روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان

روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان

در حوزه اوایل کودکی، صفتِ “مناسب به لحاظ تحولی” (Developmentally appropriate) به معنای این است که روش آموزش به کودکان با توجه به سن، تجربه، و علایق تک تک آنها در یک دامنه سنی خاص، تغییر کند یا با آنها سازگار باشد. منشاء تاریخی خاصِ این اصلاح نامشخص است، اما این احتمال وجود دارد که ریشه آن در زمینه روانشناسی تحولی باشد که تاثیری عمیقی بر رشته تعلیم و تربیتِ کودکان خردسال داشته است. تولیدکنندگان اسباب بازی ها، البسه، مبلمان و دیگر وسایلِ مربوط به کودکان، هنگامی که در مورد گروه سنی مربوط به آن محصولات به مشتریان آگاهی می دهند، معمولاً در مورد اینکه چه چیزی از نظر تحولی متناسب است قضاوت هایی می کنند. مربیان کودکان خردسال اغلب زمانی از عبارتِ “مناسب به لحاظ تحولی” استفاده می کنند که می خواهند مواد، تجارب یادگیری، یا انتظاراتِ کودکانِ دارای سنین مختلف را توصیف کنند. “روشِ مناسب به لحاظ تحولی (Developmentally appropriate practice) یک عبارت کوتاه است که در حرفه کودکان خردسال به طور گسترده ای به این منظور به کار برده شده است که روش های آموزش به کودکان خردسال (که بازتاب دهنده دانش مربوط به تحول و یادگیری کودک هستند) توصیف شوند و همچنین متناسب با سن، تجربه، توانایی ها، علایق، نیازها، و قوت های تک تک کودکان باشند. به سخن دیگر، روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) رویکردی برای آموزش به کودکان است که مبتنی بر پژوهش های انجام شده در خصوص نحوه تحول و یادگیریِ کودکان خردسال و همچنین تعلیم و تربیت موثرِ کودکان خردسال می باشد. چارچوب آن به منظور ارتقاءِ یادگیری و تحول بهینه کودکان خردسال طراحی شده است.

این اصلاح، زمانی شناخته شد و نفوذ خود را بدست آورد که انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال یا همان NAEYC (National Association for Education of Young Children) (که می توان از آن به عنوان معتبرترین انجمن در حوزه آموزش به کودکان خردسال یاد کرد) برای اولین بار در سال ۱۹۸۶ بیانیه­ای منشر کرد تحت عنوان “بیانیه روش مناسب به لحاظ تحولی در برنامه های کودکان ۴ و ۵ ساله” که چنین روش های آموزشی را تشویق می کرد. یک سال بعد این بیانیه توسط بردکمپ (bredekamp) و از سوی همین انجمن تحت عنوان “روش مناسب به لحاظ تحولی در برنامه های دوران اولیه کودکیِ ارائه ­دهنده خدمات به کودکان ۰ تا ۸ سال” در قالب کتاب انتشار یافت. در حال حاضر DAP مبنای تمام فعالیت های انجمن ملی آموزش کودکان خردسال است – یعنی انتشارات، برنامه های آموزشی، کنفرانس ها، اعتبارگذاریِ برنامه های مراقبت از کودکان، و غیره.

روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان

در ابتدا، بسیاری از مربیان کودکان خردسال از این مفهوم استقبال کردند، و این کتاب به پرفروش­ترین کتاب در تاریخِ این انجمن تبدیل شد که بیش از ۷۰۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت. با این حال، با گذشت چند سال، این کتاب و مفهومِ روش مناسب به لحاظ تحولی به موضوعی برای انتقادهای قابل توجه و بحث هایی در این حرفه تبدیل شد. انتقادهای مطرح شده در ادبیات پژوهشی و در انجمن های عمومی، یک فرصت عالی برای بحث و بررسی در این حیطه خلق کرد. در سال ۱۹۹۷ و پس از چندین سال کار، انجمن ملی آموزش کودکان خردسال، یک نسخه کاملاً اصلاح شده از همان نشریه را منتشر کرد که در آن تلاش می کرد بسیاری از نگرانی های منتقدین و همچنین پژوهش ها و نظریه های جدیدتر را مد نظر قرار داد (بردکمپ و کاپل، ۱۹۹۷).

روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) بر سه اصل اساسی است:

  1. داشتن اطلاعات در مورد تحول و یادگیری کودک. دانستن اینکه در هر بازه سنی و مرحله تحولی کودکان خردسال معمولا چه اتفاق هایی می افتد، اهمیتی حیاتی دارد. بر اساس پژوهش ها، این دانش به ما کمک می کند که مشخص کنیم کدام تجارب برای یادگیری و تحول کودکان بهترین تجارب هستند.
  2. داشتن اطلاعات در مورد اینکه چه چیزی به لحاظ فردی مناسب است. چیزی که ما درمورد کودکان به طور خاص می دانیم به ما کمک می کند که برای هر کودک بصورت فردی تدریس و مراقبت های لازم را فراهم کنیم. با مشاهده پیوسته بازی و تعامل کودکان با محیط فیزیکی و دیگران، ما درمورد علایق، توانایی ها، و پیشرفت تحولی تک تک کودکان می آموزیم.
  3. داشتن اطلاعات در مورد آنچه که به لحاظ فرهنگی مهم است. ما باید تلاش کنیم که خانواده های کودکان را شناخته و درمورد ارزش ها، انتظارات، و عواملی که زندگی آنها در خانه و جامعه را شکل می دهند، بیاموزیم. این اطلاعات زمینه ای، به ما کمک می کنند که تجاربِ یادگیری معنادار، مرتبط و حاکی از احترام برای تک تک کودکان و خانواده های آنها فراهم کنیم.

روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP)

دوازده اصل برای تحول و یادگیری در روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) 

در روش مناسب به لحاظ تحولی، دوازده اصل برای تحول و یادگیری کودک وجود دارد که عبارتند از:

  1. تمام حیطه های تحول و یادگیری مهم هستند.
  2.  تحول و یادگیری از توالی هایی پیروی می کنند.
  3. تحول و یادگیری با نرخ های متغیر پیشرفت می کنند.
  4. تحول و یادگیری نتیجه تعاملِ رسش و تجربه هستند.
  5. تجارب اولیه تاثیراتی عمیق روی تحول و یادگیری دارند.
  6. تحول به سوی پیچیدگی بیشتر، خودتنظیمی، و ظرفیت های نمادین یا بازنمایی پیش می رود.
  7. کودکان زمانی بهترین تحول را دارند که روابطی ایمن داشته باشند.
  8. تحول و یادگیری در بافت های اجتماعی و فرهنگی متعددی رخ داده و تحت تاثیر آنها هستند.
  9. کودکان به شیوه های مختلفی یاد می گیرند.
  10. بازی یک ابزار مهم برای رشدِ خودتنظیمی و ارتقاء زبان، شناخت و شایستگی اجتماعی است.
  11. تحول و یادگیری زمانی پیشرفت می کنند که کودکان به چالش کشیده می شوند.
  12. تجارب کودکان، انگیزش و رویکردهای آنها به یادگیری را شکل می دهند.

رهنمودهایی برای آموزش موثر در روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) 

در بیانیه انجمن ملی آموزش کودکان خردسال در مورد DAP، رهنمودهایی ارائه شده است که پنج جنبه کلیدیِ نقش معلم را مد نظر قرار می دهند:

  1. خلق یک گروه مراقبت کننده از یادگیرنده ها
  2. تدریس به منظور ارتقاء تحول و یادگیری
  3. طرح ریزی برنامه درسی به منظور دستیابی به اهداف مهم
  4. سنجشِ تحول و یادگیری کودکان
  5. ایجاد روابطی دوطرفه با خانواده ها

بیایید این رهنمودها را به عنوان پنج گوشه یک ستاره در نظر بگیریم – “یک ستاره دریانوردی”  که هدایتگر سفر ما به دنیای کودکان برای کمک به یادگیری بهتر آنها است. هر گوشه از ستاره بخشی حیاتی از روش مناسب در مراقبت و آموزش کودکان خردسال می باشد. هیچ یک را نمی توان رها کرد یا به طور ضعیف به کار برد؛ در غیر این صورت باعث می شود کل ستاره تضعیف شود.

ده راهبرد آموزشی موثر در روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP)

یک مربی یا ارائه دهنده مراقبت های مناسب برای کودک و خانواده، یک راهبرد را برای هر شرایط خاص انتخاب می کند. مهم است که توجه داشته باشیم کودکان خودشان چه چیزهایی را می دانند، چه کارهایی را می­توانند انجام دهند، و اهداف یادگیری برای شرایط خاص آنها مشخص شود. با منعطف بودن و مشاهده­گری دقیق، می­توانیم تعیین کنیم که کدام راهبرد می تواند بیشترین اثربخشی را داشته باشد.

