برنامه درسی خلاق و نظریه هوشهای چندگانه گاردنر در پیش از دبستان

کاربرد هوش های چندگانه گاردنر در آموزش به کودکان خردسال

تصورات غلط زیادی درباره هوش وجود دارد. یکی از آنها این است که سطح هوش ثابت است. این تصور غلط که توسط تحقیقات تکذیب شده است، بیان می کند که هوش ما در طول زندگی از تولد تا مرگ، ثابت می ماند. تصور غلط دیگر که نادرستی آن نیز به وسیله تحقیقات، ثابت شده، این است که تنها یک هوش وجود دارد. نظریه هوش های چندگانه گاردنر بیان می کند که هر شخص دارای هوش های چندگانه ای است که عبارتند از هوش زبان شناختی؛ هوش منطقی_ریاضی؛ هوش فضایی؛ هوش بدنی_حرکتی؛ هوش موسیقایی؛ هوش طبیعت گرا؛ هوش بین فردی؛ و هوش درون فردی.

طبق نظریه هوش های چندگانه گاردنر با وجود اینکه همه ما دارای طیف کاملی از هوش ها هستیم، آنها از نظر قوت از شخصی به شخص دیگر، متفاوت اند. گاردنر(۱۹۸۳) هوش را به مثابه توانایی حل مشکلات یا خلق محصولاتی که در بستر جامعه یا فرهنگ، با ارزش هستند، تعریف می کند. گاردنر حل مسئله را به منزله توانایی پیدا کردن و پیگیری روش های رسیدن به یک هدف مطلوب، تعریف می کند.

تفاوت نظریه هوش های چندگانه گاردنر با نظریه های قدیمی تر درباره هوش

نظریه هوش های چندگانه گاردنر بیان می کند که نمرات سنتی آی کیو (IQ) ارتباط بسیار کمی با موفقیت در حل مسائل و غلبه بر چالش های مدرسه و زندگی روزمره دارد. در جدول نظریه هوش های چندگانه گاردنر با نظریه های قدیمی تر درباره هوش مقایسه شده است و در آن به هفت مورد از مهمترین تفاوت های نظریه هوش های چندگانه گاردنر و نظریه های قدیمی درباره هوش اشاره شده است

مدل هوش های چندگانه مدل قدیمی هوش
سنجش هوش های چندگانه یک فرد، چند مدلی است. گاردنر معتقد است آزمون های کوتاه پاسخ تسلط بر محتوا یا درک عمیق را اندازه گیری نمی کنند. آن ها فقط مهارت های از برکردن تکراری و توانایی فرد برای عملکرد خوب در آزمون های کوتاه، پاسخ را اندازه می گیرند. یک مدل ثابت که به وسیله آزمون های کوتاه، پاسخ اندازه گیری می شود. مثل بهره هوشی استفورد- بینه یا مقیاس هوش وکسلر برای کودکان
از زدن برچسب کودن یا باهوش بر یادگیرندگان اجتناب می کند. یادگیرندگان را به منزله کودن یا باهوش برچسب می زند.
معلمان با انواع هوش ها تدریس می کنند که بازتاب دهنده روش های مختلفی است که دانش آموزان در تعامل با جهان هستند.

 

در روش قدیمی، تمرکز بر زبان و مهارت های ریاضی است.
معلمان از یک رویکرد چند وجهی برای موفقیت مدرسه استفاده می کنند که در آن همه انواع هوش، مورد تحسین و پرورش قرار می گیرند. موفقیت در مدرسه بر پایه نمرات است و توانایی بر یک منحنی ناقوسی (منحنی نرمال یا توزیع طبیعی) شکل ترسیم می شود.
معلمان از روش های مختلف برای تدریس و سنجش دانش آموزان بر پایه نقاط قوت و ضعف ذهنی استفاده می کنند. هرچه روش های آموزش و سنجش بیشتر باشد. درصد دانش َآموزانی که موفق می شوند، بیشتر خواهد بود معلمان مواد آموزشی یکسانی را به شیوه یکسان به همه تدریس می کنند.
معلمان راهبردهایی تدوین می کنند که به دانش آموزان فرصت می دهد تا روش های مختلف درک را نشان داده و منحصر به فرد بودن خود را ارزش گذاری کنند. این بازی برنده- بازنده است که در آن همه می توانند موفق شوند. یادگیری، یک بازی مجموع صفر و برنده– بازنده است که در آن یک نفر بیشتر از دیگری بهره می برد.
پرونده هوش هرکس می تواند بهبود یابد. سال های تجربه زندگی، تعاملات، کار و مدرسه. هوش های مختلف را زیاد می کنند. مغز دارای مراحل تحولی (روزنه های فرصت) است که در آن هرکدام از هوش ها، بهتر درک می شوند.

