مونته سوری: آشنایی با زندگینامه ماریا مونته سوری

مونته سوری: نگاهی به زندگینامه ماریا مونته سوری

در مقاله “الگوی مونته سوری در آموزش” با تمامی جنبه های مهم روش آموزشی مونته سوری آشنا شدیم. (برای خواندن این مقاله اینجا کلیک کنید). همچنین برای مقایسه تفاوت ها و تشابهات بین رویکرد مونته سوری و مالاگازی (رجیو امیلیا) اینجا کلیک کنید. در این مقاله قصد داریم شما را با زندگی این مربی بزرگ، آشنا سازیم. با مهد کودکان همراه باشید.

زندگی ماریا مونته سوری از نزدیک با دگرگونی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناشی از وحدت ایتالیا در سال ۱۸۷۰ که مونته سوری در آنجا زاده شد، در ارتباط بود. دگرگونی سیاسی، نوید بخش دگرگونی های اجتماعی و اقتصادی نیز بود، اما روند آن در کشوری با اقلیت های انتخاباتی مردسالار، نرخ بالای بی سوادی و سلطه کلیسای کاتولیک، به شکلی گریز ناپذیر کند بود. وضعیت اقتصادی و اجتماعی مردم، به مبارزه دائمی در جامعه ایتالیا کمک کرد. طبقه بندی جمعیت به یک گروه کوچک توانگر و درس خوانده و یک جمعیت بزرگ از دهقانان، به تضعیف جنبش سیاسی و سرانجام به برآمدن دولت فاشیستی به رهبری بنیتو موسولینی انجامید. این وضعیت کشور ایتالیا بود که ماریا مونته سوری در چیاراواله در استان آنکونا در ۳۱ اوت سال ۱۸۷۰ به دنیا آمد.

ماریا، تنها دختر الساندرو مونته سوری و رنیلده استوپانی بود. گرایش ملی گرایانه و تا اندازه ای محافظه کارانه الساندرو با رنیلده پیشرو و آزادی خواه، که برخلاف دختران آن منطقه درس خوانده بود، ناسازگاری داشت. الساندرو کارمند دولت بود و باید با خانواده اش هر زمان که لازم بود به جای دیگری نقل مکان می کرد. آن ها سرانجام در سال ۱۸۷۵، زمانی که ماریا پنج ساله بود، در رم ساکن شدند. وضعیت تازه به خانواده فرصت داد به طبقه میانه در حال رشد شهر بپیوندد و به فرهنگ و انرژی معنوی پایتخت در حال رشد دسترسی پیدا کند.

دوران کودکی مونته سوری

ماریا در شش سالگی در سال ۱۸۷۶، یعنی یک سال پیش از اینکه دوره پیش دبستانی در ایتالیا اجباری شود، به مدرسه دولتی و یا دبستان نیکولا داتولنتینو via de san nicola da tolentino رفت. توصیف دوستان نزدیک ماریا مونته سوری از او چنین است: دختری جوان و سخت کوش که برای طبقه اجتماعی او غیرعادی می نمود. مونته سوری بیشتر گرایش داشت از جریان آموزش و پرورش تکنیکی به جای نوع کلاسیک آن پیروی کند. این دیدگاه در علاقه و عشق مونته سوری به ریاضیات و فرصتی که برای پیروی  از «برنامه درسی مدرن» به دست آورد، بازتاب یافت (کرامر، ۳۲:۱۹۷۶).

دوران جوانی و تحصیلات مونته سوری

هنگامی که مونته سوری در سن بیست سالگی دانش آموخته شد، به علوم زیستی علاقه مند بود و تصمیم داشت پزشک شود، حرفه ای که پیش از آن زنی در ایتالیا به آن نپرداخته بود. پس از گرفتن مدرک کارشناسی در بهار سال ۱۸۹۲ با معدل بالای ۸ از ۱۰، مونته سوری توانست وارد دانشگاه پزشکی در استان رم شود. در آن زمان، تصور پیوستن یک زن به دانشکده پزشکی، که در تمام امکانات برای مردان طراحی شده بود، سخت بود. روشن نیست مونته سوری برای رسیدن به هدف خود چه کارهایی کرد، اما واقعیت این است که در این سال دانشجوی دانشکده پزشکی شد.

