هیجانی 738x487 - چهار عامل موثر بر رشد هوش هیجانی کودکان

چهار عامل موثر بر رشد هوش هیجانی کودکان

در این مقاله به بررسی چهار عامل مهم در رشد هوش هیجانی کودکان یا همان Emotional Intelligence می پردازیم

اگرچه فهم عناصر دانش هیجانی که از سن ۳ تا ۱۲ سالگی پرورش می‌یابد بسیار تعیین کننده است، اما کشف مکانیزم‌های که به شکل‌گیری چنین جنبه‌های مهمی از توانایی هیجانی کودکان کمک می‌کنند به همان اندازه واجد اهمیت است (دلهام و کوچائوف[۱]، ۲۰۰۲). دنهام و کوچانوف (۲۰۰۲) معتقدند مهمترین ساز و کارها به احتمال زیاد شامل حوزه بین فردی و درون فردی به صورت توأمان‌اند. مکانیزم‌های بین فردی سهیم در دانش هیجانی مشتمل بر اجتماعی شدن توسط والدین در خلال کودکی و در مقطع ابتدایی به ویژه توسط همسالان است و مکانیزم‌های درون فردی مورد نظر نیز شامل تحول شناختی و خاصه تحول نظریه ذهنی است که نارسایی آن می‌تواند مشکلات در پردازش هیجان‌ها (ناگویی خلقی) را نیز موجب شود.

۱) نقش اجتماعی شدن بر رشد هوش هیجانی کودکان

در روابط روزمره کودکان با والدین و همسالان، اجتماعی شدن هیجانها فرایندی دائم و مستمر است. تعامل‌های والدین و همسالان طیف متنوعی از هیجانهایی را که کودکان شاهد آن هستند فرا می‌خواند. علاوه بر آن، اغلب اوقات هیجان‌های کودکان نیازمند نوعی واکنش از سوی والدین است و گفتگو پیرامون دنیای هیجانها به اعتقاد برخی از پدر و مادرها خود، بخش مهمی از آموزش را در بر می‌گیرد. (دیکس، ۱۹۹۱، آیزنبرگ و فابس، ۱۹۹۴، آینزبرگ، فابس و مورفی، ۱۹۹۶ به نقل از دنهام و کوچانف، ۲۰۰۲)[۲].

بنابراین کودکان می‌بایست آموزه‌های بسیاری درباره ابراز مناسب هیجانها، واکنش‌های معقولبه هیجانهای مثبت و منفی دیگران، ماهیت ابراز هیجان و انواع موقعیت‌هایی را که احتمالاً موجب فراخواندن هیجانها خواهند شد از دیگران دریافت کنند. دنهام و کوچانف (۲۰۰۲) نقش اجتماعی کنندگان را به دو مقوله اصلی والدین و همسالان تقسیم کرده‌اند.

۲) نقش والدین بر رشد هوش هیجانی کودکان

سهم ابراز والدین

ابراز هیجان پدر و مادر به کودک یاد می‌دهد که کدام یک از هیجانها در محیط خانواده و در چارچوب مشخصی پذیرفتنی است. با سر مشق‌دهی هیجانهای گوناگون، خانواده‌هایی که عواطف خود را نشان می‌دهند کمابیش اطلاعاتی را در مورد ماهیت شادی، غم، عصبانیت، ترس و سایر حالات هیجانی در اختیار کودکان قرار می‌دهند. اگر چه هیجانهای منفی شدید و مداوم والدین، کودکان را دچار آشفتگی و سردرگمی می‌کند و با تضعیف حس خود اندیشی[۳]و تأمل آنان، موجب می‌شود که چیز زیادی درباره هیجانها نیاموزند (دنهام، ۱۹۹۸ نقل از دنهام و کوچانف، ۲۰۰۰).

در مورد مشارکت و سهم خاص هیجانهای والدین در سطوح بالاتر و پیشرفته‌تر درک و فهم هیجان، مانند اصول و ابراز هیجان، بررسی چندانی صورت نگرفته است. دانش ابراز هیجان در بچه‌های کودکستان، حتی پس از افزایش سن آنها ارتباط دارد و این موضوع از نظر آماری نیز بررسی شده است (جونز و همکاران[۴]، ۱۹۹۹).

دانش اصول مراقبت از خود[۵]نیز با هیجانهای منفی مادرانه مثل عصبانیت، تحقیر و بی توجهی در ارتباط است و ترس از واکنش شدید و خشمناک مادرانه، هیجانهای دفاعی را در پی دارد.

