برنامه درسی وجود دارد، باید سئوالاتی را شامل ‎شود که نیازمند پاسخ های تشریحی از طرف کودک هستند. به این سئوالات که به آنها “سئوالات باز” گفته می‎شود، کودک تشویق به فکر کردن و حل مسأله می‏شود.
  5. برنامه درسی باید روش یا عمل مناسب تحولی (DAP) باشد یعنی فعالیت های آن همگی بر اساس سطح رشد و تحول (به خصوص رشد شناختی) کودکان باشد و به تدریج و بر اساس سطوح رشدی کودک پیچیده تر شود. این امر، همانگونه که پیاژه به آن اشاره می کند، ضمن اینکه موجب معنادار بودن فعالیت ها برای کودکان می شود، حس کنجکاوی کودکان را تحریک و آنها را برای درگیر شدن در آن فعالیت تهییج و تشویق می کند.

منبع: قاسم تبار، سید نبی الله. (۱۳۹۷). نظریه رشد و تحول شناختی پیاژه و کاربرد آن در برنامه درسی پیش از دبستان. مجله رشد پیش دبستانی.

مقالات مرتبط:

• نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و کاربرد آن در برنامه درسی اوان کودکی
• رویکرد آموزشی خواهران مک میلان در آموزش به کودکان
• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)
 روش آموزشی والدورف در تربیت اوان کودکی: تاریخچه، مبانی و اصول

•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی مونته سوری در آموزش
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

نظرات