روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP)

رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی)

در این مقاله رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی) که در واقع بر اساس بیانیه انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال یا همان NAEYC می باشد را توضیح خواهیم داد. پیشتر در مقاله ای، روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان را توضیح دادیم. در این مقاله جنبه های دیگر این رویکرد تحولی را تشریح خواهیم کرد

انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال (NAEYC) در مقاله تشریحی سال ۱۹۹۷ خود بیان کرد:

از آنجایی که روشِ مناسب به لحاظ تحولی“ (Developmentally appropriate practice) را به عنوان برنامه هایی تعریف می کنیم که به تحول کودکان کمک می کنند، باید اهداف خود را برای تحول کودکان بیان کنیم. اصول عملی مورد حمایت در این بیانیه، بر اساس مجموعه ای از اهداف برای کودکان می باشند: چه چیزی را برای زندگی کنونی و بزرگسالی آنها می خواهیم، و برای اینکه بتوانند به خلق یک جامعه صلح آمیز، سعادت مند، و دموکراتیک کمک کنند، کدام ویژگیهای شخصی آنها باید پرورش داده شوند (ص. ۴).

رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی) ، همانطور که در مقاله انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال (NAEYC) بیان شد، بر این دیدگاه تمرکز دارد که کودکان بصورت تدریجی و افزایشی تکامل پیدا می کنند. در رویکرد تحولی سن کودکان اهمیت پیدا می کند. چیزی که از یک کودک ۲ ساله انتظار می رود، از آنچه که می توان از یک کودک ۵ ساله انتظار داشت، تفاوت دارد. این رویکرد تحولی در بسیاری از جوامع اروپایی تبار بسیار رایج است، و می توان آن را در بسیاری از اسناد مرتبط با کودکان خردسال، بویژه در آمریکا، استرالیا، و بریتانیا یافت. می توانید ببینید چگونه از آن استفاده می شود تا به دانش و درک ما در مورد تحول کودکان شکل داده شود. اگر درباره واژه “  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) ” تحقیق کنید، خواهید دید که تحول چگونه به عنوان چیزی که در درون کودک اتفاق می افتد دیده می شود. بر اساس رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی)، مسیرهای تحولی قابل پیش بینی و با ثبات هستند، مگر اینکه مشکلی زیستی وجود داشته باشد (که بصورت درونی و یا به واسطه دنیای خارجی ایجاد شده باشد).

رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان

روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP)، به عنوان دیدگاهی برای چارچوب دهی تدوین برنامه درسی دوره پیش از دبستان، توصیه می کند که روش ها باید ارضا کننده آن انتظارات تحولی باشند که متناسب با سن و مرحله تحولی کودکان است. آن برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی) که بر اساس رویکرد تحولی انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال یا همان NAEYC می باشد، پیامدهای خود را برای کودکان به شیوه هایی چارچوب بندی می کند که سنین مختلف را برجسته و مورد تاکید قرار می دهد. به عنوان مثال، در رویکرد تحولی برنامه درسی برای نوزادان با برنامه درسی مخصوص کودکان ۵ ساله بسیار متفاوت است. کاری که توسط آلن و مورتوز (۱۹۸۹) صورت گرفت به شکل روشنی این موضوع را توضیح می دهد:

نقطه عطف های تحولی[۲] نشانگرها یا نقاطی از موفقیت در تحول کودکان هستند. آنها از مهارت های حرکتی، اجتماعی، شناختی و زبانی تشکیل شده اند. آنها در قدم های نسبتا منظم، و در دامنه های سنی نسبتاً قابل پیش بینی، خود را نشان می دهند. ضرورتاً، رفتارهای مخصوص به نقاط عطف، آنهایی هستند که اکثرا در تمام کودکانی که تحول طبیعی دارند، در سنین تقریبا یکسانی خود را نشان می دهند. عدم بروز یک یا چند نقطه عطف تحولی در در محدوده زمانی معقول خود، هشداری است در مورد این که کودک ممکن است در حال تکوین یک مشکل باشد و باید بطور نزدیک آنرا مورد بررسی قرار داد (ص ۵).

روگاف[۳] (۲۰۰۳) یک دیدگاه بدیل را پیشنهاد می کند. او ادعا می کند که ساختارهای تعلیم و تربیت، اهمیت سن در برنامه درسی را از طریق داشتن کلاس هایی با دانش آموزان هم سن تقویت می کنند. با این حال، او به ما گوش زد می کند که داشتن کلاس هایی با بچه های هم سن به تحول کودکان ارتباطی ندارد، بلکه در عوض روشی آموزشی است که در یک دوره تاریخی خاص و در نتیجه تاثیرات صنعتی شدن، به جوامع و خانواده ها معرفی شد:

با ظهور صنعتی شدن و تلاش برای نظام مند کردن خدمات انسانی مانند آموزش و پرورش و مراقبت های پزشکی، سن به معیار تحول و ملاکی برای دسته بندی مردم تبدیل شد. موسسات تخصصی حول محور گروه های سنی طراحی شدند. در این زمان، روانشناسی تحول و طب اطفال، همراه با موسسات قدیمی و مدارس دارای درجه بندی سنی[۴]، آغاز شد. (ص ۸).