سهم واکنش‌های والدین به هیجان‌های کودکان

واکنش‌های محتمل والدین نسبت به ابراز هیجانی کودکان در کسب دانش هیجانی در خلال کودکی واجد نقشی بسیار چشمگیر است. این واکنش‌های محتمل به کودکان کمک می‌کند تا بین هیجانات تفاوت قائل شوند. فرزندان والدینی که ابراز احساسات را تشویق می‌کنند در مقایسه با پدرو مادرهایی که خویشتنداری و جلوگیری از ابراز احساسات و در حقیقت داشتن حالتی غیر هیجانی و عاری از احساس را یک ارزش می‌دانند، درک بهتری از هیجان‌ها خواهند داشت (گاتمن و همکاران ۱۹۹۷، نقل از دنهام و کوچانف، ۲۰۰۰). همچنین پاسخ‌دهی منفی والدین و یا ابراز شادی و خوشحای در برابر ناراحتی و خشم کودکان، جامعه پذیری هیجان را با اختلال مواجه ساخته و مانع از روند یادگیری هیجان خواهد بود.

سهم آموزشی/ پرورشی والدین درباره هیجانها

جنبه نهایی جامعه پذیری هیجان – یعنی آنچه توسط والدین بیان می‌شود صریح ترین و بی واسطه‌ترین جنبه به شمار می‌آید. صحبت در مورد احساسات در زمینه پرورش و تربیت هیجانها در کودکان و چگونگی مهار این هیجانها از اهمیت خاصی برخوردارند. بر یترتون[۶] فریتز[۷]، زان- واکسلر[۸]و ریج وی[۹]، ۱۹۸۶، بروان[۱۰]و دان،[۱۱]۱۹۹۲ نقل از دنهام و کوچانوف، ۲۰۰۲).

دادو ستدهای کلامی در زمینه  تجربه هیجانی در خلال گفت و گوهای دوستانه کودکان با والدین به آنها امکان می‌دهد تا ساختار منسجم و پیوسته‌ای از اطلاعات و دانش ابراز هیجان، موقعیت‌های هیجانی و عوامل بوجود آورنده هیجان ایجاد کنند مراقبتهایی از این دست بین زبان هیجانی مادران و دانش هیجانی کودکان پیش دبستانی اغلب مستقل و جدا از توانایی کلامی کودک است. مادرانی که تنها به گفتگو درباره هیجانها بسنده نکرده، بلکه به توصیف آن نیز می‌پردازند، هوش هیجانی کودکان شان بهتر و بالاتر می باشد (نقل از دنهام و کوچانوف، ۲۰۰۲).

 

۳) سهم بالقوه ابرازگری دوستان بر رشد هوش هیجانی کودکان

ابراز هیجانی دوستان همانند سازو کار والدین نشان می‌دهد که هیجانها و احساس‌های کودکان پیش دبستانی در میان همسالان خود کاملاً پذیرفتنی و قابل قبول است.  با ایجاد تجربه‌های هیجانی مختلف، بویژه تجربه‌هایی که با «قانون متعارف»[۱۲]فرهنگی کودکان هم سن و سال دبستانی سازگار باشد، دوستان می‌توانند اطلاعاتی را در زمینه ماهیت به نمایش گزاردن قوانین، تدابیر متعارف موفق و ناموفق، وجود چندگانگی و ناهماهنگی، و تفاوتهای جزئی بین شرمندگی، غرور، و همدردی به یکدیگر ارائه دهند ( دنهام و کوچانوف، ۲۰۰۲).

سهم بالقوه واکنش‌های دوستان به هیجان‌های یکدیگر

دوستان صمیمی نسبت به هیجان‌های یکدیگر عکس العمل نشان می‌دهند و در چارچوب این ارتباط دوستانه می‌توانند دریابند که کدامیک از احساساتشان مشترک است و کدامیک حاصل واکنش‌های فردی آنان در برابر هیجان است . دوستان صمیمی می‌توانند همدیگر را دلداری دهند (مثل نگران نباش، دفعه بعد امتحانت را بهتر می‌دهی) یا اینکه یکدیگر را نصحیت کنند. مثل (دیگه گریه نکن، همه دارند نگاهت می‌کنند) که در هر مورد دانش هیجانی قابل پیش‌بینی است. واکنشی که دوستان در برابر هیجانهای یکدیگر نشان می‌دهند نسبت به عکس‌العمل والدین حاوی «پیام بیشتر» و «ترس کمتری» است (دنهام و کوچانف، ۲۰۰۲).

بنابراین به همان اندازه‌ای که اخم کردن و درهم کشیدن ابروها و یا چشم غره رفتن از جانب دوستان می‌تواند با ظرافت و دقت تمام پیامی را انتقال دهد، پیام حاصل از فریاد کشیدن دوستی به سر دوستی دیگر می‌تواند معانی کاملاً متفاوتی را القا کند.

سهم بالقوه آموزش/ پرورش دوستان درباره هیجانها

سرانجام اینکه دوستان ممکن است ادراکها و تجربه‌های هیجانی خود را که از دیگران پنهان کرده‌اند برای یکدیگر فاش ساخته و از این طریق تواناییهای هیجانی برتری را به دست آورند. (آشر، [۱۳]و واکلر[۱۴]، ۱۹۹۶، نقل از دنهام و کوچانف، ۲۰۰۲).