 

هوش در طول زندگی ثابت است و در طول زمان تغییر نمی کند.

آموزش به کودکان بر اساس نظریه هوش های چندگانه گاردنر

نظریه هوش های چندگانه گاردنر ، دیدگاه و روش های متفاوتی را در آموزش به کودکان ارائه می دهد که در ادامه به مهمترین آنها اشاره می کنیم

گستره توانایی هایی کودکان در نظریه هوش های چندگانه گاردنر: بر طبق نظریه هوش های چندگانه گاردنر ، اینکه آموزش و پرورش توانایی ها و استعدادهای دیگری علاوه بر زبان شناسی و هوش های منطقی-ریاضی، که برای مدت طولانی، تمرکز اصلی بیشتر مدارس بوده است، مورد توجه قرار دهد، حائز اهمیت است.

یادگیری فردی شده در نظریه هوش های چندگانه گاردنر : از آنجا که نظریه هوش های چندگانه معتقد است که هر کودک ترکیب مجزایی از هوش های مختلف دارد، تاکید آن بر روش های فردی شده ویژه هر کودک است که از آن طریق یاد می گیرد. نظریه هوش های چندگانه گاردنر، استفاده از مواد آموزشی و روش های یکسان برای تدریس به همه نوآموزان را زیر سوال می برد.

محیط یادگیری در در نظریه هوش های چندگانه گاردنر: آموزش کلاسی متداول، بیشتر بر نظام های زبان شناسی و منطقی-ریاضی (مثل صحبت کردن، نوشتن، اعداد، حروف، کلمات) بستگی دارد. مثلا، یک کودک نمی تواند هوش موسیقایی خود را تنها با صحبت کردن و نوشتن درباره موسیقی، پرورش دهد. فعالیت های عملی که شامل مواد آموزشی مناسب باشد، برای کسب دانش موسیقی به طور واقعی، مورد نیاز است. نظریه هوش های چندگانه گاردنر بر این نوع یادگیری در همه زمینه ها تاکید می ورزد.

سنجش کودکان در نظریه هوش های چندگانه گاردنر: نظریه هوش های چندگانه گاردنر اعتبار سنجش های استاندارد شده، چندگزینه ای و نمره دهی شده توسط ماشین را زیر سوال می برد. طبق نظریه هوش های چندگانه گاردنر هر هوشی باید به طور مستقیم در یک زمینه طبیعی ارزیابی شود و دانش آموزان باید توسط فیلترهای هوش چندگانه شان مورد سنجش قرار گیرند.

نظریه هوش های چندگانه گاردنر تاکید می کند که هوش های مختلف در سنین مختلف بروز پیدا می کنند، بنابراین، اگر کودکی در حال حاضر در یک حوزه داراری استعداد نیست، امکان دارد در آینده در آن حوزه، باهوش تر شود. به علاوه، طبق نظریه هوش های چندگانه گاردنر، همه این هوش ها را می توان با فعالیت ها و تجربه های مختلف توسعه داد تا برانگیزانده رشد باشد. هرکس توانایی های مختلفی دارد و به روش های منحصر به فردی یاد می گیرد و فکر می کند. بنابراین، یادگیرندگان نیازمند فرصت هایی هستند که همه روش های انواع هوش را یاد بگیرند تا بتوانند از نقاط هوشی خود استفاده کرده و همچنین هوش هایی را که چندان توسعه نیافته اند، تقویت کنند.