مونته سوری: آشنایی با زندگینامه ماریا مونته سوری

سال های درس مونته سوری از هر نظر چالش برانگیز بود: پدرش مخالف بود، همکلاسی هایش او را مسخره می کردند و خودش از کالبد شکافی که باید عصرها انجام می داد، متنفر بود. در سال ۱۸۹۴ توانست جایزه روتی و بورس تحصیلی همراه آن را به دست آورد. در سال ۱۸۹۶ به کار با کودکان و زنان و نیز درمانگاه روان پزشکی رجیا پرداخت. مونته سوری در سال پایانی تحصیلاتش، مانند دیگر همکلاسی هایش برای کلاس سخنرانی کرد. او انتظار داشت مسخره اش کنند، اما از سخنانش استقبال شد. حتی پدرش هم در این مراسم حضور داشت. موفقیت مونته سوری ، به شش سال مخالف و انتقاد از او پایان داد. ماریا مورد تحسین قرار گرفت و مشهور شد. مونته سوری در سال ۱۸۹۶ به یک دوست نوشت: «من به چنین جایگاهی رسیدم: شهرت! … نه به خاطر مهارت یا هوشم، بلکه به سبب شهامت و بی تفاوتی ام [به مخالفت ها] مشهور شده ام… این چیزی است که هرکس بخواهد، می تواند به دست بیاورد، اما برای رسیدن به آن تلاش جانفرسایی لازم است.»

مونته سوری دستیار جراح در بیمارستان

در همان سال، مونته سوری نخستین کارش را به عنوان دستیار جراح در بیمارستان سان اسپریتو آغاز کرد. او در بیمارستان زنان و کودکان نیز به درمان بیماران کمک می کرد و مطب خصوصی هم داشت. مونته سوری در سده نوزدهم، مانند بسیاری از زنان طبقه اجتماعی که به آن وابسته بود، نسبت به تنگدستان احساس مسئولیت اجتماعی داشت و از آن ها بیش از وظیفه یک پزشک پشتیبانی می کرد. در سال ۱۸۹۷ از او خواسته شد که از نواخانه های رم بازدید کند. این بازدید به دیدار با «کودکان کم توانی» انجامید که زندگی اش را تغییر دادند.

تجربه مونته سوری از دیدار این کودکان که پس از خوردن غذا، خرده های نان را از زمین جمع می کردند، او را به توجه به این واقعیت واداشت که شاید آن ها از شدت کسالت و بی کاری، این کار را انجام می دهند. آن ها هیچ چیز برای بازی نداشتند! مونته سوری به بررسی سرنوشت کودکان نواخانه پرداخت و آشنایی با کارهای ژان مارک گاسپارد ایتارد (۱۷۷۵) و شاگردش ادوارد سگوئن (۱۸۱۲) به برخی از پرسش هایش پاسخ داد. ایتارد به خاطر پژوهش هایش درباره «پسر وحشی آویزان» شناخته شده بود و هست. «پسر وحشی آویزان» کودکی تربیت نشده [غیرمتمدن] بود.

