لالایی ها و هیچانه ها و دیگر ترانه های عامیانه برای کودکان

لالایی ها و مهملات و دیگر ترانه های عامیانه برای کودکان

در این مقاله قصد داریم به بررسی نوعی از ادبیات عامیانه یعنی اشعار و ترانه های عامیانه کودکان بپردازیم. اشعار و ترانه های عامیانه دارای انواع و اشکال متعدد هستند که مهمترین آنها عبارتند از لالایی ها، چیستان ها و معماهای منظوم، مهملات و هیچانه ها. با مهد کودکان همراه باشید

قبل از معرفی انواع اشعار و ترانه های عامیانه کودکان (لالایی ها، چیستان ها و معماهای منظوم، مهملات و هیچانه ها) ابتدا نیاز است که تعریفی از اشعار و ترانه های عامیانه ارائه دهیم.
اشعار و ترانه های عامیانه مجموعه آثار منظومی هستند که “جدا از حوزه های رسمی شعر و ادب در اعماق ذوق مردم عادی کوچه و بازار تولد یافته، زندگی کرده و حفظ شده اند” (پناهی سمنانی، ۱۳۶۴، ص ۹). گرچه اشعار و ترانه های عامیانه از نظر ساختاری از شعر رسمی پیروی نمی کنند، اما به گفته محمود کیانوش، خوانندگان “وزن آن ها را از گوش می گیرند و به همین سبب آن ها را شعر سمعی می خوانند” (کیانوش، ۱۳۵۵، ص ۴۳). صادق هدایت در رساله اوسانه می گوید:  “ترانه های کودکان به اندازه ای با روحیه و زندگی بچه متناسب است که همیشه نو و تازه مانده و چیز دیگری نتوانسته جانشین آن شود” (هدایت، ۱۳۴۶، ص ۲۹۷).

ترانه ها و لالایی های مادران

مهم ترین نمونه اشعار و ترانه های عامیانه ، ترانه های دایه ها و مادران است. اشعاری که بزرگسالان آن را برای آرامش بخشیدن به کودکان یا بازی کردن با آنها می خوانند که بهترین نمونه آن لالایی ا ست. لالایی ها ابتدایی ترین شکل ادبیات به شمار می آیند و معمولاً از آرزوهای دور و دراز مادران برای فرزندانشان تا درد دلها و گله های آنها از زندگی روزانه را در بر می گیرند و پای در زندگی عملی دارند  و خود نوعی ادبیات کاربردی به شمار می آیند.

لالا لالا، گل سوری

نکن از مادرت دوری

لالا لالا، گل سوسن

سرت بردار لبت بوسم (کتاب هفته، ش۲، ۱۳۴۰، ص ۲۲)

لالایی که مادران در ضمن گله، محبت و وفاداری خود را به فرزند اعلام می دارد.

لالا لالا گل خشخاش

بابات رفته خدا همراش

……………………………

لالا لالا گل پسته

بابات رفته کمر بسته (پناهی سمنانی، ۱۳۶۴، ص ۱۴۲)

این لالایی گله های مادر است از دوری شوهر.

یا:

گل سرخ منی شاله بمونی …………………………. زعشقت می کنم من باغبونی

تو که تا غنچه ای بویی نداری …………………………. همین که وا شدی با دیگرونی

لالات می گم خوابت نمی آد …………………………. بزرگت می کنم یادت نمی آد

عزیز کوچکم رفته به بازی …………………………. به پای نازکش بنشسته خاری

به منقارش طلا خارش درآرید …………………………. به دستمال حریر رویش ببندید (کتاب هفته، ش ۲، ۱۳۴۰، ص۱۶۵)

این لالایی محتوای داستان گونه دارد که هم ستایش کودک است و هم گله از زندگی.

لالایی ها و هیچانه ها و دیگر ترانه های عامیانه برای کودکان

لالایی از ساختار منحصر به فردی برخوردار است که در کمتر گونه ادبی دیگری مشاهده می شود. برای لالایی سه بُعد شناخته شده است: شاعرانه، موسیقایی، تئاتری.

اولین بُعد لالایی بُعد شاعرانه است… هم در مضمون، هم در وزن و هم در قافیه”. “بُعد دوم لالایی بعد موسیقایی آن است، یعنی کسی لالایی را مثل شعر حافظ یا یک شعر معمولی نمی خواند. لالایی بی آهنگ به کالبد بی جان می ماند”.

و بُعد سوم لالایی بُعد تئاتری کار است، یعنی این لالایی حتما باید توام با حرکت و کنش خاص خود باشد… لالایی در واقع، اُپرت (یا نمایش آوازی) کوتاه و ساده ای است که در فرمهای ملایم و آرام به خوانندگی مادر یا پرستار در کنار گهواره به اجرا در می آید (همان،ص۱۶۵).

هرگز کسی نتوانسته است که پیشینه لالایی ها را به زمان و مکان خاصی پیوند بزند. ظاهرا از زمانی که مادر و فرزندی بوده لالایی نیز وجود داشته  و به دلیل همراه بودن آن با موسیقی، آن را جزو بدوی ترین آثار موسیقی جهان به حساب آورده اند. آنچه در این لالایی ها برای کودک اهمیت دارد کلام و درون مایه آن نیست، چرا که کودک به خصوص در سنین نوزادی آن را درک نمی کند بلکه ارزش لالایی در موسیقی آرام بخش و حالتهای موزون آن است. با استفاده از الگوی کهن لالایی ها، امروزه نیز شاعران به ساختن لالایی رو می آورند. کتابی تحت عنوان لالالالا گل پونه…. که مجموعه لالایی های شاعران امروز کودکان است، توسط کانون پرورش فکری منتشر شده است.