  1. چیزهایی که کودکان انجام می دهند یا می گویند را تایید کنید. با دادن توجه مثبت، گاهی از طریق دادن نظرات، گاهی از طریق نشستن در نزدیکی آنها و گاهی با مشاهده کردن، بگذارید کودکان بفهمند که ما به آنها توجه می کنیم. (“محمد علی، به خاطر کمکت ممنون “. “یک روش دیگر برای نشان دادن عدد ۵ را پیدا کردی”.)
  2. به جای تحسین کردن صرف و ارزیابیِ آنچه که کودک انجام داده است، پشتکار و تلاش را تشویق کنید. (“تو به لغات زیادی برای توصیف سگ در داستان فکر می­کنی. به کارت ادامه بده!”)
  3. به جای نظرهای کلی، بازخوردهای مشخصی را ارائه کنید. (“مهسا، توپ به حلقه نرسید، پس سعی کن محکم­تر آن را پرت کنی.”)
  4. الگویی برای نگرش ها، روش های پرداختن به مسائل و رفتار کردن نسبت به دیگران باشید و به جای آنکه فقط به آنها بگویید، به آنها نشان دهید، (“آن کار اثری نداشت و من باید فکر کنم چرا اینطور شد.” “متاسفم، قسمتی از چیزهایی که گفتی را نفهمیدم. لطفا برایم تکرار کن.”)
  5. روش صحیح برای انجام یک کار را نشان دهید. این مسئله معمولا برای رویه هایی کاربرد دارد که باید به شیوه ای خاص انجام شود (مانند استفاده از یک تسمه یا نوشتن حرف پ).
  6. چالش ها را خلق یا اضافه کنید به طوری که تکلیف کمی فراتر از توانایی های کودک شود. به عنوان مثال، مجموعه ای از تکه چوب قرار می دهید، آنها را با هم می شمارید و سپس از گروه کوچکی از کودکان می خواهید که بعد از اینکه تعدادی از آنها را بر می دارید به شما بگویند چند عدد از آنها باقی مانده است. کودکان تکه چوب های باقی مانده را باهم می شمارند تا به جواب برسند. به منظور اضافه کردن چالش، می توانید بعد از برداشتن تعدادی تکه چوب، آنها را پنهان کنید، و کودکان باید یک راهبرد دیگر به جای شمردن تکه چوب ها پیدا کنند تا بتوانند به پاسخ برسند. به منظور کاهش دادن چالش، می توانید با راهنمایی کردن کودکان با دادن اجازه لمس کردن هر تکه چوب در حین شمردن تکه چوب های باقی مانده، تکلیف را ساده تر کنید.
  7. پرسش هایی بپرسید که تفکر کودکان را تحریک می کنند (“اگر شما نمی توانستید با دوستتان حرف بزنید، چطور می توانستید به او بفهمانید که چه کاری انجام دهند؟”)
  8. به کودکان کمک کنید (مانند یک اشاره یا نشانه) که روی شایستگی های کنونی خود کار کنند (“می توانی یک لغت بگویی که هم وزن با اسم خودت است. رویا؟ واژه رها چطور است؟ رها/رویا، چه لغت های دیگری هم وزن با رویا و رها وجود دارد؟”)
  9. اطلاعاتی را فراهم کنید، بطور مستقیم حقایقی را به کودکان بگویید، برچسب های کلامی بگویید، و اطلاعات دیگر را به آنها بگویید. (“این یکی که شبیه به یک موش بزرگ با دمی کوتاه است، موش صحرایی نام دارد.”)
  10. راهنمایی هایی برای رفتارها یا اقدامات کودکان ارائه کنید. (“فقط زمانی که می توانید آنها را بشمارید به هر بلوک دست بزنید.” “می خواهی آن آیکون را اینجا بیاوری؟ خوب است. بر روی آن کلیک کن و آن را نگه دار، و سپس آنرا به هرجایی که می خواهی بکش.”)

منبع: قاسم تبار، سید نبی الله. (۱۳۹۵). طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه درسی موسیقی دوره پیش دبستان ایران. رساله دکتری، منتشر نشده، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتس

نظرات