موسیقی کودکان

اهمیت دوران پیش از دبستان در آموزش موسیقی به کودکان: پژوهش دکتر قاسم تبار

دکتر قاسم تبار در ساله دکتری خود (۱۳۹۵) با استفاده از روش سنتز پژوهی، و بر اساس مطالعات تجربی انجام شده در جهان، به روشنی ضرورت و اهیمت آموزش موسیقی به کودکان و دلایل توجیه کننده آموزش موسیقی در مدارس را نشان داد. یافته های این مطالعه نشان داد که، با ۵ دلیل فلسفی و یازده دلیل تجربی می توان از ضرورت و اهمیت آموزش موسیقی در مدارس و به طور کل آموزش موسیقی به کودکان دفاع نمود. ۴ مورد از یازده دلیل تجربی، مربوط به اهمیت دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) در آموزش موسیقی به کودکان است. در شکل زیر نتایج این مطالعه به طور خلاصه نشان داده شد.

اهمیت دوران پیش از دبستان در آموزش موسیقی به کودکان

در مقاله حاضر با چهار دلیل و مدرک، اهمیت دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) در آموزش موسیقی به کودکان را تشریح خواهیم کرد. این چهار دلیل نشان می دهند، که ضرورت آموزش موسیقی دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) بیش از سایر دوران ها است و تاخیردر شروع آموزش موسیقی به کودکان را به هبچ شکل نمی توان توجیه نمود.

۱) دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) دوران حساس تحول موسیقایی است

یافته ­های مطالعات تجربی نشان می­ دهد دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) یعنی پنج سال اول زندگی در تحول موسیقایی کودک (جمبریس و دیویدسون، ۲۰۰۲؛ بریدجیز، ۱۹۹۴؛ اتزکن ۱۹۹۱؛ سیمز، ۱۹۹۰؛ مانینس، ۱۹۹۰؛ هارلی، ۱۹۹۰؛ نی، ۱۹۸۳؛ کامتی، ۱۹۸۲؛ ارونوف ۱۹۷۹؛ لیندبرگ و سوئدلو، ۱۹۷۶) دوران حساس می ­باشد و تحول موسیقایی کودکان بعد از این دوران سرعت کمتری دارد.

بر اساس نظریه یادگیری موسیقی ادوین گوردون (۱۹۸۰)، کودکان تا سنین ۹ سالگی در مرحله تحولی استعداد موسیقی می­ باشند و استعداد موسیقایی بعد از این دوران تقریبا تثبیت خواهد شد. از این رو ضروری است کودکان در مرحله تحولی استعداد موسیقایی خود، با کیفیت­ ترین رهنمودهای آموزشی را دریافت کنند (گوردون، ۲۰۱۰: ۲۱۳). اهمیّت دوران پیش از دبستان (اوان کودکی) بر اساس این نظریه از آنجا ناشی می­ شود که هرچه سن کودکان کم­تر باشد، انتظار می­ رود آنها با سرعت بیشتری از محیط موسیقایی غنی و مناسب سود برند (گوردون، ص ۲۱۳).

۲) اثربخشی آموزش موسیقی در تحول شناختی در دوران پیش از دبستان بیش از سایر دوران ها است  

هفت سال اول زندگی در تاثیرات عصب ­شناختی و شناختی موسیقی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد (بیلیو پنهونی، ۲۰۱۲؛ لی و همکاران، ۲۰۱۰؛ میوزاکیا، استریت و کراس، ۲۰۰۸؛ وانگ، اسکو، راسو، دیز و کراس، ۲۰۰۷؛ واتانبی، سیون-لامیوکس و پنهونی، ۲۰۰۷؛ لی، چن و اشلاگ، ۲۰۰۳؛ پانتیو، انجلین، کندیا و البرت، ۲۰۰۱؛ پانتیو، اوستنولد، انجلین، راس، روبرتس و هاک، ۱۹۹۸؛ ترینور، دسجاردین و راکل، ۱۹۹۹؛ امانتس و همکاران، ۱۹۹۷، اشلاگ، جانک، هانگ، استایگر و استین­متس، ۱۹۹۵). به عبارت دیگر، یکی از یافته های تمامی این مطالعات این بود که تاثیر موسیقی در تحول شناختی کودکان (اعم از تحول هوشی، حافظه، خلاقیت، هوش فضایی-زمانی و غیره) برای کودکان زیر هفت سال به طور معناداری بیشتر از کودکان بزرگ تر می باشد.

