رویکرد آموزشی های اسکوپ و چهار اصل مهم در یادگیری فعال

رویکرد آموزشی های اسکوپ و چهار اصل مهم در یادگیری فعال

در نظام آموزشی یادگیری فعال اصولی وجود دارد که به نوعی اساس و بنیان رویکرد آموزشی های اسکوپ است. به عبارت دیگر، همانطور که می دانیم، رویکرد آموزشی های اسکوپ که توسط دیوید ویکارت بنیان گذاری شده است، یک رویکرد فعال در آموزش به کودکان است و مهمترین اصل آن، اصل فعالیت است. اما یادگیری فعالی که رویکرد آموزشی های اسکوپ بر آن بنا شده است دارای چه ویژگیهایی است؟ در این مقاله قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم. با مهد کودکان همراه باشید.

اصل اول یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ : کار مستقیم با اشیاء

یادگیری فعال متکی بر استفاده از وسیله ها و مواد است. یعنی کاری که کودک به طور متمرکز روی وسایل انجام می دهد بسیار مهم است. بدین سبب لازم است کودک هر آنچه وسایل و ابزاری که پیرامون خود وجود دارد، کشف کند و بر آن مسلط شود.

کاری که مربی و معلم در رویکرد آموزشی های اسکوپ انجام می دهد این است که انواع وسایل و ابزار مختلف را در پیرامون کودک قرار می دهد. تنها عاملی که ممکن است وسیله ای در اختیار کودک قرار داده نشود، خطرناک بودن آن هاست. وسایلی مانند تیغ، چاقوهای بسیار تیز، ساطور، سیم برق و… حداقل در دوره پیش دبستانی در اختیار کودکان گذاشته نمی شود. این وسایل مانند ابزاری که مونته سوری پیشنهاد می دهد ابزار خاص، طراحی شده و به ظاهر آموزشی نیستند. هر آنچه که پیرامون کودک به طور مستقیم و بی واسطه با آنها کار کند در رویکرد آموزشی های اسکوپ بر آن اهمیت داده می شود.

کودک در کلاس های رویکرد آموزشی های اسکوپ ابزار و وسایل حقیقی (نه فانتزی) را تجربه می کند وقت دارد که به آنها فکر کند، با دیگران درباره شان حرف بزند و آنها را وارسی کند. کودک از طریق تجربه های عینی و ملموس با مواد و ابزارهای مختلف، مفاهیم گوناگون را در ذهن خویش شکل می دهد.

در این مسیر کودک به سراغ وسایل و ابزاری می رود که برای او جالب و سوال برانگیز است، یا مورد نیاز است و یا حتی به آن علاقمند است. بدین ترتیب در رویکرد آموزشی های اسکوپ کودک براساس انگیزه های درونی و یا بیرونی به سراغ وسایل می رود. مربی و معلم در رویکرد آموزشی های اسکوپ نظاره گر دقیقی است که به کودک یاری می رساند تا هرچه بیش تر و دقیق تر با آن وسایل کار کند و در زمان لازم اطلاعات، فعالیت ها و برنامه های متناسب با آن وسیله را در اختیار کودک قرار دهد.

نکته مهم در این روند بی واسطه بودن کنش کودک با ابزار است. کودک وسیله را از طریق تلویزیون فقط تجربه نمی کند، کسی دیگر آن را برای او باز و بسته نمی کند و یا کسی دیگر ویژگی های آن را توضیح نمی دهد. نقش مستقیم کودک در رویکرد آموزشی های اسکوپ استفاده و شناخت مواد بسیار جدی و تاثیرگذار است. در رویکرد آموزشی های اسکوپ معلمان شعاری دارند که مرتب آن را با خود تکرار می کنند:

بگذار کودک، خود انجام دهد، حتی اگر بد انجام  بدهد.

حال در ادامه این مسیر ارتباط کودک فقط در محدوده اشیاء و یا ابزار و وسایل باقی نمی ماند. همین نگاه برای همه موارد دیگر وجود دارد. برای مثال برای شناخت موقعیت ها (مانند ترسناک، لذت بخش مراسم گوناگون و…) و یا مکان ها (مدرسه، کودکستان، خیابان، زیارتگاه، آشپزخانه، فروشگاه)، و یا زمانها (مانند شب و روز، فصل ها و…) و حتی رخ دادها (مانند تصادف، بیماری اطرافیان، تولد یک نوزاد و…). کودک لازم دارد که به طور مستقیم با همه این موارد برقرار کند و آنها را بشناسد. رویکرد آموزشی های اسکوپ تاکید می کند که مواجه کردن کودک با همه اینها به رشد روانی کودک یاری می رساند و همان طور که گفته شد کمک می کند تا مفاهیم مختلف در ذهن کودک شکل بگیرد.