بازی – ترانه ها

نوع دیگری از اشعار و ترانه های عامیانه بازی- ترانه ها هستند که از نظر کلامی پای در شعر عامیانه دارند و از نظر حرکتی، بازی به شمار می آیند و معمولاً برای کودکان کم سن و سال از آنها استفاده می شود، مثل این بازی- ترانه:

دس دسی باباش میاد …………………………. صدای کفش پاش میاد

دس دسی ننش میاد …………………………. با هردوتا….میاد

دس دسی عموش میاد …………………………. با جیب پر لیموش میاد (هدایت، ۱۳۴۶،ص ۳۰۹)

گاه ترانه ها در قالب حکایتهایی منظوم بیان می شوند که دویدم و دویدم نمونه بارز آن به شمار می آید: “دویدم و دویدم/ سرکوهی رسیدم/ دوتا خاتونی دیدم/ یکیش یه من آب داد/ یکیش به من نون داد/ نون و خودم خوردم/ آب و دادم به زمین/ زمین به من علف داد…” (همان، ص ۳۰۲).

و سایر ترانه های فراگیر و معروف گنجشک اشی مشی و یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود است.

چیستانها و معماهای منظوم

چیستانها و معماهای منظوم نیز بخشی از ترانه های عامیانه به حساب می آیند. هم چیستان و هم معما، حالتی رمزگونه دارند و نیازمند گمانه زنی شنونده هستند و از یک منظر جزء بازی های کلامی نیز به حساب می آیند. تنها تفاوت در آنها در این است که چیستانها با عبارت چیست آن آغاز می شوند. حال به دو نمونه زیر توجه کنید که موضوع آن یکی است (پسته)، ولی در دو قالب چیستان و معما آمده است.

نمونه چیستان                                                        

چیست آن لعبت پسندیده

جامه سرخ و سبز پوشیده

درمیان دو قاشق چوبین

نمونه معما

اطلس سرخ و سبز پوشیده

در میان دوکاسه چینی (چوبی)

با دو صد ناز و عشوه گنجیده

معماها و چیستانها حاصل هوشمندی، ذوق و روحیه شوخی وطنز هستند. به این معما توجه کنید: راندن مرغ و مادر بره/ کیسه کردم برایت آوردم (کیشمیش لفظ عامیانه کشمش)، (کیانوش، ۱۳۵۵، ص ۱۹).

مهملات یا هیچانه ها

مهملات یا هیچانه ها (Nonsense poetry) یکی دیگر از انواع ترانه های عامیانه به شمار می آیند که در آنها معنا و مقصود خاصی دنبال نمی شود بلکه تنها نوعی بازی کلامی است.

کودک با شعر مهمل هم آواز می خواند هم بازی می کند. در این شعر، پندی نیست، حکایت یا روابط معنایی نیست، پیامی نیست، اما در آن موسیقی هست….

همان چیزی که کودک در بازی به آن نیاز دارد (همان، ص ۱۸). اتل متل توت مثل/ پنجه به شیرمال شکر، خاتونه کجاست تو باغچه/ چی چی میخوری آلوچه/ آلوچه سه گردو خبر بردن به اردو… .

بعضی از مهملات هستند که در بازی های کودکانه وسیله یادگیری و تعیین آغازکننده بازی هستند و در آنها تکیه تماماً بر موسیقی کلام است نه چیز دیگری.

آنی مانی، دوسی.

دوسی زده بوسی

ئو، ئو آته بو

زنگی، منگی، رخ. (کتاب هفته، ش۲ ،۱۳۴۰،ص ۱۲۵)

و ترانه کرمانی

آنی، اونی گفتانی

چنی، چونی، رفتانی

اتکو، ماتکو، فلیس دونگ (همان، ص۱۲۵)

از مهملات که بگذریم دسته دیگری از اشعار و ترانه های عامیانه هستند که جنبه گفتگویی دارند و شبیه گفتگوهای نمایشی هستند و نوعی شعر خوانی مشارکتی به شمار می آیند.

یه مرغ زردی داشتم/ خیلی دوسش می داشتم/ توله هه اومد و بردش/ سرپا نشست وخوردش/ سگ اومد

کدوم سگ؟

همون سگ که مرغ و خورد.

کدوم مرغ؟

همون مرغ زرد پا کوتا؟ گردن هما/ که شیش قرون/ تا هشت قرون/ می خریدنش نمی دادمش/ چوب اومد.

کدوم چوب؟….  (پناهی سمنانی، ۱۳۶۴، ص۹۲)

اشعار و ترانه های عامیانه خاص کودکان با تمام گستردگی خود به دلیل ملموس بودن درونمایه، سادگی ساختار، میل به بازی و شوخی به طبیعت کودکان بسیار نزدیک است و در تمام اشکال خود مورد استقبال کودکان قرار دارد.

نظرات