هوارد گاردنر مبدع نظریه هوش های چندگانه

هوارد گاردنر مبدع نظریه هوش های چندگانه

هدف مدرسه در نظریه هوش های چندگانه گاردنر

از نظر نظریه هوش های چندگانه گاردنر (۱۹۹۳)، هدف آموزش و پرورش، توسعه هوش های کودکان و کمک به آنها در رسیدن به اهدافی است که مناسب طیف خاصی هوشی آنهاست. گاردنر معتقد است، کودکانی که برای رسیدن به اهدافشان به این روش حمایتی کمک می شوند، بیشتر احساس شایستگی و تعهد می کنند.

این افکار، گاردنر را به اندیشه «مدرسه یادگیرنده-محور» هدایت کرده است که مطابق با درک و توسعه پرونده شناختی هر کودک است. طراحی این مدرسه ایده آل در نظریه هوش های چندگانه گاردنر بر پایه دو فرضیه قرار دارد:

فرض اول: همه افراد علایق و توانایی های یکسان ندارند و همه به روش یکسان یاد نمی گیرند.

فرض دوم: یک مدرسه یادگیرنده-محور در سنجش توانیی های فردی، قدرتمند است و به دنبال سازگار کردن افراد نه تنها با حوزه های برنامه درسی، بلکه با روش های خاص تدریس این مواد آموزشی است.

نقش مربی در در نظریه هوش های چندگانه گاردنر

کمپیل (۱۹۹۲) که سال ها رویکرد نظریه هوش های چندگانه گاردنر را در مدارس اجرا کرده است، توضیح می دهد که نقش مربی، در یک برنامه مبتنی بر نظریه هوش های چندگانه گاردنر ، تغییر می یابد. معلم در یک کلاس هوش های چندگانه باید:

* آگاهی داشته باشد که دانش آموزان را از دیدگاه های مختلف مشاهده کند و منابعی برای تسهیل یادگیری فراهم نماید که مرکز-محور باشند.

بیشتر با دانش آموزان کار کند، تا اینکه برای آنها کار کند، آنچه را آنها مورد کاش قرار می دهند، مورد کاوش قرار دهد، آنچه را آنها کشف می کنند، کشف کند و یاد بگیرد آنچه که آنها یاد می گیرند.

* از اشتیاق دانش آموزان برای یادگیری و استقلال، احساس رضایت می کند تا اینکه از نمرات آزمون و توانایی آنها در ساکت نشستن، احساس رضایت کند.

* هنگام برنامه ریزی برای روش های مختلف یادگیری، در تفکر و یادگیری خود نیز، خلاقانه تر و چندوجهی تر می شوند.

* نقش مربی در اجرای رویکرد هوش های چندگانه در کلاس پیش دبستانی، نقش یک تسهیل کننده است.

بنا به عقیده آرمسترانگ (۱۹۹۴)، که یکی از مروجین نظریه هوش های چندگانه گاردنر ایت، معلم با استفاده از هوش های چندگانه:

* تجربه های عملی ای فراهم می کند که شامل بالا بردن کودکان و انتقال دادن آنها یا وادار کردن آنها به ساختن چیزی ملموس برای نشان دادن درکشان نسبت به یک مفهوم است.

کودکان را تشویق به تعامل با یکدیگر به روش های مختلف می کند (مثل، گروه های کوچک، گروه های بزرگ)

فرصت هایی برای نوآموزان طراحی کند تا مشغول خوداندیشی شوند، وظایف خودگام را برعهده گیرد یا تجربه های شخصی و احساسات خود را با یادگیری کلاسی ارتباط دهند.

مقالات مرتبط:

 نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و کاربرد آن در برنامه درسی اوان کودکی
• نظریه رشد و تحول شناختی پیاژه و کاربرد آن در برنامه درسی پیش از دبستان
• رویکرد آموزشی خواهران مک میلان در آموزش به کودکان
• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)
 روش آموزشی والدورف در تربیت اوان کودکی: تاریخچه، مبانی و اصول

•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی مونته سوری در آموزش
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

نظرات