رویکرد بانك استريت در تربيت اوان كودكی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ ميچل

رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل

پیش از این و در مقاله “رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان” به طور خلاصه با رویکرد بانک استریت در پیش دبستان آشنا شدیم. در این نوشتار به بررسی بیشتر ابعاد و جنبه های مهم رویکرد بانک استریت می پردازیم.

لوسی اسپراگ میچل و سایر همفکرانش که تحت تاثیر اندیشه های جان دیویی قرار داشتند، ضمن انتقاد از شیوه اداره سنتی کلاس ها که در آن، آموزش بر سلطه و اقتدار معلم،  قائم است، با انضباط تحمیل شده از بیرون به مخالفت برخاستند. آنان چنین استدلال کردند که اهداف برخاسته از درون که تار و پود تجارب و علائق دانش آموزان را تشکیل می دهند؛ آنان را به فعالیت وا می دارد اما اهداف بیرونی که ناشی از تکالیف خشک اجباری، علاقه معلمان یا پاداش و تنبیه هایی هستند که به منظور ترغیب یادگیری در مدارس سنتی اعمال می شوند، اغلب یادگیری حقیقی را مخدوش می سازد.

رویکرد بانک استریت که به آموزش و پرورش به عنوان فرصتی برای ساختن جامعه ای بهتر می نگرد، ماموریت خود را در این می داند که از طریق به کارگیری تمام دانش قابل دسترس درباره رشد و یادگیری درفرآیند آموزش و ایجاد ارتباط معنادار میان تدریس و یادگیری با دنیای بیرون، به بهبود آموزش و پرورش کودکان و مربیان آنها کمک کند و از این راه به تقویت اجتماع بپردازد و اجتماع شامل خانواده، مدرسه و جامعه بزرگ تری است که بزرگسالان و کودکان با وجود تمام گوناگونی ها، در آن با یکدیگر تعامل می کنند و با هم می آموزند (پریمن و دیگران، ۲۰۰۰، ص ۲۱)

در رویکرد تعاملی – رشدی رویکرد بانک استریت بر دو جنبه تعامل و رشد، تأکید بسیار می شود. در اصول کلی که به عنوان راهنمایی برای تنظیم برنامه درسی توسط باربارا بایبر و ادنا شاپیرو و دیگران ارائه شده، آمده است:

  • کنجکاوی طبیعی کودکان درباره خود و دنیای اطرافشان، نیروی محرکی برای یادگیری است و باعث توانمندی آن در خلق معانی می شود. باید این کنجکاوی طبیعی را زنده نگه داشت.
  • حس هرکودک نسبت به خودش از تجربیاتش با محیط فیزیکی و اجتماعی شکل می گیرد.
  • رشد یعنی صعود در راهی که شخصی، تجربیاتش را سازماندهی کرده و با جهان اطرافش دست و پنجه نرم می کند، این امر از شکلی ساده به اشکالی پیچیده و از یک راه به راه های متوالی توسعه می یابد.
  • رشد در زمان های متفاوت برای کودکان متفاوت ظاهر می شود، اما یک پیوستار است. معلمان باید بتوانند متناسب با رشد کودکان، آنان را با موضوعات و عناوینی روبه رو کنند که به کشمکش و درگیری کودکان با آنها و کسب تجربیات مناسب منتهی شود. مربیان باید بدانند که چگونه مفاهیم یا عقاید جدید را سازماندهی کنند و چگونه تجاربی طراحی کنند که کودکان را به کشف درباره ایده های متفاوت هدایت نماید.
  • پیشرفت، شامل ترکیبی از ثبات و بی ثباتی است. معلمان باید بتوانند به کودکان در تثبیت ادراکات جدیدشان در مواجهه با چالش ها و به تعادل رسیدن آنان کمک کنند (مدرسه کودکان بانک استریت، ۲۰۰۶، ص ۲-۳).

