موسیقی و زبان

موسیقی و زبان:آموزش موسیقی به رشد زبانی کودکان کمک می کند

در یکی از مقالات قبلی به مفهوم و اهمیت رشد زبان و آگاهی واج شناختی کودکان اشاره کردیم. در این مقاله به این مسئله می پردازیم که آموزش موسیقی به کودکان چگونه به رشد زبان در آنها کمک می کند و چه ارتباطی بین یادگیری موسیقی و زبان وجود دارد. آنچه در ادامه می آید بخشی از پژوهش دکتر قاسم تبار و همکاران او درباره رابطه موسیقی و زبان است که در نشریه روان شناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی چاپ شده است.

پژوهش دکتر قاسم تبار و همکاران او نشان داد که آموزش موسیقی باعث افزایش توانایی کودکان پیش دبستان در رشد زبان و به طور خاص آگاهی واج شناختی آنها می شود. اما موسیقی و زبان چگونه با یکدیگر مرتبط می شوند؟ چگونه یادگیری موسیقی، رشد زبانی و آگاهی واج شناختی را در کودکان تقویت می کند؟

موسیقی و زبان چگونه با یکدیگر مرتبط می شوند؟

موسیقی و زبان دو حوزه توانایی مختص انسان هستند که دارای چندین ویژگی مشترک هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به استفاده از حیطه شنیداری به‌عنوان مسیر ورودی  و سازمانی از مؤلفه‌های ادراکی مجزا در توالی‌های ساختارمند ، اشاره داشت (پاتل ، ۲۰۰۳). در واقع، هرچند موسیقی و زبان از طبقه‌بندی‌های مختص به حوزه‌ای استفاده می‌کنند که صفات مختلفی از صدا را به‌کار می‌گیرند، با این حال، بر اساس فرضیه «مکانیزم مشترک یادگیری مقوله صدا» (پاتل، ۲۰۰۸)، فرض بر این است که مکانیسم یادگیری مقوله صدا  در بین دو حوزه موسیقی و زبان مشترک است. به‌عبارت‌دیگر، پاتل معتقد است عنصر اصلی موسیقی یعنی نت‌ها که مشابه با زیر و بمی‌ها هستند، با عنصر اصلی زبان یعنی واج، مرتبط است. در نتیجه، تأثیر آموزش موسیقی بر زبان را می‌توان به تقویت مکانیسم زیربنایی یادگیری صدای حوزه عام  نسبت داد.

موسیقی و زبان

فرضیه اٌپرا درباره رابطه موسیقی و زبان

مدتی بعد پاتل (۲۰۱۱) فرضیه اٌپرا را مطرح می‌سازد. بر اساس این فرضیه، آموزش موسیقی با تحقق بخشیدن پنج شرط، منجر به نرمش انطباقی  در شبکه‌های پردازش گفتار می‌شود: هم‌پوشانی : بین شبکه‌های مغزی که اصوات موسیقی و گفتار را پردازش می‌کنند، هم‌پوشانی وجود دارد. دقت ؛ موسیقی در مقایسه با گفتار از نظر دقت پردازش، انتظارات بالاتری را از این شبکه‌های مشترک می‌طلبد. هیجان : فعالیت موسیقایی احساسات مثبت قوی ایجاد می‌کند. تکرار : فعالیت‌های موسیقایی که این شبکه عصبی را درگیر می‌سازند، غالباً تکرار می‌شوند. توجه : فعالیت‌های موسیقایی که این شبکه عصبی را درگیر می‌سازند، نیازمند توجه متمرکز  هستند.

شواهد تجربی از این ایده مک‌مولن و سافاران (۲۰۰۴) که موسیقی و زبان دارای مبنای مشترک  در سال‌های اولیه  رشد هستند، حمایت کرده است. در اولین تعاملات بین بزرگ‌سالان و نوزادان، بزرگ‌سالان از موسیقی و زبان نوزادمحور استفاده می‌کنند. نوزادان این اشکال گفتار و ترانه‌های نوزادمحور را از سنین اولیه به بعد ترجیح می‌دهند (ترینور، ۱۹۹۶؛ ماساتاکا، ۱۹۹۹). به‌علاوه، گفتار نوزاد محور اغلب نوعی گفتار موسیقایی  است (فرنالد، ۱۹۹۱). این موضوع با فرضیه کولش و سیبل  (۲۰۰۵) که می‌گوید مغز اولیه در حال رشد، زبان را به‌عنوان نوعی از موسیقی پردازش می‌کند، همسو است.

بر اساس این فرضیه، مکانیسم یادگیری مقوله صدا در بین دو حوزه موسیقی و زبان مشترک است. در نتیجه، تأثیر آموزش موسیقی بر زبان را می‌توان به تقویت مکانیسم زیربنایی یادگیری صدای حوزه عام  نسبت داد. این فرضیه توسط مک مولن و سافران  (۲۰۰۴) نیز مطرح شده است. از نظر مک مولن و سفران (۲۰۰۴) موسیقی و زبان به‌خصوص در دوران کودکی دارای مکانیسم‌های پردازشی مشترک هستند. در واقع، موسیقی و زبان دارای مکانیسم‌ها و ساختارهای مغزی  مشترکی هستند. برای مثال جانک (۲۰۰۹) نشان داد که بین موسیقی و مناطقی از مغز که مسئول پردازش زبان هستند (مانند شکنج هاشل ، بروکا و ورنیکه ) ارتباط وجود دارد.