برای شناخت بیشتر رویکرد آموزشی های اسکوپ مطالعه مقالات زیر را به شما پیشنهاد می دهیم:

الگوی های اسکوپ چیست و عناصر کلیدی آن کدامند؟

برنامه روزانه مراکز های اسکوپ : طراحی- انجام – مرور

رویکرد های اسکوپ: برنامه آموزشی و ۱۰ حیطه یادگیری در آن

اصل دوم یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ : بازتاب فعالیت ها

در یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ ، تنها فعالیت کافی نیست. یعنی نمی توانیم بگوییم چون کودک در حال دست زدن و یا کار کردن است، پس او به یادگیری دست یافته است. بلکه بازتاب کنش او موجب می شود که رشد روانی مورد نظر ما شکل بگیرد. هر اتفاق و هر رخ داد فرآیندی را طی می کند که از پرسش آغاز می شود، با آزمایش و وارسی ادامه پیدا می کند و سپس به پاسخی در خور ادراکی که کودک منتهی می شود. یعنی ادراکی که کودک از ارتباط با موضوع به دست می آورد و به پاسخی که در سایه فعالیت می رسد، بازتاب کنش اولیه است. توجه داریم که صرف پاسخ در رویکرد آموزشی های اسکوپ اعتباری ندارد. بلکه فرآیندی که کودک از پرسش به پاسخ می رسد مهم است و این فرآیند یعنی از پرسش به پاسخ منفعلانه نیست و فرد دیگری غیر از کودک این مسیر را طی می کند.

بدین ترتیب یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ با یک پرسش ذهنی شروع می شود، با فعالیت و کنش فیزیکی کودک سروکار دارد و سپس فعالیت های ذهنی را به کار می گیرد تا به پاسخ دست یابد. این جریان به نوعی موضوع تعادل جویی در نظریه ژان پیاژه را مطرح می کند. موضوع ناشناخته موجب می شود تا تعادل قبلی کودک به هم بریزد و سپس با کار مستقیم با آن موضوع، سعی کند که بازتاب فعالیت خود را دنبال کند.

دیوید ویکارت بنیانگذار رویکرد آموزشی های اسکوپ

اصل سوم یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ : خلاقیت

یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ به موضوع خلاقیت بسیار توجه دارد. از آنجا که بخش بزرگی از برنامه آموزشی کودکان در رویکرد آموزشی های اسکوپ به صورت فوری تنظیم می شود، طبیعی است که خلاقیت به عنوان فردی ترین مشخصه زندگی هر انسان در این مسیر جایگاه ویژه و مهمی دارد.

روان شناسی تحولی مانند تمامی گرایش های روان شناسی شناختی و گشتالتی معتقد است که انگیزه یادگیری از خود کودک سرچشمه می گیرد. علایق کودک، پرسش ها و خواسته های او منجر به آزمایش و دانش جدید می شود. هرچه قدر کودکان براساس علایق خود حرکت کنند و هرچه به آنها فرصت بدهیم تا براساس پرسش هایی ذهنی خود پیش بروند، به همان اندازه فرآیند یادگیری آنها عمیق تر است، این جریان اصلی است که به نوعی بنیان رویکرد آموزشی های اسکوپ است. حال نکته ای که به نوعی فراتر از این بنیان آموزشی پیش می رود این واقعیت است که کودک در مسیر وارسی، دست زدن و آزمایش به سطحی از ابتکار و نوآوری دست می یابد. در رویکرد آموزشی های اسکوپ ابتکار و نوآوری در بستر دنیای غیرواقعی نیست. بلکه کودک در سایه برنامه ای منسجم از آزمایش و تجربه کردن است که می تواند ابتکار و خلاقیت را تجربه کند. پرداختن به این نکته از دیدگاه کارشناسان در رویکرد آموزشی های اسکوپ آن قدر مسلم است که حتی احتیاج به مثال ها و نمونه های مختلف ندارد.