محیط یادگیری در رویکرد بانک استریت

موسسان رویکرد بانک استریت معتقدند که برنامه درسی نباید به صورت مجموعه های جدا از هم اطلاعات خشک که مجزا از علائق، نیازها و تجارب کودکان است ارائه شود. در برنامه درسی بانک استریت گرچه علوم اجتماعی، هسته اصلی را تشکیل می دهد امادر شاخه های دیگر شامل انسان شناسی فرهنگی، جغرافیا، تاریخ، سیاست، فناوری، علوم پایه و هنر گسترش می یابد. اگر بخواهیم به طور خلاصه محیط یادگیری رویکرد رشدی – تعاملی بانک استریت را توصیف کنیم، می توان گفت این محیط بازنمودی از زندگی و کار در آزمایشگاه دانشمندان و کارگاه هنرمندان است (جبیبی و احمدی قراچه، ۱۳۹۰).

رویکرد بانک استریت در تربیت اوان کودکی: آشنای با دیدگاه لوسی اسپراگ میچل

از آنجا که رویکرد بانک استریت ، کودکان را به مشاهده، کشف و تجربه تشویق می کند، برای آنان محیطی ترتیب داده است که غنی و چالش بر انگیز بوده، ضمن ایجاد احساس آرامش، ایمنی، اعتماد و احترام، کنجکاوی را بر می انگیزد و کودکان را به مشاهده و کشف کردن فرا می خواند، محیطی که با ورود به آن با انرژی فراوان، شور و حرارت و استقبالی گرم و با صداها و نگاه های کنجکاو کودکانی رو به رو می گردیم که فعالانه و سخت کوشانه درگیر بازی، حرکت و اکتشاف می باشند (جوردان، ۲۰۰۰، ص ۲).

در چنین محیطی کودکان در انتخاب فعالیت های فردی و یا گروهی کاملاً آزاد می­باشند. این انعطاف به کودکان اجازه می­دهد تا به کشف مواد و ابزارهای ساختار نیافته (آب، نقاشی، شن و غیره) و یا ساختار یافته (پازل­ها، میله­های کوزینیر[۱]، مکعب­ها و غیره) بپردازند (روپناراین و جانسون، ۲۰۰۵).

از دیدگاه رویکرد بانک استریت ، برای آن که محیط یادگیری به یک محیط تجربی و آزمایشگاهی بدل شود، باید دو عنصر انعطاف پذیری و جنبش و حرکت به وضوح بر آن حاکم باشد. این دو عنصر هم در مواد، ابزار، وسایل و چینش آنها و هم در افکار و عقاید، باید لحاظ شود. به عنوان مثال وقتی میز آموزش دهندگان رویکرد بانک استریت به بازی کودکان، بسیار اهمیت می دهند و معتقدند که بازی زبان کودکان و بهترین وسیله برای بیان احساسات، افکار و دانسته های آنان است. کودکان علاوه بر ساعاتی که در کلاس حاضرند، ساعاتی را نیز بیرون از کلاس اختصاص می دهند و به گردش در محیط بیرون و بازی های مربوط به آن مانند بازی با آب و شن و ماسه می پردازند.

اتاق موسیقی، سالن ورزش و تربیت بدنی، کارگاه هنر و کتابخانه نیز از مکان هایی هستند که بچه ها بخشی از ساعات خود را در آنجا می گذرانند. اسباب بازی ها نیز در این میان نقش مهمی بر عهده دارند. رویکرد بانک استریت بیشتر به اسباب بازی هایی بها می دهد که قوه تصور کودکان را بیشتر تحریک کرده و منبع خلاقیت و پرورش ذهنی آنان گردد که این خود، زمینه ساز توانایی حل مسئله و تفکر خلاق آنهاست. در رویکرد بانک استریت ، اسباب بازی هایی که معمولاً با خود دستور العملی برای اجرا ندارند، ارجع هستند. مانند خمیر بازی یا بازی های ساختنی که کتابچه و دستور العمل ندارند و خود کودک باید تشخیص دهد و انتخاب کند که چه بسازد و چگونه چینشی را رقم زند (جبیبی و احمدی قراچه، ۱۳۹۰).

در فیلم زیر الگوی بانک استریت توسط مربیان آن، تشریح شده است

مقاله پیشنهادی: رویکردهای برنامه درسی در پیش دبستان

[۱] . Cuisenaire: قطعاتی میله ­ای­شکل و رنگی که عموماً برای آموزش مفاهیم ریاضی به کودکان استفاده می­شود.

نظرات