۳) علاقه کودکان به فراگیری موسیقی در دوران پیش از دبستان بیش از سایر دوران ها است

کودکان خردسال­ تر برای شرکت در فعالیت­های موسیقایی علاقه بیشتری از خود نشان می­ دهند (مک­دونالد، میل و هارگریوز، ۲۰۰۲؛ بولز، ۱۹۹۸). به دیگر سخن، نشان داده شد که علاقه کودکان به فعالیت­های موسیقایی با افزایش سن، کاهش می­ یابد (بولز، ۱۹۹۸). از این رو، دوران پیش­ از دبستان برای تشویق کردن کودکان و همچنین حفظ علاقمندی آنها به شرکت در فعالیت­های موسیقایی، زمانی بسیار با اهمیّتی است، چر­اکه تجارب مثبت موسیقایی در این دوران، پذیرش ارزش­های مربوط به موسیقی و شکل­ گیری نگرش در جهت فرهنگ عمومی موسیقی در کودکان بزرگ­تر، نوجوانی و حتی بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می­ دهد (دیناک، ۲۰۰۸).

۴) اهمیت شناخت و فهم  موسیقایی در دوران پیش از دبستان بیش از سایر دوران ها است

عدم شناخت کودکان نسبت به سبک ها موسیقایی و آثار موسیقایی متعلق به یک هر یک از سبک های موسیقی، منجر می شود تا کودکان در انتخاب قطعات موسیقی برای گوش دادن، سوگیرانه عمل کنند. کودکی که برای مثال می گوید “من از باخ متنفرم”، بخاطر عدم دانش او درباره آثار موسیقایی و عمل [سبک] موسیقایی است که آن اثر متعلق به آن می باشد (الیوت، ۱۹۹۵، ص ۱۹۶). جملاتی مشابه مانند “من از موسیقی سنتی متنفرم” که از زبان بسیاری از کودکان و دانش آموزان ایرانی شنیده می شود، ناشی از عدم دانش و شناخت کودکان از این سبک می باشد. ضرورت آموزش موسیقی از آنجه ناشی می شود که ترجیحات موسیقایی افراد (در انتخاب سبک­ها و یا قطعات موسیقی) بواسطه آموزش موسیقی تغییر­پذیر است (جیناکیو، ۲۰۰۹؛ سینک، ۱۹۹۲؛ نواک، ۱۹۹۴؛ هارگروس، کامبر و کالی، ۱۹۹۵). دسته­ ای از این مطالعات (پرایس و یاربراو، ۱۹۸۷؛ گرینگر، ۱۹۸۲؛  کلی، ۱۹۶۱) نشان دادند که آموزش موسیقی منجر به گرایش افراد به سمت موسیقی غنی­ تر و اصیل­ تر (برای مثال موسیقی کلاًسیک) می­ گردد. معلمان موسیقی از طریق تحول دانش و مهارت موسیقایی کودکان، می توانند تاثیر مثبتی بر عقاید و دانش آنها داشته باشند و در نتیجه ارزشیابی و ترجیحات موسیقایی آن را بهبود بخشند” (الیوت، ۱۹۹۵: صص ۷-۱۹۶). لذا چهارمین نکته ای که اهمیّت و ضرورت آموزش موسیقی در دوران پیش از ­دبستان را نسبت به دوران­ های بعدی، دو چندان می­ سازد آن است که فراگیری موسیقی در این دوران می­تواند ضمن پرورش شناخت موسیقایی کودکان، آنها را از اثرات مخرب احتمالی بعضی از قطعات موسیقی دور سازد. از این روست که زولتان کودای ­(۱۹۴۱) مربی بزرگ آموزش موسیقی به کودکان، تاکید می­کند که فرهنگ موسیقایی را باید از همان دوران مهد­کودک به کودک شناساند- نه بر اثر سهل­ انگاری و مسامحه در دوران دبیرستان (شوُنی، ۱۳۸۷: ۲۰). این مسئله چنان ذهن کودای را به خود مشغول کرده بود که در نخستین نوشته­ اش درباره “موسیقی در مهد کودک” (۱۹۴۱) مجدداً به این مسئله می­ پردازد که “جلوگیری از برخورد کودک با موسیقی مبتذل باید از مهد کودک آغاز شود، چرا که وقتی بزرگ شود، دیگر دیر است (شوُنی، ۱۳۸۷: ۲۰). لذا اثرات احتمالی منفی و مخرب تنها بعضی از قطعات و آثار موسیقایی، نه تنها حذف موسیقی را از برنام ه­درسی کودکان توجیه نمی­ کند، بلکه خود دلیل محکمی برای گنجاندن موسیقی در برنامه درسی کودکان می­باشد.