این افراد ممکن است به چند طریق در مورد هیجانها به گفت و گو بپردازند نخست اینکه به منظور قوام یافتن هویت خود در گروه همسالان در بد گویی ها شرکت کرده و به طرح موضوعاتی چون اضطرابها و تشویش های درونی و ناشناخته خود بی‌آنکه نامی از آنها ببرند، بپردازند. می‌توان تصور کرد که گفتگوهای هیجانی در خلال چنین بدگوییها و پرحرفیها، یا در چهار چوب این حرفهای تحقیر آمیز قرار داشته باشد (چه آدم نق نقویی) یا اینکه اظهاراتی در مورد هنجارهای گروه را شامل شود (مثل وقتی اینقدر عصبانی می‌شه ازش متنفر می‌شم! تو چی؟) دوم آنکه، آنان در این رفاقت سهیم شده و مورد حمایت و تایید دوست خود قرار می‌گیرند و حس همدردی و محبت به راحتی می‌تواند در بر دارنده زبان هیجانی باشد و سوم گفتگوری ارتباطی همراه با مطرح کردن مسائلی مربوط به خود فرد و در میان گذاشتن آنها با دوستان، ادامه می‌یابد. این دسته از گفتگوها ممکن است آکنده از بار هیجانی باشند ( دنهام و کوچانوف، ۲۰۰۲).

 

۴) نقش تحول شناختی بر رشد هوش هیجانی کودکان

هوش هیجانی کودکان

به موازات رشد و نمو یافتگی توانایی‌های کلامی و شناختی، کودکان پیش دبستانی از توانایی بیشتری برخوردار شده و به درک روشنتری از احساسات و عواطف خود و دیگران دست می‌یابند. توانایی شناختی ویژه‌ای که محرک چنین ادراکی به شمار می‌رود «نظریه ذهن» است. (آستینگون،هریسو اولسون، ۱۹۸۸). توانایی پی بردن به حالت‌های ذهنی دیگران به عنوان مدرکی دال بر این موضوع که کودکان از «نظریه ذهن» برخوردار هستند در نظر گرفته شده است.

تا قبل از ۳ سالگی کودکان تنها یک جهان را می‌شناسند، جهانی که با تجربه‌های آنها سازگار است . در این سنین نظریه ذهنی آنان نسبتاً در حالت اولیه و ابتدایی قرار دارد. کودکان پیش دبستانی‌ای که سن کمتری دارند، نسبت به احساس‌ها و امیال خود یک سلسله دریافت‌ها و اراکاتی دارند. می‌دانند که اشیا و پدیده‌های اطراف آنها ممکن است آنطور که می‌بینید نباشند و هیجانها به منزله حالات درونی و فردی‌اند (ولمن و بانرجی، ۱۹۹۱).

در حد ۴ سالگی در می‌یابند که افراد گوناگون می‌توانند همین عالم وجودی را به شیوه‌های متفاوت تجربه کنند و به این ترتیب هرکسی ممکن است از دیدگاه متفاوتی نسبت به واقعیت برخورداد باشد. این کودکان به مرحله‌ای می‌رسند که در می‌یابند چگونه نتایج نهایی این دسته از رفتارها و هیجانها تنها از باورها و امیال فردی حاصل می‌شود و توانایی ارائه ذهنی حالات روانشناختی دیگران هسته این پیشرفت و پرورش را تشکیل می‌دهد. واضح است این توانایی در بدست آوردن دانش هیجانی نقش مهمی را ایفا می‌کند و در همین زمان باعث پیچیده‌تر شدن روابط متقابل اجتماعی می‌گردد. بنابراین جنبه‌های بسیار ویژه‌ای از رشد و پرورش شناختی، محرک تواناییهای شناخت اجتماعی کودکان برای دریافت و ادراک هیجان هستند.

 

منبع:حاتمی، حمیدرضا.(۱۳۸۷). بررسی تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی ( مهارتهای درون فردی، میان فردی، سازگاری، کنترل استرس و خلق عمومی) بر عزت نفس، خودپنداره و سخت رویی دانش آموزان نوجوان بسیجی. رساله دکتری، منتشر نشده، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی

 

[۱] Denham. S. and Kochanoff.A

[۲] Dic, Fisenberg, n . Fahes. R.A Murphy. B.C

[۳] Self reflection

[۴] Jones. K & other

[۵] Self. Protective

[۶] Bretherinal

[۷] Fritz, J.

[۸] Zahn-Waxler,C.

[۹] Ridgeway,D.

[۱۰] Brown,J.R.

[۱۱] Dwnn,Y

[۱۲] Cool rute

[۱۳] Asher, S.R

[۱۴] Waiker, D.L

نظرات