وقتی کودک با مهره ها و یا مکعب های مختلف کار می کند، فرصت می کند تا بتواند آنها را به شکل های مختلف در بیاورد و یا ابزار را با هم ترکیب کند. کودک در این مسیر با استفاده از ابزار و وسایل می تواند آن ها را سرهم کند، ترکیب کند و به شیوه ای که برای خودش معنا می دهد آن را شکل بدهد. کودک از طریق کارهای جدید که در قالب خلاقیت بروز می کند به نوعی فرصت های خود را امتحان می کند و به فرصت های خود امکان بروز می دهد.

بسیاری از فرصت های ذهنی کودک برای بسیاری از بزرگ تر ها جنبه خرابکاری دارد، اما برای عده ای بار معنایی ویژه ای دارد که به آن خلاقیت گفته می شود. اصل مهم این است که خلاقیت همیشه بدین شکل نیست که محصول خوشایند، درست و کارآمدی به دست بیاید. بلکه هر اثر خلاقه ای باید آنقدر فرصت داشته باشد تا بتواند در سایه آزمایش و خطا شکل واقعی و نهایی خود را پیدا کند. بدین ترتیب همه آن محصولات به ظاهر ناخوشایند (وشاید به اصطلاح گروهی از والدین خراب کاری های کودکان) زمینه های خلاقیت و اختراعات کودکان می شود.

در رویکرد آموزشی های اسکوپ به اختراعات کودک توجه خاصی می شود و فرصت های گوناگونی به کودکان داده می شود تا بتواند خلاقیت خود را در مسیر ابتکاری و درست قرار دهند.

رویکرد آموزشی های اسکوپ و چهار اصل مهم در یادگیری فعال

اصل چهارم یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ : حل مسئله

چهارمین اصل نظام یادگیری فعال در رویکرد آموزشی های اسکوپ توجه به حل مسئله است. وقتی کودکان با مسائل واقعی زندگی پیرامون خود روبه رو می شوند، طبیعی است که با مسائل غیرمنتظره و یا با موانعی رو به رو می شوند. زندگی طبیعی و واقعی، سرشار از ماجراها و رخ دادهایی است که نمی توان آنها را پیش بینی کرد و یا حداقل این که ناشناخته های پیرامون بیش تر و گاه دشوارتر است. بدین ترتیب کودکان به مواردی به نام ناشناخته و یا مشکل رو به رو می شوند. مواردی که لازم است آنها را حل کرد تا به تعادل رسید.

در رویکرد آموزشی های اسکوپ عقیده بر این است که کودکان با توجه به سن و تجربه هایی که دارند دانشی در حد خود از دنیا دارند. وقتی آنها با رخدادها و یا مسائل غیرمنتظره رو به رو می شوند، سعی می کنند که آن مسائل را با آنچه از دنیا می دانستند هماهنگ کنند تا احتمالا به تعادل و یا جواب برسند.

رویکرد آموزشی های اسکوپ معتقد است این فرایند هماهنگ شدن با مسائل با آنچه که کودکان از جهان می دانستند، موجب یادگیری می شود. به عبارت دیگر در رویکرد آموزشی های اسکوپ حل مسئله بخش مهمی از یادگیری است که در این سیستم معلمان سعی می کنند که هر روز آگاهانه کودکان را با انواع مسائل و مشکلات مواجهه کنند و آنها را ترغیب کنند تا بتوانند برای مسائل پیش آمده راه حل پیدا کنند.

اگر در روش مونته سوری با استفاده از یک سری ابزار مسائل را مطرح می کردند و یا درست تر این که حل مسئله را به تعدادی وسیله محدود می کنند، در رویکرد آموزشی های اسکوپ  یکی از اصول آموزش را منطبق بر حل مسئله می کنند. معلمین رویکرد آموزشی های اسکوپ سعی می کنند هر پدیده کوچکی را تبدیل به یک جریان پرسشی کنند تا بتوانند حرکت ها و اقدامات بعدی کودک را به وجود بیاورند.

مقالات مرتبط:

 نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و کاربرد آن در برنامه درسی اوان کودکی
• نظریه رشد و تحول شناختی پیاژه و کاربرد آن در برنامه درسی پیش از دبستان
• رویکرد آموزشی خواهران مک میلان در آموزش به کودکان
• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)
 روش آموزشی والدورف در تربیت اوان کودکی: تاریخچه، مبانی و اصول

•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی مونته سوری در آموزش
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

نظرات