او را درحالی که مانند جانوران وحشی در جنگل آویرون زندگی می کرد، یافتند. ایتارد تصمیم گرفت که این پسر جوان را متمدن کند، حواسش را رشد دهد و کم کم سخن گفتن به او بیاموزد. اینارد، روش خود را که بر پایه تجربه های حسی و تطبیق، جفت کردن و مرتب سازی فعالیت ها و ابزارها استوار بود، برای ایجاد و گسترش مهارت های زبانی پسرک به کار برد. صد سال بعد، هنگامی که مونته سوری در نخستین خانه کودک در منطقه سان لورنز (san lorenzo) و در رم به کار با کودکان پرداخت، از بسیاری از این ابزارهای آموزشی استفاده کرد و آن ها را تکامل بخشید. مونته سوری همچنین از کارهای ادروارد سگوئن (Edouard Seguin) الهام گرفت. او بر این باور بود که «عقب ماندگب ذهنی بیش تر آسیبی آموزشی است و نه پزشکی» (کرامر،۹۶:۱۹۷۶) در بهار سال ۱۹۰۰ انجمن ملی کودکان کم توان، یک موسسه پزشکی-آموزشی باز کرد، مدرسه ای که امروزه مدرسه کودکان دارای نیازهای ویژه نامیده می شود. مونته سوری مدیریت مدرسه را که بیست و دو دانش آموز داشت، برعهده گرفت.

ازدواج ماریا مونته سوری

یکی از مدیران همکار او در موسسه، دکتر مونتسانو (Dr mintessano)، که از دوستان نزدیک ماریا مونته سوری نیز بود، عاشق او شد. نتیجه این پیوند، پسری به نام ماریو بود. کرامر (۹۲:۱۹۷۶) می گوید: «با توجه به چیز هایی که درباره او می دانیم، باور کردنی نیست که این رابطه غیر جدی بوده باشد.» ماریو نام خانوادگی مادرش را گرفت و پس از تولد به یک دایه سپرده شد. تصور تاثیر روانی این رویداد بر دکتر مونته سوری دشوار است. در سال های آغازین سده بیستم، داشتن فرزند نامشروع، نوعی خودکشی اجتماعی بود. «مونته سوری که از تجربه مراقبت از فرزند خودش محروم شده بود، تمام توجه خود را بر نیازهای کودکان  دیگر متمرکز کرد (کرامر،۹۳:۱۹۷۶)».

مونته سوری: آشنایی با زندگینامه ماریا مونته سوری

در سال ۱۹۰۰، مونته سوری دوباره برای تحصیل در دانشگاه رم نام نویسی کرد. او همچنان به روان شناسی علاقمند بود و نظریه سگوئن را در زمینه تربیت حواس از راه های تجربه های محسوس دنبال می کرد. در سال ۱۹۲۰، ماریا در ناپل نظریه های خود را در زمینه امکان آموزش «کودکان آموزش ناپذیر» ارائه داد. او میان دو نظریه بررسی مفهوم تربیت حواس و اهمیت نزدیک شدن به انتزاع از راه شکل های محسوس، که کودک  می تواند ببیند و لمس کند، پیوند برقرار کرد (کرامر،۱۹۷۶). پایه گسترش بعدی دستگاه و مواد حسی مونته سوری بود که او آن را «انتزاع عینیت یافته»  (materialized abstraction) می خواند.

یکی از دانش آموزان او در آن زمان که بعدها دوست و همکارش شد،آنا ماچرونی(anna Maccheroni) بود که سخنرانی مونته سوری را به یاد می آورد (کرامر، ۱۹۷۶ :۹۸-۹۷): «او چذاب ترین مدرس دانشگاه بود، زبانی بسیار ساده و روشن و بیانی جاندار داشت، به طوری که حتی دانش آموزان ضعیف تر می توانستند منظور او را درک کنند. هرچه می گفت سرشار از گرمای زندگی بود.»