اهمیت دوران پیش از دبستان در آموزش موسیقی تا بدان جاست که تقریبا در تمامی رویکردهای برنامه درسی پیش از دبستان، بر آن تاکید شده است. شاید یکی از بهترین و بلند مدت­ترین نمونه­ ها برای پی بردن به فرایند و نتایج ترکیب هنر موسیقی در دوره­ های تحصیلی، مدرسه “والدورف” باشد. بیش از پنجاه سال است که افرادی که در مدرسه والدورف درس می­خوانند، این امکان را دارند که درس موسیقی را در دوره­ های تحصیلی خود فرا گیرند. در این مدارس همه گونه ساز وجود دارد و شروع مدرسه با موسیقی و آواز است (جنسن، ۱۳۸۶). تأکید بر هنر در این رویکرد تا حدی است که عده­ ای (مانند پرسکات، ۱۹۹۹) این رویکرد را هنر محورترین رویکرد در آموزش و پرورش پیش از دبستان می دانند.

در برنامه درسی های اسکوپ (high scope) –یکی از مطرح ترین الگوهای برنامه­ درسی در آموزش و پرورش پیش ­دبستان- هنر به عنوان بخش جدایی ­ناپذیر تمام برنامه­ های دوران اولیه کودکی تعریف شده است. مواد مربوط به هنر و موسیقی به طور آزادانه و برای همه کودکان در بیشتر کلاسهای های سکوپ وجود دارد. اپستاین و تریمیس (۲۰۰۳) دو تن از مؤلفان برنامه های سکوپ، برنامه ای را تدوین نموده اند که به مربیان کمک می کند تا برای طراحی تجارب هنرمحور و استفاده از زبان هنر  برای مشارکت با کودکان به شیوه حمایتی، چگونه فضا و مواد آموزشی را برای کودکان تدارک ببینند. این الگو، در کنارخلق هنری، بیشتر به قدرشناسی هنری تأکید دارد. از این رو، هدف برنامه درسی آن است تا پتانسیلهای عقلانی و بیانی هنر درک شود.

در الگوی ریجیو امیلیا  یکی دیگر از الگوهای برنامه درسی در پیش از دبستان- ، ارتباط بین هنر، علم، زبان و دانش در تمامی فضاهای این برنامه مشاهده می شود. در این الگو، هر مرکز پیش­ دبستانی دارای یک کارگاه هنری و همچنین یک متخصص در کارگاه هنری – مربی آموزش دیده در هنرهای تجسمی- می باشد تا به کودکان و مربیان کمک کند عقاید خود را تحقق بخشند. تکنیک های هنری به کودکان آموخته می شود تا به صحبت کردن درباره کارهای خود و دیگران به شکل عینی و ملموس تشویق شوند. این الگو با در نظر گرفتن هنر به عنوان یکی از زبان هایی که کودکان در بیان خود به کار می گیرند، بینش خاصی درباره هنر ارائه داد.

منبع: قاسم تبار، سید نبی الله. (۱۳۹۵). طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی موسیقی دوره پیش دبستان ایران. رساله دکتری، منتشر نشده، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی

مقالات پیشنهادی

آموزش موسیقی در مدارس از منظر اسلام

موسیقی موزارت: آیا اثر موزارت وجود دارد؟

روش­های آموزش موسیقی به کودکان : ۱- روش مونته سوری در آموزش موسیقی

روش­های آموزش موسیقی به کودکان :۲-  روش دالکروز

روش ­های آموزش موسیقی به کودکان :۳- روش کودای

روش­های آموزش موسیقی به کودکان :۴- روش ارف

روش ­های آموزش موسیقی به کودکان: ۵- روش سوزوکی

 

نظرات