روش جداسازی کودکان در کلاس ها و “اتاق ها” (یعنی اتاق نوزادان و نوپایان) بر حسب سن آنها به یک روش آموزشی پذیرفته شده تبدیل شد و چیزی است که معمولاً مورد تردید قرار نمی گیرد. این ساختار ویژه سازمانی معمولا با برنامه هایی که بر DAP یا روشِ مناسب به لحاظ تحولی برای چارچوب بندی و پیاده سازی خود تکیه می کنند، همسو می باشد. رویکرد تحولی در برنامه درسی دوره پیش از دبستان (اوان کودکی)، بنیادی قوی برای سازمان دهی برنامه درسی فراهم می کند، زیرا تحول را با سن ارتباط می دهد و ادعا می کند که کودکان و برنامه درسی بر اساس سن تحولی با هم ارتباط دارند.

در زمان های اخیر، انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال (NAEYC) با این شناخت که تغییرات در تحول کودکان به دلیل اعمال و باورهای فرهنگی ایجاد خواهند شد، منابع مستقیمی را برای روشِ مناسب به لحاظ فرهنگی[۵]، وارد کرده است. این دیدگاه به اولین نسخه از بیانیه انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال (NAEYC) اضافه شد و این ایده را به روشِ مناسب به لحاظ تحولی یا DAP اضافه کرد که، روش باید از نظر فرهنگی متناسب باشد و از نظر زبانی هم به تجارب زندگی کودکان حساس باشد. این بدین معنا بود که بیانیه انجمن ملیِ آموزش کودکان خردسال (NAEYC) به چارچوب بندی تحول برحسب سنین کودکان ادامه داد، ولی پیشنهاد کرد که می توان انتظار داشت تغییرات و تفاوت هایی در تحول کودکان در این چارچوب دیده شود. محققان ادعا کرده اند که این دیدگاه، بسیاری از گروه های فرهنگی را بصورتی در نظر می گیرد که به خط سیرها و روش های تحولی غالب موجود در میراث اروپا متصل هستند و تکیه دارند (دالبرگ، ماس و پنس[۶] ۱۹۹۹؛ مالوری و نیو[۷] ۱۹۹۴؛ روگاف ۲۰۰۳).

یک مجموعه  مهم از پژوهش های فرهنگی، این ایده را که تحول با سن تعریف می شود را به چالش می کشند. همچنین بر اساس یافته های این پژوهش ها، این ایده را نیز به چالش می کشند که تحول و سن می توانند برای تعریف و ساخت برنامه درسی دوره پیش از دبستان مورد استفاده قرار گیرند. به عنوان مثال، نسامنانگ و لمب[۸] (۱۹۹۸)، در مطالعه خود کودکان Nso (جهت گیری جدید دانش آموزان) در گرنفیلدز بامندا [۹] کامرون، در غرب آفریقا، می گویند که در آن ناحیه:

به کودکان به طور پیشرونده و به تدریج در مراحل مختلف زندگی، بسته به سطح شایستگی اجتماعی ادراک شده شان[۱۰] نقش های مختلفی داده می شود، نه بر اساس بلوغ زیستی شان[۱۱] (ص. ۲۵۲).

این انتظارات بر اساس سن کودکان یا بر اساس آنچه که می توانند یا نمی توانند انجام دهند، نمی باشند. کودکان دارای شایستگی اجتماعی بیشتر، آن هایی هستند که توانسته اند در سنی پایین تر تجارب زندگی بیشتری به دست آورده باشند. این تجارب زندگی نیز به جای خود بر تحول آنها تاثیر خواهند گذاشت. به روشنی می بینیم که شناسایی طیف کاملی از دیدگاه های نظری از تحول که می توانند برنامه درسی را در تعلیم و تربیت اوان کودکی شکل دهند، اهمیت می یابد.

مقالات مرتبط:

• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)
•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی مونته سوری در آموزش
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

[۱] . Developmentally appropriate practice

[۲] . Developmental milstones

[۳] . Rogoff

[۴] . age-graded schools

[۵]  . culturally appropriate practices

[۶] . Dahlberg, Moss and Pence

[۷] . Mallory and New

[۸] . Nsamang

[۹] . Granfields

[۱۰]  . perceived level of social competence

[۱۱]  . biological maturation

نظرات