نخستین مهدکودک مونته سوری

در سال ۱۹۰۶، از مونته سوری خواسته شد که به مراقبت از فرزندان کاگران مهاجر که در آپارتمان های اجاره ای سان لورنزو در رم زندگی می کردند، بپردازد. منطق این برنامه ساده بود: وقتی پدر و مادر سرکار بودند و کودکان بزرگتر در مدرسه، کودکان سه تا شش ساله در خیابان ها پرسه می زدند و شیطنت و خرابکاری می کردند. شرکت های عمرانی که صاحب این آپارتمان ها بودند، تصمیم گرفتند این کودکان را در یک اتاق جمع کنند و از دکتر مونته سوری بخواهند مسئولیت آن ها را برعهده بگیرد. از آن جا که بودجه ای برای این برنامه وجود نداشت، مونته سوری به جای نیمکت، در اتاق میز و صندلی های کوچک و وسایل مناسب سازی شده ای را چید که پیش تر از آن ها برای «کودکان کم توان» استفاده می کرد و دختر دربان را برای مراقبت از این پنجاه نفر کودک شرور خیابانی به کار گماشت. دو کلاس درس پایه راه اندازی شد و خود منتسوری به مدت دو سال در آن فعالیت کرد. کار او با این کودکان، بنیان روشی شد که امروزه از آن به عنوان رویکرد مونته سوری در آموزش و پرورش یاد می شود.

خانه کودک مونته سوری

نخستین خانه کودک در ۶ ژانویه ۱۹۰۷ در رم، خیابان مارسی سن لورنزو، شماره ۵۸، باز شد. مونته سوری از همان آغاز، واکنش های کودکان را به محیط جدید خود، بدون داشتن هیچ گونه پیش زمینه ای ذهنی از رویدادهای احتمالی، بررسی کرد. این بررسی فرصت هایی برای درک بهتر کودکان و مواد آموزشیفراهم آورد، که ما امروزه آن را «پژوهش عمل نگر» می خوانیم. او مواد آموزشیرا با توجه به نوع کاربرد کودکان تغییر داد و آن ها را برای استفاده کودکانی که دچار مشکلات یادگیری نیستند، مناسب سازی کرد. مشاهده های مونته سوری نکرش او به سرشت کودکان را گسترش داد و بنیان کشف ها و نوآوری هایی شد که در کتاب نخست خود با عنوان روش مونته سوری که در سال ۱۹۱۲ در رم چاپ شد، درباره آن ها توضیح داد. در این کتاب، مونته سوری کودکان را چنین توصیف کرده است:

* می توانند برای مدت طولانی تمرکز کنند.
* از تکرار و نظم لذت می برند.
* می توانند خواندن و نوشتن بیاموزند.
* از آزادی و حرکت و انتخاب لذت می برند.
* فعالیت های هدفمند را دوست دارند (به کار بیش از بازی علاقمندند).
* خودجوش هستند، رفتارهایی دارند که نه به مجازات نیاز دارد و نه به پاداش.
* از سکوت و هماهنگی محیط لذت می برند.
* دارای عزت نفس اند و خویشتن دار هستند.

کودکان 300x262 - مونته سوری: نگاهی به زندگینامه ماریا مونته سوری

این کشف ها مونته سوری را به این باور رساندند که چنین ویژگی هایی نشان دهنده گنجایش انسان بودن هستند. او از این نظریه پشتیبانی می کرد که همه کودکان باید در محیط رششد مناسب که رشد و پیشرفت طبیعی آن ها را آسان تر کند، فرصت «ابراز وجود» داشته باشند.

هم ای، ام استندینگ (E. M standing) (1984) و هم ریتا کرامر (۱۹۷۶) به تاریخ پیدایش و پیشرفت رویکرد مونته سوری ، با جزئیات کامل در کتاب خود اشاره کرده اند. هر دو نویسند با بینشی یگانه، به این تجربه اجتماعی و آموزشی پرداخته اند که مونته سوری خود به شرح زیر در مراسم گشایش دومین خانه کودک توصیف کرده بود:

این مکان، تنها، جایی برای نگهداری کودکان نیست … بلکه آموزشگاهی واقعی برای آموزش و پرورش آنهاست… ما اموزشگاه را در خانه قرار داده ایم… ایده مالکیت جامعه نسبت به مدرسه، ایده ای جدید و بسیار زیبا و به تمامی آموزشی است. والدین می دانند که خانه کودک از آن هاست و با اجاره ای که پرداخت می کنند، نگهداری می شود. مادران در هر ساعتی از روز می توانند برای نظارت به این جا بیایند… . (مونته سوری در کرامر، ۱۲۳:۱۹۷۶)

برای مونته سوری ، خانه کودک، ابزاری برای تغییر اجتماعی کودکان و مادران به شمار می رفت. او در سخنرانی گشایش آموزشگاه، در زمینه وظیفه های مادر و نیاز و فرصت های زنان برای کار و امکان مراقبت از کودکشان زیر نظر «یک سرپرست خانم (نامی که مونته سوری برای مربی در نظر گرفته بود) و پزشک خانگی» (کرامر،۱۲۴:۱۹۷۶) سخن گفت.

در این جا به باور کرامر، شاید سخنان مونته سوری ، بازتاب ناتوانی او در «مادری کردن برای فرزندش» و نگرانی اش درباره کیفیت نگهداری از کودکان در نبود مادران باشد. این مشکل امروزه همچنان برای مادرانی که کار می کنند، وجود دارد.

شکی نیست که آن کودکان پیشرفت کردند و والدین آن کودکان پیشرفت کردند و والدین آن ها، ارزش آگاهی در حال رشد کودکان نسبت به بهداشت، رفتار خوب و همچنین استقلال و فرصت های یادگیری شان را درک می کردند. آوازه این تجربه آموزشی به لطف توانایی خرید مطبوعات به سرعت گسترش یافت. طی دو سال بعد، بازدید کنندگان خارجی و ایتالیایی و شخصیت های برجسته و آموزشگران سراسر جهان از خانه های کودکان بازدید کردند.

جنبش بین المللی مونته سوری

در سال ۱۹۱۳ مونته سوری تصمیم گرفت کار سخنرانی دانشگاه و حرفه پزشکی رها کند.او از آن زمان به بعد انرژی خود را برای آموزش مربیان مونته سوری ، تکامل مواد آموزشی مونته سوری و ایجاد شبکه مونته سوری در سراسر جهان به کار برد. در فاصله سال های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۴، با گسترش جنگ جهانی اول، میزان علاقه به شیوه آموزش و پرورش مونته سوری افزایش یافت و فرصت های بسیاری برای ترویج روش بی همتای او درباره یادگیری کودکان برایش پدید آمد. تا سال ۱۹۱۴ صدها مدرسه مونته سوری در اروپا، آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین هند، سریلانکا و پاکستان باز شدند.

در چهل سال بعدی، مونته سوری به سفر، سخنرانی و ترویج شیوه آموزش خود ادامه داد. او به همه قاره ها سفر کرد و میراثی برای ما به جای گذاشت که هزاران هزار کودک در سرتاسر جهان از آن بهره بردند. ماریا مونته سوری در پایان تابستان سال ۱۹۵۲، در حالی که دوست داشت شهروندی جهانی شناخته شود، در هلند در گذشت.

مقالات مرتبط:

• تفاوت ها و تشابهات بین رویکرد مونتسوری و مالاگازی (رجیو امیلیا)
•  الگوی مونتسوری در آموزش به کودکان
• رویکرد آموزشی خواهران مک میلان در آموزش به کودکان
• دیدگاه فرهنگی-تاریخی ویگوتسکی در حوزه تربیت اوان کودکی (پیش از دبستان)
•  ماهیت و مفهوم چارچوب برنامه درسی پیش از دبستان (اوان کودکی)
•  رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل
•  الگوی های اسکوپ
•  برنامه درسی خلاق در پیش دبستان:تاریخچه، مبانی نظری و ویژگیها
•  روش مناسب به لحاظ تحولی (DAP) در آموزش به کودکان
• رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان: شش رویکرد مهم

نظرات