موسیقی و زبان

مک مولن و سفران (۲۰۰۴) هنگام بازبینی داده‌های مربوط به رشدشناسی  موسیقی و زبان در نوزادان انسان، به این نتیجه می‌رسند که هر دو حوزه متکی به مکانیسم‌های یادگیری مشابه هستند، یعنی استخراج یک مجموعه انتزاعی از قواعد از طریق یادگیری آماری، به‌منظور شکل دادن مقوله‌های صدایی بومی  (مک مولن و سافران، ۲۰۰۴)؛ بنابراین ارتباط بین مقوله‌های صدای کلامی  مانند واج‌ها (آگاهی واج‌شناختی) و مقوله‌های صدای موسیقایی  مانند نت‌ها، منطقی و معقول می‌نماید.

رابطه زبان و موسیقی در نوزادن: زبان یک نوع موسیقی است

تبیین‌های نظری متعددی وجود دارد که نشان می‌دهند به‌خصوص در طول سال‌های اولیه فراگیری زبان، زبان بیشتر یک نوع موسیقی است. برای مثال کولش (۲۰۱۱) این فرضیه را مطرح نمود که مغز انسان به‌خصوص در سال‌های اول زندگی، موسیقی و زبان را به‌عنوان دو حوزه مجزا، نمی‌شناسد بلکه زبان را نوعی موسیقی در نظر می‌گیرد. برانت، گبرین و اسلیوس (۲۰۱۲) اشاره می‌کنند که موسیقی دارای جایگاه ممتازی در مغز است که نه‌تنها ما را قادر می‌سازد قواعد موسیقایی فرهنگ بومی را فراگیریم، بلکه زبان بومی را نیز یاد بگیریم.

دلیل این امر شباهت‌های موجود بین یادگیری موسیقی و مهارت‌های زبانی است؛ موسیقی و زبان هر دو مستلزم گوش دادن تحلیلی  هستند (جانک، ۲۰۰۹)، موسیقی دارای قواعدی از نظم است که مشابه نحو در زبان است (لردل، ۲۰۰۱؛ کولش، ۲۰۰۵؛ پاتل، ۲۰۰۳)، نت موسیقی متشکل از نمادهایی است که اطلاعات را درباره صدا (زیرایی، هارمونی ، ملودی ) و زمان (ریتم و متِر ) بازنمایی می‌کند (فورگرد و همکاران، ۲۰۰۸؛ شلنبرگ، ۲۰۰۶)، گوش دادن هم به موسیقی و هم به زبان نیازمند توجه به نظم زمانی رویدادهای آگوستیکی  است که به ‌سرعت تغییر می‌کنند (فورگرد و همکاران، ۲۰۰۸).

موسیقی و زبان

به‌علاوه، همان‌گونه که فهم واج‌شناختی مستلزم ادراک و دست‌کاری فواصل زمانی  بین صداهای کلامی است، بسیاری از فعالیت‌ها و تکالیف مربوط به ریتم موسیقایی نیز شامل ادراک و دست‌کاری کردن فواصل زمانی بین صداهای موسیقایی (غیرکلامی ) است. شاید به همین خاطر است که موسیقی بر  رشد پردازش شنیداری  (فیوجیکا و همکاران، ۲۰۰۶؛ مورینو و بسون، ۲۰۰۶) و یا شنیداری-زمانی  (تالال و گاب ، ۲۰۰۶؛ گاب و همکاران، ۲۰۰۵) مغز کودکان تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین توانایی کودکان در دو حوزه ممکن است با یکدیگر ارتباط داشته باشد. در واقع چون کودکان برای تشخیص کلمات و بخش‌های هجا  که در فرایند سخن گفتن ادا می‌شوند، از نشانه‌های ریتمیک استفاده می‌کنند، منطقی است که بپذیریم حساسیت ریتمیک  (که به‌واسطه آموزش موسیقی افزایش می‌یابد) برای یادگیری زبان و مهارت‌های واج‌شناختی، یک مهارت پیش‌نیاز است (مورتیز و همکاران، ۲۰۱۳).

مقالات مرتبط

اهمیت دوران پیش از دبستان در آموزش موسیقی به کودکان: پژوهش دکتر قاسم تبار
آموزش موسیقی در مدارس از منظر اسلام
موسیقی موزارت: آیا اثر موزارت وجود دارد؟
روش­های آموزش موسیقی به کودکان : ۱- روش مونته سوری در آموزش موسیقی
روش­های آموزش موسیقی به کودکان :۲-  روش دالکروز
روش ­های آموزش موسیقی به کودکان :۳- روش کودای
روش­های آموزش موسیقی به کودکان :۴- روش ارف
روش ­های آموزش موسیقی به کودکان: ۵- روش سوزوکی

نظرات